نقطه سر خط...

گاهی می پرسد

هی حمید

نقطه یعنی چی؟

در جوابش می گویم نقطه یعنی همه چیز

پوزخندی می زند می گوید نقطه یعنی پوچی...

دیوانگی و اطلا یعنی نبودن!

من ارام اما نه با پوز خند

در جوابش می گویم نقطه هیچگاه پایان نیست

بلکه سر اغاز  اندیشه ای نو است

باز هم لبخند معنی دارش رو به زخم می کشد که تو دیوانه ای در بین نقطه ها گیر کرده ای

اما من اینبار با عزم بیشتر در جوابش می گویم...

هیچی تاو راست می گویی نقطه یعنی...

هر کس به اندازه درک و فهمش از دنیا

هر چ

یزی را انطور که خودش میخواهد می فهمد

فهماندن زوری نیست...

 در تفاوت درک نقطه همین بس است که با  نبود یک نقطه فرج می شود فرح...

 

...

...

 

 

10 روش برای افزایش رضایت از زندگی

(function() { var po = document.createElement('script'); po.type = 'text/javascript'; po.async = true; po.src = 'https://apis.google.com/js/plusone.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(po, s); })();  

در چند سال اخیر‌، روان‌شناسان و جامعه‌شناسان به بررسی اطلاعات درباره پرسشی پرداخته‌اند که قبلاً‌ برای فلاسفه مهم بود: چه چیزی باعث رضایت ما می‌شود؟
پژوهشگران به این منظور تحقیقات گسترده‌ای در سراسر جهان انجام داده‌اند تا ببینند چگونه چیزهایی مانند پول، نگرش، فرهنگ، حافظه، تندرستی، نوع‌دوستی و عادات روزانه بر احساس بهروزی ما تأثیر می‌گذارد. حوزه جدید روان‌شناسی مثبت پر از یافته‌های جدیدی حاکی از آن است که اعمال ما تأثیر چشمگیری بر احساس خوشبختی و رضایت ما از زندگی دارد. ۱۰ راهبرد ثابت‌شده برای افزایش رضایت عبارتند از:

۱ – لحظات روزانه زندگی را درک کنید

هر از چندی مکث کنید تا گل سرخی را ببویید یا کودکان را حین بازی تماشا کنید. کسانی که درنگ می‌کنند تا وقایعی را که به‌طور عادی با عجله پشت سر می‌گذارند، ببینند یا در طول روز به وقایع خوشایند روزانه فکر می‌کنند، افزایش قابل توجهی را از نظر رضایت و کاهش افسردگی گزارش می‌کنند.

ادامه نوشته

7‌ ‌راز جهاني افراد خوش شانس!

 

 

آفتاب یزد:  همگي ما افرادي را ديده‌ايم كه هميشه خوش‌شانس هستند. اين افراد كساني هستند كه همواره موانع را ‌از پيش‌پا برداشته و بسيار كمتر از ديگران نااميد مي‌شوند و به نظر مي‌رسد كه موفقيت، راحت‌تر به سمت ‌آنها مي‌آيد. گويي موقعيت‌هاي خوب مرتبا به آنها روي مي‌آورد البته آنها سخت كار مي‌كنند، اما اين توضيح ‌كاملي در مقابل رفتار روزگار با آنها نيست، چراكه خيلي از مواقع به نظر مي‌رسد كه لياقت و شايستگي يك ‌سري افراد ديگر از آنها بيشتر است. ‌شايد برخي تصور كنند كه اين افراد از بدو تولد به اصطلاح "پيشاني‌نوشتشان" خوب بوده، اما ‌خوشحال باشيد چراكه چنين چيزي صحت ندارد و سرنوشت كسي از بدو تولد رقم نمي‌خورد بلكه ‌افراد خوش‌اقبال تنها 7 راز ساده دارند كه شما هم مي‌توانيد آنها را در زندگي خود به كار ببنديد و شانس و ‌اقبال را در زندگي تجربه كنيد.

ادامه نوشته

شانس

بدون شرح

خلیج فارس

سیرجان؟

 

 

 

.

دوست

از دست دادن دوستان غربت است (حضرت امام علی (ع))

 

غریب کسی است که دوستانش را از دست داده باشد

 

 و بهترین دوست خداست.

چگونه با افکار منفی خود مبارزه کنم؟

دختری که دچار افکار منفی شده

من بارها شده که با یک اتفاق کوچک آنقدر به آن فکر کردم که به قول معروف از کاه کوه ساختنم، بگذارید مثالی بزنم: یک ماشین به صورت نابجا برای ما بوق می زند. برای لحظه ای عصبانی می شویم و با خود می گوییم عجب آدم مزخرفی است. تحت تاثیر عصابانیتمان واکنشی نشان می دهیم و در جواب واکنش ما او عکس العملی نشان می دهد. او رد می شود و می رود ولی ما هنوز به افکار منفی خود غوطه وریم. در ذهن خود با او گلاویز می شویم، با مشت به سر او می زنیم، به زمین می افتد و بیهوش می شود. فکر اینکه نکند او را به قتل رسانیده باشیم تنمان را می لرزاند و یک مرتبه به خود می آییم و می بینیم اینها فقط افکار منفی ما بودند و البته فرد مزاحم الان رفته است. به عبارتی دیگر یک عمل کلید ماشه یک سلسه از افکار اتوماتیک منفی را می کشد. البته چنین وقتی یک مسئله ریاضی را که در آستانه امتحان دادن آن هستیم بلد نیستیم پیش خود می گوییم کارم تمام است این درس را افتضاح کردم و بعد هم سلسه افکار اتوماتیک بعدی: آبروم جلو همه میره!، همه به چشم یک خنگ نگاهم می کنم، هیچی دیگه بدبخت می شم… و بعد ناگهان احساس می کنید عرق کرده اید. احساس اضطراب می کنید و از اینکه به لحظه امتحان نزدیک شوید احساس بدی پیدا می کنید. در حالی که شما فقط و فقط یک مسئله را بلد نبودید و آنچه شما را نگران کرده خیلی بیشتر از آن چیزی است که واقعا وجود دارد. و من فکر می کنم آنقدر همه ما این گفتگوهای درونی را بارها و بارها تجربه کرده ایم که نیاز به مثال های بیشتری نیست.

ادامه نوشته

راه تشخیص دروغ از راست چیست؟

 

سلام
خسته نباشید
چطور باید متوجه بشیم که کسی داره بهمون دروغ میگه؟ یا بهتر بگم راه تشخیص دروغ از راست چیه؟

 

وقتی قرار است یکی از دو تصمیم مهم زندگی تان را بگیرید و تقاضای ازدواج کسی را قبول یا رد کنیدعمق این سوال بسیار بیشتر و فراتراز زبان بدن خواهد بود اگر چه استثنا از تکنیک های این چنینی هم لازم است و اما اجازه دهید سوال شما را عمیق تر کنم و بپرسم اگر بخواهیم یک تصمیم بسیار مهم مثل ازدواج بگیرم از کجا بفهمم که طرف مقابلم صادق است و راست می گوید؟

ادامه نوشته

تو رو از خدا میخوام!

 

نه دیگه عین گداها به عشق اصرار می کنم

        نه دیگه تورو واسه دوست داشتن اجبار میکنم

                        نه دیگه آه میکشم از دست بخت و سرنوشت

نه دیگه عشقمو فریاد ، بلکه انکار میکنم

         نه دیگه تو فکر و رویا و خیال تو قفسم

                        نه دیگه بهت میگم تنها تویی هم نفسم

نه دیگه از تو ترانه میسازم تو لحظه هام

    نه دیگه اصراری هست که من باید بهت برسم

                        نه دیگه یواشکی با نگام تورو می پام

نه دیگه دنبال خوشبختی تو رویاهات میام

                  کار دیگه گذشته از دخیل بستن به معبد چشات

                              تو رو از خودت نمی خوام، تو رو از خدا می خوام

راه هلي داشتن روحيه خوب

1راههای داشتن روحیه ی شاد
1- به دست آوردن آرامش با احساس حضور لحظه به لحظه در محضر خدای رحمان (تکنولوژی عشق)
احساس حضور در محضر خدای رحمان و توکل و ایمان به یاری او در همه عرصه های کارو زندگی به انسان روحیه عالی می دهد.



ادامه نوشته

چگونه با فکر در هر لحظه روحیه خود را عالی مدیریت کنیم

 
 
روحیه خوب وبا نشاط که بهترین دستاورد زندگی
ادامه نوشته

تقديم به تو



عکس گل رز قرمز - AksFa.Net

عکس گل رز قرمز - AksFa.Net

عکس گل رز قرمز - AksFa.Net

قضاوت با شما......

نداشتن هدف در زندگی

 

چرا....

چرا باید همیشه سوال جواب بدیم
 

زائر حرم....

 

گل بی علت و بی عیب، خداست

بلبلی گفت سحر با گل سرخ

کاینهمه خار بگرد تو چراست

گل خشبوی و نکوئی چو ترا

همنشین بودن با خار خطاست

هر که پیوند تو جوید، خوار است

هر که نزدیک تو آید، رسواست

حاجب قصر تو، هر روز خسی است

بسر کوی تو، هر شب غوغاست

ما تو را سیر ندیدیم دمی

خار دیدیم همی از چپ و راست

عاشقان، در همه جا ننشینند

خلوت انس و وثاق تو کجاست

خار، گاهم سر و گه پای بخسب

همنشین تو، عجب بی سر و پاست

گل سرخی و نپرسی که چرا

خار در مهد تو، در نشو و نماست

گفت، زیبائی گل را مستای

زانکه یکره خوش و یکدم زیباست

آن خوشی کز تو گریزد، چه خوشی است

آن صفائی که نماند، چه صفا است

ناگریز است گل از صحبت خار

چمن و باغ، بفرمان قضا است

ما شکفتیم که پژمرده شویم

گل سرخی که دو شب ماند، گیاست

عاقبت، خوارتر از خار شود

این گل تازه که محبوب شماست

رو، گلی جوی که همواره خوش است

باغ تحقیق ازین باغ، جداست

این چنین خواستهٔ بیغش را

ز دکان دگری باید خواست

ما چو رفتیم، گل دیگر هست

ذات حق، بی خلل و بی همتاست

همه را کشتی نسیان، کشتی است

همه را، راه بدریای فناست

چه توان داشت جز این، چشم ز دهر

چه توان کرد، فلک بی‌پرواست

ز ترازوی قضا، شکوه مکن

که ز وزن همه کس، خواهد کاست

ره آن پوی که پیدایش ازوست

لیک با اینهمه، خود ناپیداست

نتوان گفت که خار از چه دمید

خار را نیز درین باغ، بهاست

چرخ، با هر که نشاندت بنشین

هر چه را خواجه روا دید، رواست

بنده، شایستهٔ تنهائی نیست

حق تعالی و تقدس، تنهاست

گهر معدن مقصود، یکی است

وانچه برجاست، شبه یا میناست

خلوتی خواه، کاز اغیار تهی است

دولتی جوی، که بیچون و چراست

هر گلی، علت و عیبی دارد

گل بی علت و بی عیب، خداست

زائر حرم....

 

گل بی علت و بی عیب، خداست

بلبلی گفت سحر با گل سرخ

کاینهمه خار بگرد تو چراست

گل خشبوی و نکوئی چو ترا

همنشین بودن با خار خطاست

هر که پیوند تو جوید، خوار است

هر که نزدیک تو آید، رسواست

حاجب قصر تو، هر روز خسی است

بسر کوی تو، هر شب غوغاست

ما تو را سیر ندیدیم دمی

خار دیدیم همی از چپ و راست

عاشقان، در همه جا ننشینند

خلوت انس و وثاق تو کجاست

خار، گاهم سر و گه پای بخسب

همنشین تو، عجب بی سر و پاست

گل سرخی و نپرسی که چرا

خار در مهد تو، در نشو و نماست

گفت، زیبائی گل را مستای

زانکه یکره خوش و یکدم زیباست

آن خوشی کز تو گریزد، چه خوشی است

آن صفائی که نماند، چه صفا است

ناگریز است گل از صحبت خار

چمن و باغ، بفرمان قضا است

ما شکفتیم که پژمرده شویم

گل سرخی که دو شب ماند، گیاست

عاقبت، خوارتر از خار شود

این گل تازه که محبوب شماست

رو، گلی جوی که همواره خوش است

باغ تحقیق ازین باغ، جداست

این چنین خواستهٔ بیغش را

ز دکان دگری باید خواست

ما چو رفتیم، گل دیگر هست

ذات حق، بی خلل و بی همتاست

همه را کشتی نسیان، کشتی است

همه را، راه بدریای فناست

چه توان داشت جز این، چشم ز دهر

چه توان کرد، فلک بی‌پرواست

ز ترازوی قضا، شکوه مکن

که ز وزن همه کس، خواهد کاست

ره آن پوی که پیدایش ازوست

لیک با اینهمه، خود ناپیداست

نتوان گفت که خار از چه دمید

خار را نیز درین باغ، بهاست

چرخ، با هر که نشاندت بنشین

هر چه را خواجه روا دید، رواست

بنده، شایستهٔ تنهائی نیست

حق تعالی و تقدس، تنهاست

گهر معدن مقصود، یکی است

وانچه برجاست، شبه یا میناست

خلوتی خواه، کاز اغیار تهی است

دولتی جوی، که بیچون و چراست

هر گلی، علت و عیبی دارد

گل بی علت و بی عیب، خداست

زائر حرم....

 

گل بی علت و بی عیب، خداست

بلبلی گفت سحر با گل سرخ

کاینهمه خار بگرد تو چراست

گل خشبوی و نکوئی چو ترا

همنشین بودن با خار خطاست

هر که پیوند تو جوید، خوار است

هر که نزدیک تو آید، رسواست

حاجب قصر تو، هر روز خسی است

بسر کوی تو، هر شب غوغاست

ما تو را سیر ندیدیم دمی

خار دیدیم همی از چپ و راست

عاشقان، در همه جا ننشینند

خلوت انس و وثاق تو کجاست

خار، گاهم سر و گه پای بخسب

همنشین تو، عجب بی سر و پاست

گل سرخی و نپرسی که چرا

خار در مهد تو، در نشو و نماست

گفت، زیبائی گل را مستای

زانکه یکره خوش و یکدم زیباست

آن خوشی کز تو گریزد، چه خوشی است

آن صفائی که نماند، چه صفا است

ناگریز است گل از صحبت خار

چمن و باغ، بفرمان قضا است

ما شکفتیم که پژمرده شویم

گل سرخی که دو شب ماند، گیاست

عاقبت، خوارتر از خار شود

این گل تازه که محبوب شماست

رو، گلی جوی که همواره خوش است

باغ تحقیق ازین باغ، جداست

این چنین خواستهٔ بیغش را

ز دکان دگری باید خواست

ما چو رفتیم، گل دیگر هست

ذات حق، بی خلل و بی همتاست

همه را کشتی نسیان، کشتی است

همه را، راه بدریای فناست

چه توان داشت جز این، چشم ز دهر

چه توان کرد، فلک بی‌پرواست

ز ترازوی قضا، شکوه مکن

که ز وزن همه کس، خواهد کاست

ره آن پوی که پیدایش ازوست

لیک با اینهمه، خود ناپیداست

نتوان گفت که خار از چه دمید

خار را نیز درین باغ، بهاست

چرخ، با هر که نشاندت بنشین

هر چه را خواجه روا دید، رواست

بنده، شایستهٔ تنهائی نیست

حق تعالی و تقدس، تنهاست

گهر معدن مقصود، یکی است

وانچه برجاست، شبه یا میناست

خلوتی خواه، کاز اغیار تهی است

دولتی جوی، که بیچون و چراست

هر گلی، علت و عیبی دارد

گل بی علت و بی عیب، خداست

صدق و وفا، دو عامل حفظ شخصیت انسان

 

وفا نکردی و کردم!

اگر این روزها نگاهی به پیرامون خود و روابط میان انسان ها بیندازید، خواهید دید که چقدر ظاهر و باطن افراد متفاوت است و چقدر عنصر صداقت در روابط اجتماعی کمرنگ شده است. این امر موجب می شود تا روابط میان افراد، دچار آسیب های جدی شود و باب بی اعتمادی نسبت به یکدیگر در جامعه گشوده شود.

امیرالمومنین، علی علیه السلام، در خطبه چهل و یکم از نهج البلاغه با اشاره به دو عنصر گرانبهای صدق و وفای به عهد می فرماید:

«ایها الناس ان الوفاء توام الصّدق و لا اعلم جنةً اوقی منه»

«ای مردم، وفاء به عهد، همراه صداقت است و من سپری نگهدارنده تر از وفاء (یا صدق) نمی بینم.

در این خطبه، امام علیه السلام، مردم از پیمان شکستی نهی کرده و به صداقت و وفاء به عهد تشویق می نماید. معنای صدق به صورت کلی عبادت است از اینکه گفتار و کردار و تفکرات شخصی با واقعیت مطابقت داشته باشد.

رابطه مستقیم، میان صدق و وفا

وقتی میان دو چیز رابطه مستقیم وجود داشته باشد، آن دو چیز کاملاً به هم وابسته خواهند بود و کم و زیاد شدن یکی به طور مستقیم روی دیگری اثر خواهد گذاشت.

به این معنا که هر چه صداقت و صفا در گفتار و کردار و اندیشه و هدف گیری های فرد، بیشتر باشد، به همان نسبت  برای وفای به عهد و انجام گفته های خویش بیشتر تلاش خواهد کرد، و هر چه فرد در انجام تعهداتش دقیق تر باشد، صداقت او بیشتر نمایان می شود، یعنی صداقت، علت وفای به عهد و وفای به عهد، نشانه صداقت است.

بنابراین، وقتی روحیه یک انسان آماده عمل بر طبق واقعیات شده است، چنین انسانی همواره در مسیر صدق حرکت می کند و همواره در مسیر صداقت سخن می گوید، می اندیشد و وعده می دهد.

 

ادامه نوشته

دوستان.....

راز شادی
 
در لذت بردن از
 
 چیزهای
 
ساده است
 
 

روابط....

یادمان باشد....

آجیل و باورهای نادرست در مورد آن(البته در صورت خرید)

 

۱) بعضی‌ها خیال می‌کنند آجیل ارزش غذایی ندارد و به قول معروف، شکم‌پرکن است! اصلا این‌طور نیست! آجیل منبع سرشاری از پروتئین، آهن، روی، کلسیم، پتاسیم و بسیاری دیگر از مواد معدنی و ویتامین‌های آنتی‌اکسیدان است.

۲) بعضی‌ها فکر می‌کنند چربی آجیل، سلامت قلب را تهدید می‌کند

البته آجیل چرب است، اما چربی‌اش از نوع اشباع‌نشده است که کلسترول خون را پایین می‌آورد و خطر بیماری ‌های قلبی و عروقی را کم می‌کند. اغلب مغزهای موجود در آجیل شامل ۹۰ درصد اسیدهای چرب اشباع‌نشده هستند.

ادامه نوشته

ما و خدا

فرق ما با خدا اینه....

خدا تمام بدی هارو با یک خوبی

 فراموش می کنه و می بخشه

اما ما تمام خوبیها رو به یک بدی

 پاک می کنیم ونمی بخشیم...

چند راه کار مفید برای ترک غیبت و سخن چینی!

 
 

غیبت آسیب رسان و بسیار مخرب است. غیبت، چه عمدی و چه سهوی، آسیب های فراوانی به دنبال دارد. به جای اینکه درمورد آدمها و پشت سر آنها حرف بزنیم، باید با خود آنها حرف زده و مشوقشان باشیم. امروز ۵ راه برای ترک عادت غیبت کردن به شما پیشنهاد می کنیم.



ادامه نوشته

شیطان كیست؟

 موجودی است كه حرفش را با دل و جان گوش داده
 
و عمل می كنیم و سپس او را لعنت می فرستیم !!!! 

با این حال گویا هر دو طرف از این روال راضی ایم !‌!‌!

خب " خدا " را شكر !


 

دقت کنید

چند لحظه به دوتا تصویر زیر دقت کنید:

 

http://s2.picofile.com/file/7686930107/coponet_dandun1.jpg

 

http://s2.picofile.com/file/7686930642/coponet_dandun2.jpg

 


آقایون تو تصویر دندونای کثیفی دارن درسته؟



دو باره یه نگاه بندازید بهشون! اکثرا با دیدن دو تا تصویر بالا متوجه دندونای کثیف میشیم اما متوجه این موضوع نمیشیم که تو تصویر اول خانم محترم 6 تا انگشت دارن! و تو تصویر دوم آقای اصلا یه گوش نداره!



پس داشتن حتی یه دندون کثیف خیلی بیشتر از نقص عضو جلب توجه می کنه.

 

.



اما نگران نباشید همیشه راه هایی برای حل این مشکل وجود داره. شاید متوجه شدید با اینکه همیشه مسواک می زنید بازم دندوناتون اون سفیدی که میخواید رو نداره.

رازهای اعتماد به نفس

 
روز اوّل راز اعتماد به نفس در این است که بدانی تو در تمام دنیا منحصر به فرد هستی. هیچ کس آهنگ تو را نخواهد خواند و این آهنگ همواره فقط مال خودت خواهد بود. وظیفۀ اصلی تو آن است که یاد بگیری آن آهنگ را کامل و بدون نقص بخوانی.

روز دوّم راز اعتماد به نفس در این است که دیگران را همان طور که هستند بپذیری، تا بتوانی خودت را همان طور که هستی بپذیری.

 

ادامه نوشته

واپسین لحظات

 

You have to live moment to moment, you

Have to live each moment as if it is the last

Moment. So don't waste it in quarreling, in

Nagging or in fighting.

Perhaps you will not find the next moment even

For an apology.

 

 

از لحظه به لحظه زندگي كردن گريزي نيست

.بايد هر لحظه

را چنان زندگي كني كه گويي واپسين لحظه است.

پس وقت را در جدل، گلايه و نزاع تلف نكن.

شايد لحظه بعد حتي براي پوزش طلبي در دست تو نباشد.

دنیای بچه ها

 

ادامه نوشته

اسانسور....ارسالی یک دوست

 
روزي ، يك پدر روستايي با پسر پانزده ساله اش وارد يك مركز تجاري ميشوند.
پسر متوّجه دو ديوار براق نقره‌اي رنگ ميشود كه بشكل كشويي از هم جداشدند و دو باره بهم چسبيدند، از پدر ميپرسد، اين چيست ؟ پدر كه تا بحال در عمرش آسانسور نديده ميگويد پسرم، من تا كنون چنين چيزي نديدم، ونميدانم .

در همين موقع آنها زني بسيار چاق را ميبينند كه با صندلي چرخدارش به آنديوار نقره‌اي نزديك شد و با انگشتش چيزي را روي ديوار فشار داد، و ديواربراق از هم جدا شد ، و آن زن خود را بزحمت وارد اطاقكي كرد، ديوار بستهشد، پدر و پسر ، هر دو چشمشان بشماره هائي بر بالاي آسانسور افتاد كه ازيك شروع و بتدريج تا سي‌ رفت، هر دو خيلي‌ متعجب تماشا ميكردند كهناگهان ، ديدند شماره‌ها بطور معكوس و بسرعت كم شدند تا رسيد به يك، دراين وقت ديوار نقره‌اي باز شد، و آنها حيرت زده ديدند، دختر ۲۴ ساله موطلايي بسيار زيبا و ظريف ، با طنازي از آن اطاقك خارج شد.
پدر در حالي كه نميتوانست چشم از آن دختر بردارد، به آهستگي، به پسرشگفت : پسرم ، زود برو مادرت را بيار اينجا!!!

تجربه.......

داستانی زیبا که مطلب خانم های ایرانی + مردهای شهوتی ایران را کامل میکند.

خیلی از دوستان برایشان سوال است چرا دیگران مردها و آقایان مارا شهوت پرست و شهوت ران میخوانند. کسی که چیزی ندارد دوست ندارد دیگران آنرا داشته باشند و میخواهند خوبی را از سمت خود نشان دهند. اما حیف دست بالا دست بسیار است.

حال داستانی از مشاجره یک پسر ایرانی و انگلیسی پیرامون خانم ها(دخترها) و پسرها(آقایون) را باهم مرور میکنیم.

 

یک پسر انگلیسی با یک پسر ایرانی درحال بحث و گفتگو بودند که پسر انگلیسی از او(پسر ایرانی) می‌پرسد:

چرا خانم های شما با مردای شما دست نمیدن ؟

یعنی تااین اندازه و اینقدر شهوت پرستن ؟

پسر ایرانی می‌گوید: چرا همه مردای شما نمیتونن دست ملکه تون رو لمس کنن؟

پسر انگلیسی درحالی که بسیار عصبانی می‌شود می‌گوید: ملکه‌ی ما فردی عادی نیست،فقط باافراد خاص دست میده

پسر ایرانی می‌گوید: خانم‌های سرزمین من ( ایران ) همه ملکه‌اند …..

پرداخت کنید دریافت کنید

برای رسیدن به آرزوها باید شجاع بود

برای اعتقادات باید احترامی فراتر از هرچیز قائل بود

برای رسیدن به آرزوهای اعتقادی باید هزینه داد و نه آن هم کم

مگر کسی بزرگتر و قدرتمند تر از خدا هم هست؟ که نتوانیم به خاطر او بگذریم از چیزهایی با ارزش خیلی کمتر؟

هرچیزی قیمتی داره، وقتی پرداخت نکنی بهشون نخواهی رسید... منطق محض، منطق بی احساس

به اعتماد دیگران  حرمت بگذاریم....

وای از مرز باریک اعتماد و بی آبرویی

چه بسا محرم که با یک نقطه..

یه نقطه کوچیک..

اما نه به اندازه کوچیکی اون نقطه..

مجرم می شه...


هرجا محرم شدید، چند برابر بیشتر سخت گیر باشید..

۱۰ روش برای افزایش رضایت از زندگی

در چند سال اخیر‌، روان‌شناسان و جامعه‌شناسان به بررسی اطلاعات درباره پرسشی پرداخته‌اند که قبلاً‌ برای فلاسفه مهم بود: چه چیزی باعث رضایت ما می‌شود؟
پژوهشگران به این منظور تحقیقات گسترده‌ای در سراسر جهان انجام داده‌اند تا ببینند چگونه چیزهایی مانند پول، نگرش، فرهنگ، حافظه، تندرستی، نوع‌دوستی و عادات روزانه بر احساس بهروزی ما تأثیر می‌گذارد. حوزه جدید روان‌شناسی مثبت پر از یافته‌های جدیدی حاکی از آن است که اعمال ما تأثیر چشمگیری بر احساس خوشبختی و رضایت ما از زندگی دارد. ۱۰ راهبرد ثابت‌شده برای افزایش رضایت عبارتند از:

۱ – لحظات روزانه زندگی را درک کنید

هر از چندی مکث کنید تا گل سرخی را ببویید یا کودکان را حین بازی تماشا کنید. کسانی که درنگ می‌کنند تا وقایعی را که به‌طور عادی با عجله پشت سر می‌گذارند، ببینند یا در طول روز به وقایع خوشایند روزانه فکر می‌کنند، افزایش قابل توجهی را از نظر رضایت و کاهش افسردگی گزارش می‌کنند.

۲ – از مقایسه بپرهیزید

چشم و هم‌چشمی جزئی از بسیاری از فرهنگ‌هاست اما مقایسه خودمان با سایرین می‌تواند به رضایت و عزت نفس لطمه وارد کند. به جای مقایسه کردن با دیگران، توجه خود را به دستاوردهای شخصی معطوف کنید تا به رضایت بیشتری دست یابید.

۳

ادامه نوشته

تفاوت.....

ما به هر چیزی معنایی می دهیم. هیچ چیز در زندگی معنا ندارد مگر معنایی که شما به آن می دهدی. به چیزی می گوییم "باحاله" و به چیز دیگر می گوییم " حال نمیده" چیزی که برای ما لذت بخش است ممکن است دیگر ارزشی نداشته باشد.

آنچه انسان ها را از هم جدا می کند،‌تفاوت در لذاتشان است.
کارهای انسان اتفاقی نیست. هر کاری که می کنیم دارای دلیلی است. یا برای کسب لذت و خوشحالی است یا برای دوری جستن از رنج و ناراحتی!!!

قیمت زندگی.....

اینو بدون اگه یه روزی فهمیدی قیمت یه لیتر بارون چنده؟
قیمت یه ساعت روشنایی خورشید چنده؟
چقدر باید بابت مکالمه روزانه مون با خدا پول بدیم؟

یا اینکه چقدر بدیم تا نفسمون رو، بی منت با طراوت طبیعت زیباش تازه کنیم
اون وقت می فهمی که چرا داری تو این دنیا زندگی ميکنی!

مهربانی

مهربانی یعنی

 فرستادن یک نامه

به  یک دوست

چگونه شاد زندگی کنیم؟

 

 
«ابراهام لینکلن» گفته است اغلب مردم تقریباً به همان اندازه ای شاد هستند که انتظارش را دارند. در واقع آنچه که در زندگی برای ما رخ می دهد آنقدر ها تعیین کننده شادی ما نیست، بلکه بیشتر نوع واکنش ما نسبت به آن رخدادهاست که نقش تعیین کننده دارد.
فردی که تازه کارش را از دست داده است ممکن است این پیشامد را به فال نیک بگیرد. پیشامدی که می تواند منجر به بروز موقعیتی تازه برای یک تجربه شغلی جدید، کشف قابلیتهای تازه و محک زدن استقلال او در محیط کار گردد. در شرایط مشابه ممکن است تصمیم بگیرد که خود را از یک ساختمان بیست طبقه پایین بیندازد و مشکل را تمام کند. بنابراین در برابر یک موقعیت یکسان یکی ممکن است به وجد بیاید و دیگری اقدام به خودکشی کند. یکی بدبختی و فلاکت را می بیند و دیگری موقعیتها و فرصتهای تازه را.
شاید در اینجا مساله را کمی بیش از اندازه ساده فرض کرده باشیم اما به هر حال این واقعیت به قوت خود باقیست که ما خود تصمیم می گیریم که در زندگی چگونه تحت تاثیرقرار بگیریم. حتی اغلب کسانی که کنترل روانی خود را از دست می دهند باز هم تصمیم به این امر می گیرند در واقع این افراد به خود می گویند: مثل اینکه زندگی کمی بیش از اندازه برای من دشوار شده است شاید بهتر باشد برای مدتی کنترل ذهنم را از دست بدهم.
اما شاد بودن همیشه آسان نیست. شاد بودن می تواند یکی از بزرگترین مبارزات ما در صحنه زندگی باشد و گاه می تواند تمام پافشاری ها، انضباط فردی و تصمیماتی را که برای خود فراهم آورده ایم مخدوش کند. معنای بلوغ، قبول مسئولیت شادی خویش و تمرکز بر داشته ها بجای نداشته ها ست. از آن جایی که انسان افکار و اندیشه های خود را بر می گزیند الزاماً تعیین کننده میزان شادی های خویش است. برای شاد بودن باید بر افکار شاد تمرکز کنیم اما ما غالباً بر عکس عمل می کنیم. اغلب تعریف ها و تمجیدها را ناشنیده می گیریم اما حرفهای ناخوشایند را مدتها در ذهن نگه کی داریم.
اگر اجازه بدهید که یک تجربه یا یک حرف رکیک ذهن شما را به خود مشغول کند خود شما از عواقب آن رنج خواهید برد. یادتان باشد که شما زیر سلطه ذهن خود هستید
اغلب مردم تعریف ها و تمجیدها را ظرف چند دقیقه فراموش می کنند اما یک اهانت را سالها بخاطر می سپارند. آنها مانند آشغال جمع کن هایی هستند که هنوز توهینی را که بیست سال پیش به آنها شده است با خود حمل می کنند.
مثلاً مریم می گوید: من هنوز یادم هست که در سال ۱۳۴۰ او چطور به من گفت که چاق و احمق هستم. احتمالاً مریم حتی تعریف و تمجیداتی را که دیروز از او شده است بخاطر نمی آورد اما هنوز سطل زباله ۳۰ سال پیش را به این طرف و آن طرف می کشد.
یادم می آید بیست و پنج ساله بودم که یک روز صبح از خواب بیدار شدم و به خود گفتم: تا امروز به اندازه کافی گرفته و غمگین بوده ای، اگر تصمیم داری که روزی در زندگی آدم واقعاً شادی بشوی چرا از همین حالا شروع نمی کنی؟ تصمیم گرفتم که آن روز بسیار شادتر از گذشته باشم و این تصمیم واقعاً کارساز شد. بعدها از آدمهای شاد دیگر پرسیدم: شما چطور به این شادیها رسیدید؟ در تمام موارد جوابهای آنها دقیقاً بازتاب تجربه خود من بود. می گفتند:
ما به اندازه کافی بیچارگی و درد و رنج و تنهایی کشیده بودیم و تصمیم گرفتیم که این وضعیت را تغییر بدهیم.
● خلاصه کلام :
گاه شاد بودن می تواند کاری بس دشوار باشد. لازمه شاد زیستن، جستجوی زیباییها و خوبیهاست. یکی زیبایی منظره را می بیند، دیگری کثیفی پنجره را. این شما هستید که انتخاب می کنید چه چیز را ببینید و به چه جیز بیندیشید. کازانتزا کیس گفته است:
« قلم و رنگ در اختیار شماست. بهشت را نقاشی کنید و بعد، وارد آن شوید.»

ناگهان.......

حرف‌های ما هنوز ناتمام ....
تا نگاه می‌کنی :
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آن‌که با خبر شوی
لحظه‌ی عزیمت تو ناگزیر می‌ شود
آی .....
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
         چقدر زود
                     دیر می‌شود!

نا اميدي ممنونع.....


گله میکردم از خدا ، از وضع خودمون، از بی عدالتی ، از تظاهر ، از گرونی، از...

بهش میگفتم چرا انقد صبوری، بهش میگفتم خسته شدم بهش میگفتم پس کی دیگه میخوای کمک کنی؟


اما الان،

دیگه هیچ گله نمیکنم از خدا، فقط التماسش میکنم، التماسش میکنم: یارب! امام زمان رو برسون، خدایا خواهش میکنم امام زمان رو برسون، خدایا ماه مهمانی توئه، ماه کرم توئه، خدایا به جرم مسلمانی، گناه دارن خدایا.


پ.ن: خودم رو میزارم به جای اونها، حتی تصورش هم وحشتناکه.

بیاید انتقاد کنیم، سرزنش کنیم، دنبال عدالت بگردیم ولی ناشکری نکنیم.

باتمام نفسام

 میگم دددددددددددددددددددددددددد

ددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد

دددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد

ددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد

ددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددو

سسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس

سسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسست

دارم تمام زندگی من.دوست دارم

 

تلنگر!

 

دوستان از اصل زندگی غافل نشیم؟!........

    چند روز پیش دوستی رو دیدم که مدتها ازش خبری نداشتم

پریشان  بود غمی در چهره داشت که سر درونش رو  نشون میداد

با خود گفتم الان وقتشه

چند وقتیه ندیدمش  یک ساعتی باهاش باشم بد نیست .

شاید بتونم غم دلش رو برطرف کنم و کمک حال پریشونش باشم

 گفتم و گفتیم  از هر دری تا  بغضش ترکید

 من جا خوردم

گفت نکنه حمید از اطرافیانت  مادرت و.... غافل شی

گفتم سعی می کنم

 اما چطور مگه چی شده که این رو گوشزد می کنی

در حالی که اشک می ریخت بریده بریده ادامه داد

چند روز پیش  گدایی رو که  خانمی بود کنار خیابون دیدم

به ذهنم اومد کمکی بهش بکنم

دست توی جیبم بردم  اسکناسی دراوردم بیرون

 ۵۰۰۰ تومانی بود گفتم زیاده بزار خردش کنم

چند مغازه اطراف رو گشتم چون اول صبح بود یا باز نبودن یا پول خرد نداشتند

تصمیم گرفتم از خود زنه خرد بگیرم

رفتم جلو خم شدم

گفتم ببخشید خانم پول خرد دارید  ۱۰۰۰  تومان بردارید؟

با سر اشاره کرد و گفت بله داره

منم ۵۰۰۰ تومانی رو بهش دادم 

 اونم دستش رو از  یر چادر بیرون اورد و ۲ تا ۲۰۰۰ تومانی به من داد .

نمیدانم چرا به دستش دقت کردم انگشتری فیروزه ای قدیمی داشت و یکی از انگشتانش زخم بود و ناخنش هم شکسته بود...

پول رو گرفتم و رفتم

به خودم می بالیدم که امروز چه کرده  یاسر

دیگه مرد خدایی شده به فقیری کمک کرده

 تا ساعت ۵ سر کار بودم یهو به ذهنم رسید برم خونه مادرم اخه ۳ ماهی بود نرفته بودم

  رفتم خونه مادر زنگ زدم   

 بعد از کمی تاخیر  مادرم اومد در رو باز کرد

تا منو دید گفت پسرم کجا بودی یخ کردی

نمیشه لباس گرم بپوشی مریض میشی

 زود بیا توی اتاق

منم دنبالش رفتم

نشستم پرسیدم مادرم چطوری ؟

اونم گفت شکر خدا

هی زندگی می کنیم .....خودت چطوری زن و بچه هات چطورن ؟

مراقب خودت و زن و بچه هات باش 

مریض نشن توی این هوای سرد! و گرونی دوا و درمون سخته!

گفتم چشم

کمی که گذشت چایی برام اورد با کمی کشمش و چند نارنگی  که معلوم بود چند وقت پیش خریده بود...

منم تشکر کردم  گفتم ببخش مادر گرفتار زندگی شدم کمتر میشه بهت سر بزنم

گفت اشکالی نداره همینکه سالم باشید برای من کافیه خدا ما هم بزرگه!

چایی که خوردم حواسم به میوه(همون نارنگی )نبود

 مادرم دستش رو دراز کرد  نارنگی برام گذاشت گفت یاسرم بخور نا قابله همین توی خونه بود

همینکه دستش رو جلو اورد  انگشتر فیروزه و انگشت زخم شده  با ناخن شکسته شده اش توجه منو به خودش جلب کرد...

خدای من یعنی........

پرسیدم مادرم صبح کجا بودی

گفت خونه چطور مگه  گفتم صبح من اومدم خونه نبودی(دروغ مصلحتی)..

جواب داد یه سری رفته بودم بیرون و برگشتم

گفتنم اخه ساعت ۷ و نیم صبح من اومدم نبودی.... صدای مادرم لرزان بود و خودشو جمع و جور کرد حرکتش و رفتارش شک منو  به یقین تبدیل کرد......

یهو زدم توی سرم وای بر من ،وای بر یاسر....مادرم گفت چت شده دیونه شدی ...

گفتم نه مادر  تازه به عقل اومدم

.....

نتونستم جلوی خودمو بگیرم

بلند شده رفتم بیرون.....

هرچه مادر پیرم صدا کرد کجا میری؟

 وایستا شام بخور بعد برو انگار چیزی نمی شنیدم....

راضی بودم بمیرم اما امروز رو نمی دیدم....

تازه فهمیدم کجای نیام تا چندئ روزی مثل دیونه ها بودم..

من و برادرام و تک خواهرم از مادر نجیب و پیرمون  غافل شده بودیم  و اونم مجبور شده بود..... ...

شاید هم بعد از فوت پدرمون  در ۵ سال قبل   مجبور شده بود......اخه از پدرم چیزی به ارث نمونده بود چون کارگر بود جزء همون خونه چیزی نداشت!

از اون به بعد تصمیم گرفتم به مادرم بیشتر برسم و......تا شایدت خدا و مادرم منو ببخشند

اما هر ثانیه از خدا آرزوی مرگ می کنم که غفلت من و برادرام و خواهرم مادر بدون درامد منو  مجبور به.....

دیگه با بیدار شدن از خواب غفلت هر گز ندیدم مادرم توی اون سرمای صبح    کنار خیابونی بنشینه و......

درسته اون مادرم بود!

 

مادرمن!

چه صبری دارد خدای مهربون

 

: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است

بنده: خدایا! خسته ام! نمیتوانم

خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان

بنده: خدایا خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم

خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان

بنده: خدایا سه رکعت زیاد است

خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان

بنده: خدایا امروز خیلی خسته ام آیا راه دیگری ندارد؟

خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله

بنده: خدایا من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم میپرد

خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب میکنیم

بنده اعتنایی نمیکند و میخوابد

خدا: ملائکه ی من ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است، امشب با من حرف نزده

ملائکه: خداوندا دوباره او را بیدار کردیم، اما باز خوابید

خدا: اذان صبح را میگویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نمازصحبت قضامیشود خورشید از مشرف سر بر میآورد

ملائکه: خداوندا نمیخواهی با او قهر کنی؟

خدا: او جز من کسی را ندارد... شاید توبه کند...

بنده ی من تو هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صدها خدا داری

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

صداقت چیست

1.    با خود صداقت داشته باشید. آنگاه همچون چرخه ی طبیعی فرا رسیدن روز از پی شب ، خواهید دید كه با دیگران نیز نمی توانید صادق نباشید.

2.   صداقت نخستین بخش كتاب عشق است.

3.    آنچه هستید شما را بهتر معرفی می كند تا آنچه می گویید.

4.    چه بهتر كه ناموفق باشیم با افتخار ، ولی موفق نباشیم با دروغ و تقلب.

5. ضرر را بر منفعت غیر مشروع ترجیح دهید ، ضرر تلخ است ولی آنی است ، در حالی كه منفعت غیر مشروع وجدان شما را همواره می آزارد.

6.    انسان را به لحاظ قدرت اخلاق و روحش مورد قضاوت قرار می دهند.

7.    رستگاری تو در عمل دیگران تجلی پیدا نمی كند. بلكه درعكس العمل تو ظاهر می شود.

8.    از سخنان خود عادل شمرده خواهی شد و از سخن های تو بر تو حكم خواهد شد.

9.    اگر با صداقت زندگی كنید هدف زندگی كردن را می آموزید.

10 . بخشش هنگامی آسان می شود كه ما بتوانیم دیگران را بشناسیم و به ضعف های خودمان و این كه ما نیز امكان اشتباه كردن داریم معترف باشیم.

11 . صداقت نخستین فصل دفتر دانایی است .

12 . صداقت بهترین منش است .

نمیدانم چرا اینقدر زمانه دلش تنگ است ؟

نمیدانم!

چرا روحهای بی انتها اینچنین محدود شده اند ؟

چرا جانهای همیشه تشنه و بی کران اینک با جرعه ای سیراب می شوند ؟

چرا اینهمه بین ما فاصله وجود دارد ؟

چرا گرفتاران دیو شهر ظلمت ، بسوی دیار روشنایی و نور عزم سفر نمیکنند ؟

چرا ره یافتگان روشنایی به فکر دستگیری از ظلمتیان نیستند ؟

چرا باید چهره ها و نژادها ، مرزها و زبانها بین ما زمینی ها اینچنین جدایی افکند؟

چرا با یک زبان حرف نمیزنیم که همواره یکدیگر را بهتر و بیشتر ، تعبیر و تفسیر کنیم ؟

 

"زبان دل" ، ”زبان محبت“ ، زبانی جهانی است که برای هر یک از ما در هر نقطه از این کره خاکی با هر شکل و رنگ و نژاد و چهره قابل فهم است!

پس چرا...؟

در چشمهایمان خشکسالی اشک است و بر لبهایمان قحطی لبخند

زندگی برویمان آغوش می گشاید و ما برویش در می بندیم

و خوب میدانیم که عشق را ، دوستی را، محبت را خود خواهانه و مغرضانه تفسیر میکنیم.

 

اسیران بدون امید رهایی ، آزاد گان بدون شوق پر گشودن.

کردارمان پر رنگ از تظاهر ، گفتارمان شعار و پندارمان خیانت

و عشقهایمان چیزی جز خود خواهی نیست.

 

چه به سرمان دارد می آید ؟

برگهای درخت انسانیت را نظاره گرم که کم کم رنگ می بازند و گویی خود را برای تن سپاری به خزان آماده کرده اند.

 

ولی نه ، امید اینکه (( باشند مهربانانی که آب زلال محبت را بی منت نثارش کنن و سخاوتمندانه نور مهر و گذشت بر شاخسارانش بتابانند و بهاری دوباره را تقدیمش کنند)) در وجودم نور افشانی میکند و خوب میدانم شما دوستان همان مهربانانی هستید که عاشقانه بارورش خواهید ساخت!

شاید خیلی از گفته هایم تکراری باشد ولی همیشه تکرار بد نیست مگه نه ؟

از تو مهربان سپاسگزارم که وقت گرانبهایت را صرف خواندن نوشته هایم کردی.

به امید روزی که همه ما در پی تحقق بخشیدن به رؤیاها و افسانه های شخصی خویش باشیم و لحظه لحظه عمرمان را حقیقی زندگی کنیم و یادمان باشد عشق هیچگاه ما را از رسیدن به افسانه شخصی مان باز نمیدارد و اینکه هر انسانی بخواهد به رؤیاهایش عینیت بخشد با مهر و محبت، و عشق و دوستی منافات ندارد.

...

وبیاموزیم عشق بدون تملک

بیاموزین   به عقاید و خواسته های دیگران احترام بگذاریم هرچند مخالف عقاید ما باشند

 

سربلند و پیروز باشید و همه ایام به کامتان باشه



ما زیاران ..........

ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آن چه می پنداشتیم
تا درخت دوستی کی بر دهد حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
گفت و گو آیین درویشی نبود ور نه با تو ماجراها داشتیم
شیوه چشمت فریب جنگ داشت ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم
گلبن حسنت نه خود شد دلفروز ما دم همت بر او بگماشتیم
نکته‌ها رفت و شکایت کس نکرد جانب حرمت فرو نگذاشتیم
گفت خود دادی به ما دل حافظا ما محصل بر کسی نگماشتیم

سخنان بزرگان درباره‌ی خوشبینی و بدبینی

 

اگر كسی در روند كسب و تجارت، دچار ناامیدی و بدبینی شود، آنجا نقطه‌ی پایان پیشرفت اوست.((كیم وو چونگ))  

 

اگر خواهان عشق هستیم، بهتر است جویای خوبی‌های مردم باشیم؛ حتی اگر از این راه، گونه‌ای خوشبینی نابخردانه را بر خود هموار كرده باشیم.((لئوبوسكالیا))  

 

آنجا كه نوری نیست، آدم خوشبین شاید پرتوی ببیند، ولی بدبین چرا همواره می‌خواهد آن را خاموش كند؟((میشل دوسن‌ پیر))  

 

حتی كارهای نادرست‌مان می‌توانند سبب خوشبینی باشند، اگر از رهگذر آنها فرصت‌هایی برای بازآموزی و آگاه‌تر شدن فراهم آید.((لئوبوسكالیا))  

 

در زمانه ی ما نسبت به كسی كه به خود باور دارد، بدگمان می شوند.((نیچه))  

 

دنیا آنگونه كه خیال كرده ایم نمی ارزد؛ این تقریباً مطمئن ترین حقیقتی است كه بدگمانی ما در نهایت به دست آورده است.((نیچه))  

 

آدم مغرور حتی نسبت به موجوداتی كه او را به پیش می برند آزرده خاطر می شود؛ او اسبهای ارابه خود را با بدبینی می نگرد.((نیچه))  

 

هر بار كه انسان های بس هوشمند دستخوش پریشانی می شوند، بدبینی دیگران به سخن آنان آغاز می شود.((نیچه))  

 

احساس های عاطفی بین زن و مرد از نظر سرعت متفاوت است و به همین دلیل، سوء ظن بین زن و مرد هرگز پایان نخواهد پذیرفت.((نیچه))  

 

ایراد، خیانت، سوءظنی شادمانه و میل به تمسخر، همگی نشانی از سلامت است و هر امر بی قید و شرطی، نشانی از بیماری.((نیچه))  

 

اندیشیدن، همیشه انسان را به سوی خوش‌بینی می‌كشاند و خوش‌بینی، برابر با خودسازی و دگرگونی است.((استیو چندلر))  

 

یك فرد خوش‌بین، با اندیشه‌ی بسیار، خود را دگرگون خواهد كرد. حال آنكه، یك فرد بدبین، نه می‌اندیشد و نه به كنش می‌پردازد.((استیو چندلر))  

 

افراد بدبین هرگز دوست ندارند با مسایل روبرو شوند. از آنجا كه گمان می‌كنند باید هر كاری را درست و بدون كاستی انجام دهند، به راستی هیچ كاری را نمی‌توانند انجام دهند.((استیو چندلر))  

 

افراد خوش‌بین، هم تندرست‌ترند و هم داراتر.((مك گینس))  

 

یك فرد خوش‌بین به خوبی می‌داند كه زندگی، بالا و پایین دارد و از پایین افتادن‌ها هیچ هراسی ندارد و در آن زمان هم در اندیشه‌ی چاره‌جویی است تا بتواند خود را از سختی‌ها بیرون بكشد.((استیو چندلر))  

 

فراموش نكنید كه "بدبینی"، همیشه راه نوآوری را می‌بندد.((استیو چندلر))  

 

همیشه افراد پیشگام، آفریننده و كاوشگر، افرادی یكه و تنها هستند كه به تنهایی با تضادهای درونی، ترس‌ها و سپرهای دفاعی خود در برابر خودخواهی و غرور و حتی در برابر پارانویا [ =جنون بدبینی ] مبارزه می‌كنند.((آبراهام مازلو))  

 

پذیرش دشواری‌ها و پذیرفتن و دست و پنجه نرم كردن با آنها، یكی از ویژگی‌های افراد خوش‌بین است.((استیو چندلر))  

 

اگر یك هفت تیر، پشت سر افراد بدبین بگذارید، بی‌درنگ از این حس "ضد زندگی" بودن درمی‌آیند و ناگهان به میلیون‌ها بهانه برای زنده بودن می‌اندیشند.((چسترتون))  

 

حقیقت این است كه هر اندازه هم مثبت و خوش‌بین باشیم، شرایطی در زندگی وجود دارد كه طرح‌ها، روش‌ها و برنامه‌های پیش‌بینی شده‌ی ما كارساز نخواهد بود.((آنتونی رابینز)) 

 

خوش‌بین كسی است كه همه جا چراغ سبز می‌بیند. بدبین كسی است كه تنها چراغ قرمز می‌بیند. ولی خردمند راستین كسی است كه رنگ نمی‌بیند.((آلبرت شوایتزر))  

 

چنانچه شكاك و بدبین باشید، هرگز نمی‌توانید پیشه‌ای را راه‌اندازی كنید.((آنتونی رابینز)) 

 

من به استادهایی كه حتا نمی توانند ناظم مدرسه شوند بدبین هستم.((فرناندو پسوا))  

 

من آدم خوشبینی هستم؛ فكر نمی كنم اگر جز این باشم، حال و روز ام بهتر از این باشد.((وینستون چرچیل))  

 

مردم دوست دارند در پیرامون كسانی باشند كه خوشبین، مثبت، شاد و دارای خودباوری هستند.((ریچارد تمپلر))  

 

بدبینی، در هیچ جنگی پیروز نمی شود.((دو وایت دی . آیزنهاور))  

 

چه دودمانی از بد اندیشان برجاست؟ هیچ.((اُرد بزرگ))  

 

بدگمان كسی است كه فكر می كند تمام مردم دنیا به بدی او هستند.((باب باركر))  

 

بداندیش همیشه كارش گره می خورد.((اُرد بزرگ))  

 

از یك خود كامه، یك بدكار، یك گستاخ و یا كسی كه سرفرازی درونی اش را رها كرده، چشم نیك اندیش نداشته باش.((جبران خلیل جبران))  

 

هیچ منظره ای غم انگیزتر از دیدن یك جوان بدبین نیست.((مارك تواین))  

 

خوش بین ها و بدبین ها هر دو به بشر خدمت كرده اند؛ اولی با آفریدن هواپیما و دومی با آفریدن چتر نجات!((جرج برنارد شاو))  

 

وقتی به دنیا نگاه می كنم، بدبینم، اما وقتی به مردم نگاه می كنم، خوشبین هستم.((كارل راجرز))  

 

چه نشانی از بد اندیش به جا است؟ هیچ.((اُرد بزرگ))  

 

یك انتقاد بی نام و امضا چیزی در حد یك نامه بی نام و نشان است و بنابراین باید با همان بدگمانی براندازش كرد.((آرتور شوپنهاور))  

 

برای آنكه شراكت را جایگزین رقابت كنید، باید سوء ظن را كنار بگذارید و در مقام حمایت از یكدیگر برآیید.((جان ماكسول))  

 

مردم از كسی كه به همه چیز و همه كس بدگمان باشد، دوری می جویند.((جان ماكسول)) 

 

فرق میان من و تو در شنیدن است؛ تو صدای بسته شدن در را می شنوی و من صدای باز شدن آن را.((؟))  

 

آدم بدبین، سختی را در هر فرصتی می بیند، آدم خوش بین فرصت را در هر سختی.((وینستون چرچیل))  

 

زمانی كه شما به بدبینی خو بگیرید، بدبینی به اندازه خوشبینی مطلوب و دوست داشتنی است.((آرنالد بنت)) 

 

یك بطری كه تا نیمه آب داشته باشد، از نظر یك فرد خوشبین نیمه پر است، اما از نظر یك فرد بدبین نیمه خالی به شمار می رود.((جرج برنارد شاو))  

 

فرد خوشبین اظهار می دارد كه ما در بهترین دنیای ممكنه بسر می بریم و شخص بدبین بیمناك است كه نكند سخن او راست باشد.((برانچ كامل))  

 

جایی كه در آن خوشبینی بیش از هر جای دیگر رواج و رونق دارد، تیمارستان است.((هاولاك الیس))  

 

بدبینی نشانه ناتوانی است. زیرا كسی كه شایستگی تسلط بر زندگی خود را ندارد، احساس بدبینی می كند.((هاریو))  

 

بدگمانی و بدبینی پرده ایست كه میان ما و دیگران كشیده می شود و هیچ وقت نمی گذارد رشته دوستی خود را با آنها محكم ساخته و از نعمت وفا و محبت بهره مند شویم.((لرد آویبوری)) 

 

 

بدبینی در قرآن به چه معنا است؟

علت، آثار و راه علاج آن چیست؟ افراد بدبین چه ویژگی هایی دارند؟

 

بدبینی و بدگمانی که در منابع اسلامی از آن به سوء ظن تعبیر شده یک حالت درونی است که موجب عدم اعتماد شخص به دیگران و اطرافیانش می شود، از این رو نسبت به حوادث، وقایع، افراد و کارهای آنان با دید منفی نگریسته و آنها را به صورت نادرست تفسیر می کند. بدبینی "سوء ظن" یکی از گناهانی است که در مقابل آن خوش بینی (حسن ظن) می باشد که از صفات خوب است.

 

در یک تقسیم بندی سوء ظن را نسبت به متعلق آن به چهار قسم می توان تقسیم نمود:

 

1. سوء ظن به خدا

 

2- سوء ظن به خود

 

3- سوء ظن به دشمنان

 

4- سوء ظن به نزدیکان، دوستان، مؤمنان و...

 

1. سوء ظن به خدا: سوء ظن به خدا یعنى بدگمانی نسبت به خداوند در مورد موجودات و انسان ها؛ نظیر ناامیدى از رحمت‏ خداوند که این کار امری ناپسند و حرام است. خدای متعال در قرآن می فرماید: «لا تیأسوا من روح‏ الله انه لاییأس من روح الله الّا القوم الکافرون».[1] چنین سوء ظنی کاملاً بی جا بوده و از گناهان بزرگ است؛ مؤمن با آن سعه رحمت و مغفرت الاهی نباید مأیوس از رحمت و مغفرت و عفو الاهى باشد و لو با گناه جن و انس باشد.[2]

 

ادامه نوشته

خواب.....

 

 روانشناسان می گویند:

کافیه وقتی خسته ای

فقط یکساعتی بخوابی

.

.

.

.

 

 

بقیه اش رو از خودشون بپرسید.

 

دنياي بچه ها

دنياي بچه ها زيباست

چون

دلشون يك رنگه

 

 

 

ادامه نوشته

بدانیم


Easy is to dream every night
Difficult is to fight for a dream
خوابیدن در هر شب آسان است
ولی مبارزه با آن مشکل است

Easy is to show victory
Difficult is to assume defeat with dignity
نشان دادن پیروزی آسان است
قبول کردن شکست مشکل است

Easy is to admire a full moon
Difficult to see the other side
حظ کردن از یک ماه کامل آسان است
ولی دیدن طرف دیگر آن مشکل است

Easy is to stumble with a stone
Difficult is to get up
زمین خوردن با یک سنگ آسان است
ولی بلند شدن مشکل است

Easy is to enjoy life every day
Difficult to give its real value
لذت بردن از زندگی آسان است
ولی ارزش واقعی دادن به آن مشکل است

Easy is to promise something to someone
Difficult is to fulfill that promise
قول دادن بعضی چیز ها به بعضی افراد آسان است
ولی وفای به عهد مشکل است

Easy is to say we love
Difficult is to show it every day
گفتن اینکه ما عاشقیم آسان است
ولی نشان دادن مداوم آن مشکل است

Easy is to criticize others
Difficult is to improve oneself
انتقاد از دیگران آسان است
ولی خودسازی مشکل است

Easy is to make mistakes
Difficult is to learn from them
ایراد گیری از دیگران آسان است
عبرت گرفتن از آنها مشکل است

Easy is to weep for a lost love
Difficult is to take care of it so not to lose it
گریه کردن برای یک عشق دیرینه آسان است
ولی تلاش برای از دست نرفتن آن مشکل است

Easy is to think about improving
Difficult is to stop thinking it and put it into action
فکر کردن برای پیشرفت آسان است
متوقف کردن فکر و رویا و عمل به آن مشکل است


Easy is to think bad of others
Difficult is to give them the benefit of the doubt
فکر بد کردن در مورد دیگران آسان است
رها ساختن آنها از شک و دودلی مشکل است

Easy is to receive
Difficult is to give
دریافت کردن آسان است
اهدا کردن مشکل است

Easy to read this
Difficult to follow
خوندن این متن آسان است
ولی پیگیری آن مشکل است

Easy is keep the friendship with words
Difficult is to keep it with meanings
حفظ دوستی با کلمات آسان است
حفظ آن با مفهوم کلمات مشکل است

هدیه بسیار جالب یک مرد به همسرش

 

http://goonagoon-groups.com/
آقای پیرسون در دمای 50 درجه فارنهایت تنها آرزوی همسرش که داشتن یک روز برفی در کنار خانواده اش بود را به شکل جالبی برای او برآورده کرد.

 
به گزارش تکناز به نقل از روزگار نو ، همسر آقای پیرتون اهل کالیفرنیای شمالی دچار نوعی سرطان شده است و دکترها اعلام کرده اند که او فقط تا سه ماه دیگر زنده خواهد بود.تنها آرزوی میپ داشتن یک روز برفی کنار خانواده اش بود در حالی که منطقه زندگی آنها برای کریسمس هوایی آفتابی و گرم داشت.

 
همسر او برای برآورده ساختن این آرزو با یک کمپانی سینمایی تماس گرفت و آنها تمام حیاط منزل این زوج را با حدود چهار تن برفهای دست ساز پوشاندند.

 
گرچه برآورده کردن این آرزو برای آقای پیرسون 3 هزار دلار هزینه در برداشت ولی او می گوید:  دیدن چهره شاد همسرم در آخرین روزهای زندگی اش بهترین عید من است و من حاضرم برای داشتن این لحظه هرکاری انجام دهم. اگرچه در محل زندگی ما هر دوسال یک بار برف می آید اما آوردن برف زمستانی برای این زن کار چندان سختی نبود.
 
 
http://goonagoon-groups.com/

آزمون همسرشناسی!

آزمون همسرشناسی!

شايد اين جمله را زياد شنيده ‌باشيد كه نيازهاي عاطفي مردها خيلي پيچيده نيست و آنقدر كه زنان پر از رمز و رازند، شناخت مردها چندان سخت نيست، به راحتي مي‌توان نيازهاي مردها را شناخت و كاري كرد كه آنها خودشان را خوشبخت‌ترين شوهر دنيا بدانند اما شما چقدر از نيازهاي همسرتان آگاهيد؟ آيا مي‌دانيد نيازهاي او در زندگي چيست ؟ما مي‌خواهيم به شما كمك كنيم تا خصوصيات شوهرتان را بهتر تشخيص دهيد. وقتي شما نيازهايش را بدانيد، درك او بسيار آسان‌تر است. آزمون زير به شما كمك مي‌كند تا بفهميد كه بايد به چه نكاتي بيشتر توجه كنيد و اصلا با محك خودتان متوجه شويد كه چقدر به نيازهاي مردتان توجه مي‌كنيد.

 

هريك از عبارات زير را از يك تا 5 امتيازدهي كنيد. عدد يك به اين معناست كه شما به هيچ وجه، موافق اين جمله نيستيد و عدد 5 به اين معناست كه شما با اين جمله بسيار موافق هستيد.

 

1. مردي كه نياز دارد مورد توجه و اهميت قرار گيرد

....... وقتي شوهرم بيمار مي‌شود، از كار مي‌افتد و نياز به توجه عاطفي دارد.

....... وقتي با تلفن صحبت مي‌كنم يا پشت رايانه هستم، شوهرم لب و لوچه خود را آويزان مي‌كند و در اتاق پرسه مي‌زند.

....... وقتي خانه ريخت و پاش است، با من بحث مي‌كند تا خانه را تميز كنم.

....... شوهرم به من مي‌گويد كه وقتي به او محبت مي‌كنم، آرامش پيدا مي‌كند.

....... امتياز او

 

2. مردي كه نياز دارد از تلاش‌هايش قدرداني و تشكر شود

....... هنگامي كه شوهرم در خانه مشغول انجام دادن كاري مي‌شود اگر تشويقش نكنم خيلي ساكت مي‌شود.

....... به محض اينكه شوهرم به خانه مي‌آيد در مورد تمام موفقيت‌ها و پيشرفت‌هايش در محل كار با من صحبتی كند.

....... او تمام كارهايي را كه انجام مي‌دهد به من نشان مي‌دهد.

....... وقتي شوهرم لباس جديدي را مي‌پوشد كه خودش خريده است بادي به غبغب مي‌اندازد تا من او را ببينم.

....... امتياز او

 

3. مردي كه در بيان عشق و تأسف مشكل دارد

....... شوهرم معمولا به من نمي‌گويد «دوستت دارم» و وقتي هم مي‌‌گويد، به‌نظر مي‌رسد بيان كردن آن برايش راحت نيست.

....... وقتي سعي مي‌كنم بنشينم و درباره احساساتم با شوهرم صحبت كنم او احساس ناآرامي مي‌كند.

....... شوهرم به ندرت مي‌گويد، ببخشيد.

....... شوهرم درك نمي‌كند كه چرا من از دوستانم معذرت‌خواهي مي‌كنم و در چنين مواردي مي‌گويد تو كاري نكرده‌اي كه به خاطر آن متأسف باشي و از آنها عذرخواهي كني.

....... امتياز او

 

4. مردي كه نياز دارد از خانواده‌اش حمايت و حفاظت كند

....... وقتي دوستانم به من زنگ مي‌زنند و مشكلات‌شان را با من در ميان مي‌گذارند شوهرم ناراحت مي‌شود.

....... وقتي مي‌خواهيم با خودروي خودمان رانندگي‌‌هاي طولاني مدت داشته باشيم، شوهرم با كنترل كردن ميزان بنزين، آب و باد لاستيك‌ها از وضعيت سلامت خودرو مطمئن مي‌شود.

....... وقتي هوا برفي است شوهرم زودتر بيدار مي‌شود تا مسير رانندگي يا پياده‌رو را پاك كند يا برف را از روي خودروي من بروبد.

....... شوهرم به داشتن بيمه عمر و بيمه ازكارافتادگي در مواردي كه اتفاقي هم برايش نمي‌افتد، اهميت مي‌دهد.

....... امتياز او

 

ادامه نوشته

بیاموزیم که امید ، زیباست

 

امیدوار بودن,روانشناسی,مشاوره خانواده

 

به کودکانمان بیاموزیم که امید سخت ترین راههای زندگی را هموار می کند و آینده شان را با آموختن امیدواری ، تضمین کنیم.

پدر و کودک

امید یعنی بیاندیشیم، باور داشته باشیم و بدانیم راهی هست که می‌توانیم آنچه را از زندگی می خواهیم بدون در نظر گرفتن چالش ها و موانع پیش روی مان داشته باشیم،گاهی اوقات این اندیشه بهترین نتیجه مطلوب رابه ارمغان می آورد. برای داشتن آینده ای روشن، امیدوار بودن ضرورت دارد و این امر شامل تعیین و اقدام به عملی کردن اهداف است .

امید شامل سه جزء است: باور داشتن ، تعیین هدف و اقدام برای رسیدن به هدف . حال آنکه بدون این سه جزء، امید نمی‌تواند شكل بگیرد.

کودکان را به آینده امیدوار کنیم

آموزش امیدوار بودن در زندگی به کودکان مخصوصا در سنین پایین تر نسبتا آسان است.کودکان در دنیا همه چیز را از آن خود می دانند و خود را مالک جهان می پندارند. ممکن است آموختن امید و صحبت کردن و پذیرش آن برای کودکان بزرگسال مشکل تر باشد ، به خصوص اگر کودکان در خانواده ای زندگی کنند که با اندیشه های منفی وتشویش و اضطراب احاطه شده باشند.

والدین قهرمان کودکان هستند

داستانهای والدین و آنچه آنها برای کودکانشان می گویند سبک و روش آنها را در زندگی تعیین می کند. حال آنکه لازم است، امیدوار بودن را با تعریف کردن مجموعه ای از مثال های خوب به کودکان آموخت. آنها در زندگی بسیاری از موارد را با دیدن و تقلید از پدر و مادر و دیگر بزرگسالان اعم از مادربزرگ و پدربزرگ، برادر و خواهر و هر فرد بالغ که روی آنها نفوذ و تاثیر دارد، می آموزند. اگر پدر و مادر او دائما مضطرب باشند و از زندگی روزمره هراس داشته باشند و به آینده امیدوار نباشند، این احتمال وجود دارد که کودک به همان شیوه، رشد و پرورش پیدا کند. بزرگسالان در خانواده باید یاد بگیرند امیدواری را در زندگی تمرین کنند و الگویی برای کودکانشان باشند. والدین باید یادشان نروند آنها قهرمانان ذهن کودکانشان هستند.

ادامه نوشته

راه کارهای مقابله با ترس از زبان یک روانشناس (در سخنرانی)


ناگهان همه چیز به طرز پیش بینی نشده ای خراب می شود. چراغ های نئون حالتی تهاجمی می یابند و گازهایی که از اگزوز ماشین ها خارج می شود خفه کننده و کشنده به نظر می رسد.
 تعداد ضربان قلب افزایش یافته و تنفس متوقف می شود. گاهی اوقات حتی تا حد از دست دادن هوشیاری به پیش می رود. البته زندگی ادامه خواهد یافت اما از این به بعد ورود به تونل، آسانسور یا هر فضای بسته، غیرممکن خواهد بود... ترس از عنکبوت، سوسک، هواپیما، آتش، دندانپزشک و... امروزه روانکاوان ترس ها را به طرق مختلف طبقه بندی می کنند ترس از فضای بسته، فضاهای بزرگ ترس اجتماعی مثل ترس از صحبت کردن در جمع، ترس از خجالت کشیدن، ترس از تلفن، غذاخوردن در جمع...
 گاهی اوقات این نوع از اضطراب های بی اساس موجب خنده می شود اما باید گفت که شاید بیش از نیمی از مردم از این ترس های بی اساس رنج می برند.
 شکرابی از دانشجویانی است که هیچ علاقه ای به شرکت در فضاهای باز و روبه رو شدن با یک تریبون آزاد را ندارد. وی می گوید: در دانشگاه فرصت های بسیار زیاد -برای شرکت در جمع های دانشجویی و تبادل نظر و فعالیت های جمعی است اما- احساس و نگرانی های بی اساس همیشه مانع پیشرفت در کارها بوده و به نوعی فعالیت هایم را مختل کرده است.
 وی می افزاید: ترس از جمعیت برای افرادی مثل ما به گونه ای پررنگ است که با حضور در یک کلاس یا فضای بزرگ تر میخکوب شده و تمام وجودمان از اضطراب لبریز می شود. یکی دیگر از شهروندان که از کودکی از باد می ترسد عنوان می کند: از کودکی با صدای باد و تکان خوردن درخت سرو حیاط به زیرزمین خانه پناه می بردم و با این که چندین سال از آن دوران گذشته و درخت سرو هم به دلیل ترس های بی اساسم بریده شده اما هنوز با صدای باد علائم ترس و دلهره در چهره ام هویدا می شود.
 به گفته یک روانشناس برای ترس هایی که احتیاج به درمان دارند سه ویژگی را مشخص کرده اند.
 اسلامی توضیح می دهد: احساس اضطراب باید عمیق و به همراه نشانه های خارجی مثل افزایش ضربان قلب، احساس جسم کروی در گلو و عرق سرد باشد. همچنین ترس باید به مدت طولانی وجود داشته و بر خلاف ترس های بی اساس که به مرور زمان ناپدید می شود استمرار یابد.
ویژگی سوم این که فرد مبتلا روزانه با شیء مورد ترس مواجه شده و شیء موجب نگرانی و مانع فعالیت او شود.
 وی می افزاید: ترس بی اساس دیوانگی یا جنون نیست وارتباطی با اختلالات شدید روانی ندارد اما در صورت داشتن این ۳ویژگی فوق مشورت با روانپزشک ضروری به نظر می رسد.
 این کارشناس مثال می زند: افرادی که از آب می ترسند به هیچ قیمتی حاضر به فرو کردن سر خود در آب نیستند و این اضطراب عموما در کنار استخرها در هنگام آموزش مربی به شاگردان بیشتر محسوس است.
 به گفته وی منشاء این گونه ترس همیشه در خطرهایی است که وجود واقعی داشته و ریشه آن در مکانیسم های دفاعی می باشد.
 وی میراث ژنتیک ما را مسئول ترس های موجود درونی عنوان می کند و می گوید: در سیر تکامل نوع بشر انسان همواره ترس را با خود داشته و برخی از انواع این ترس های بی اساس در همه افراد وجود داشته اما در اشخاص مختلف درجات متفاوتی را دارد.
 این روانشناس در خصوص ترس از فضاهای بسته نیز توضیح می دهد: افرادی که به این ترس مبتلا هستند راهروی پشت بام و اتاق تاریک برایشان غیرقابل تحمل است و صرف فکر کردن در مورد آن علائم دلهره را ظاهر و اضطراب را شکل می دهد، به طوری که فرد دارای حراس بی اساس و در آرزوی فرار بوده و میخکوب بر جای می ماند.
 وی در خصوص داروهای دارای اثر درمانی می گوید: داروهای ضد افسردگی اثر درمانی خود را در مرحله خاصی که مربوط به حالت افسردگی و یا اضطراب است اعمال می کنند و زمانی که این مرحله سپری شد به آسانی و بدون نگرانی از ایجاد وابستگی می توان مصرف آن ها را قطع کرد ضمن این که به رغم موثر بودن درمان دارویی این نوع درمان شانس عود را کاهش نمی دهد.
 وی همچنین به ریشه ترس در فرضیات ژنتیکی اشاره می کند و می گوید: حواس یک نوع بیماری ارثی است که از والدین منتقل شده و ریشه در آشفتگی های روانی و اضطراب آنان در نزد فرزندان دارد. طبق مثال وی مادری که از خیابان ترس دارد فرزند خود را به همراه خود برده و به او قوت قلب می بخشد اما رفتار نامتعادل مادر شرایطی غیرطبیعی را برای کودک به وجود آورده به طوری که کودک ترس پنهانی مادر را درک می کند.
 این کارشناس روانشناسی در خصوص فضای باز اجتماعی می افزاید: اصولا ترس از جمعیت و مکان های بزرگ برای فرد بیمار نوعی زندان محسوب شده به طوری که عواقب این اضطراب می تواند به چشم پوشی از دنیای بیرون و به نوعی انزوا و گوشه نشینی بینجامد.
اسلامی با اشاره به این که این گونه افراد هیچ گاه بدون همراه از منزل خارج نشده و همیشه بهانه های مختلفی برای خارج نشدن از خانه دارند می گوید: این ترس ها از سوی پزشکان جدی بوده و در صورت عدم کنترل می تواند زندگی فرد را مختل کند.


روزنامه خراسان

غلبه بر استرس  در سخنرانی

ترس های یک سخنران  را بطور کلی به دو دسته می توان تقسیم کرد:

1)عصبیت ناشی از انجام دادن یک کار پر هیجان برای بار اول.

مثل پریدن یا شیرجه از یک مکان.این عصبیت تدوام چندانی ندارد و با تکرار از بین می رود.در مورد این ترس ها این تکنیک قدیمی را از یاد نبرید :برای غلبه بر ترس ها ،بهترین کار انجام دادن همان کاری است که از آن می ترسید.

2)ترس و تنش دائمی از انجام دادن یک کار.شاید جالب باشد که بدانید بسیاری از هنرپیشگان کار کشته هم هنوز وقتی روی صحنه می روند ترس دارند.این ترس خودش را بصورت افزایش ضربان قلب،نفس کم آوردن ،ضعف جسمانی ،لرزش دستان و غیره نشان می دهد.بروز یک همچین علائمی تا حدودی عادی است و همه دچار آن می شوند ولی نکته مهم غلبه بر آن ها و مسلط شدن برخود است.

نکته مهمی که با تجربه دریافتم این است که اگر این استرس را نداشته باشید به احتمال زیاد سخنرانی خوبی ارائه نخواهید داد!!!

از احساس عصبیت نگران نشوید بلکه اگر این احساس را ندارید باید نگران شوید!

اما چگونه بر ترس ناشی از سخنرانی غلبه کنیم؟

1)چند نفس عمیق می تواند به شما کمک کند تا بتوانید روی خود تسلط بیشتری پیدا کنید.بهتر است دو برابر زمان دم،نفس خود را حبس کنید و سپس آن را به آرامی از طریق دهان بیرون بدهید.

2)بهتر است زودتر از زمان سخنرانی در مکان مورد نظر حاضر شوید تا بتوانید روی جمع تسلط بیشتری پیدا کنید.دیر رسیدن و حتی به موقع رسیدن!می تواند تنش شما را افزایش دهد.

3)از قبل متن سخنرانی خود را آماده کنید و آن را همراه خود داشته باشید.در مطالب آینده به تفصیل در ارتباط با شیوه آماده کردن متن برایتان می نویسم.

4)تا جایی که می توانید روی موضوع سخنرانی خود تسلط بیشتری پیدا کنید.تسلط بیشتر باعث اعتماد به نفس بالاتر می شود.

5)تمرین!تمرین!تمرین! متن سخنرانی را بار ها و بارها بخوانید.سعی کنید آن را بدون استفاده از متن برای حضار فرضی!توضیح دهید.می توانید از دوست نزیک خود کمک بگیرید و متن سخنرانی خود را برای او ارائه دهید.

6)از تریبون استفاده کنید.دست هایتان را به تریبون بگیرید.بدین وسیله می توانید لرزش احتمالی دستتان را کنترل کنید.

7)استفاده از قرص پروپرانولول (10 یا 20) نیم ساعت قبل از سخنرانی می تواند استرس شما را کاهش دهد.(با پزشک مشورت کنید.)

8)از تصویر ذهنی مثبت استفاده کنید.قبل از سخنرانی بارها و بارها خود را تصور کنید که با موفقیت کامل در حال سخنرانی هستید.از تمام حواس خودکمک بگیرید و این تصاویر را با وضوح و بصورت رنگی در ذهن خود به تصویر بکشید.

9)اگر تازه کار هستید،ابتدا برای گروه ها و جمع های کوچک صحبت کنید تا مهارت های سخنرانی خود را تقویت کنید.

در نهایت باید این نکته را بدانید که تقریبا تمامی سخنران برجسته دنیا،شکست های بزرگی را تجربه کرده اند.و از این شکست ها تجربه کسب کرده اند.بقول برایان تریسی برای رسیدن به موفقیت سرعت شکست خوردن خود را دو برابر کنید.

10 روش برای غلبه بر استرس.......

استرس همیشگی می تواند به قلب آسیب رساند و حتی گرفتگی شریانهای قلبی را تشدید کند. تحقیقات جدید نشان می دهد این شرایط باعث ایجاد برخی از هورمونهای استرس در جریان خون می شود که ضعف سیستم دفاعی بدن را موجب می گردد و ما را در مقابل بیماریهای عفونی مانند سرماخوردگی و آنفلوآنزا آسیب پذیرتر می کند، همین طور ارتباط تنگاتنگی بین بیماریهایی از قبیل سوزش معده و تبخال تا آسم و سرطان با سطوح بالای استرس در بدن وجود دارد. افزایش استرس حتی می تواند افت حافظه را با بالا رفتن سن تشدید کند. ولی نگران نباشید. راه های اثبات شده ای وجود دارند که استرس را از بین می برند. در طول این هفته، روزانه یک روش از تکنیک های پیشنهاد شده را امتحان کنید. بعضی از آنها بهتر از روشهای دیگر اثر می کنند. آنچه مهم است اینست که دو یا سه روش موثر در مورد خودتان را به هنگام افزایش استرس دنبال کنید.

● کاری انجام ندهید

حداقل یک بار در روز، پنج یا ده دقیقه آرام بنشینید و کاری انجام ندهید. به صداهای اطراف، احساستان و هر گونه کششی در گردن، شانه ها، بازوها، سینه و غیره تمرکز کنید.

رابین گیوث، موسس و مدیر مرکز مدیریت استرس مارین می گوید: «این یکی از مشکلترین کارها برای اکثر مردم است. چرا که شدیدا عادت کرده ایم راجع به ارزش کارهایی که انجام می دهیم فکر کنیم. انجام ندادن هیچ کاری یک جنگ واقعی است.» نشستن، به تنهایی ضربان قلب را کاهش می دهد و فشارخون را پائین می آورد، یعنی با دو مورد از آشکارترین تاثیرات استرس مقابله می کند. همچنین دیدگاه شما را عوض می کند و احساس کنترل بر موقعیتها را افزایش می دهد. جیمز کارمودی فیزیولوژیست و مدیر تحقیقات مرکز تکامل ذهن در دانشگاه ماساچوست می گوید: «مطالعات نشان می دهد که موقعیتهای بسیار استرس زا مواردی هستند که نمی توانیم آنها را کنترل کنیم. ما نمی توانیم گذشته را تغییر دهیم، آینده را هم نمی توانیم پیش بینی کنیم.»

● با صدای بلند بخندید

همیشه موضوعی برای خنده در دست داشته باشید، این موضوع می تواند ، مجموعه ای از تکه های طنز مورد علاقه تان، یا صداهای بامزه ای که فرزندتان یا یک دوست از خودش درمی آورد باشد. حتی می توانید چند لحظه در مورد تماشای سریال کمدی مورد علاقه تان فکر کنید. اغلب در طول روز یکی از این موارد را انجام دهید.

لی بارک یک پژوهشگر می گوید: «یکی از موثرترین روش های کاهش استرس شب هنگام اتفاق می افتد، یعنی هنگامی که مشغول تماشای سریال مورد علاقه تان پس از یک روز طولانی هستید. تحقیقات برک در دانشگاه لومالیندا موسسه بهداشت عمومی در کالیفرنیا نشان می دهد که خنده خوب سطوح کورتیزول و اپینفرین هورمون های استرس را کاهش می دهد و سیستم دفاعی بدن را بهبود می بخشد. علاوه بر آن، تاثیرات مفید یک خنده از ته دل و خوب، به مدت ۲۴ ساعت باقی می ماند. برای یادآوری مجدد می توانید آن را برای دوستان خود نیز تعریف کنید.»

● موسیقی گوش دهید

هنگامی که با یک کار دلهره آور مواجه می شوید، به موسیقی گوش فرا دهید - این موسیقی می تواند از نوع کلاسیک، ملی یا جاز باشد - در محل کار هم می توانید از سی دی درایو کامپیوتر خود استفاده کنید تا موسیقی قابل دسترستان باشد. در تحقیقی که در دانشگاه موناش در ویکتوریای استرالیا انجام شد، به دو گروه از دانشجویان گفته شد تا یک نطق شفاهی تهیه کنند. بعضی در سکوت کار کردند، عده ای دیگر به مجموعه موسیقی گوش دادند. استرس باعث افزایش فشارخون و بالا رفتن ضربان قلب کسانی که در سکوت کار می کردند شد، ولیکن در داوطلبانی که در گروه موسیقی بودند، مقادیر فوق ثابت باقی ماند. از طرفی آنها اعلام نمودند که استرس کمتری در ضمن کار احساس کردند.

● مثبت بیندیشید

به شخص یا چیزی که عمیقا مورد علاقه تان است (در هر مکان) از۵ثانیه تا ۵ دقیقه فکر کنید. یا منظره ای از یک تعطیلات آرام را تصور کنید یا عبارتی که باعث ایجاد احساس مثبتی نسبت به خود و جهان اطرافتان می شود را در ذهنتان مرور کنید. به نظر می رسد که فکر کردن همانند پندی از یک کارت تبریک است! شاد فکر کردن و افکار آرامش بخش می تواند با تغییرات فیزیولوژیک که هنگام بوجود آمدن استرس اتفاق می افتند مقابله کند.

● قدم بزنید

از پشت میز، صندلی در هر موقعیتی که هستید ، بلند شوید و ۱۰ دقیقه راه بروید. بسیاری از مردم این حس درونی را دارند که پیاده روی به آرامششان کمک می کند. امروزه دانشمندان در حال اثبات این موضوع هستند. در تحقیقاتی که در دانشکده پزشکی دانشگاه استنفورد در سال ۲۰۰۲ انجام گرفته، محققان اشخاصی را که از بستگان بیمار خود نگهداری می کردند مورد توجه قرار دادند. (این موقعیت به گونه ای است که هرکدام از ما نیز در این شرایط با استرس مواجه می شویم.) در این مورد تحقیقات دانشمندان نشان داد، افرادی که ۴ بار در هفته پیاده روی می کنند استرس کمتری دارند و راحت تر می خوابند. همچنین آزمایشات نشان دادند که فشارخون این افراد در هنگام استرس ثابت باقی می ماند.

● نفس عمیق بکشید

برای پنج دقیقه، تنفس خود را آهسته تر کنید و در حدود۶ بار در دقیقه نفس بکشید. به عبارت دیگر، مدت ۵ ثانیه عمل دم، ۵ ثانیه عمل بازدم انجام دهید.

عموما تمایل داریم که تنفس تند و سطحی داشته باشیم، به خصوص هنگامی که احساس فشار می کنیم. چند نفس عمیق شما را مجبور می کند که شانه های خود را بکشید و ماهیچه های سفت را شل کنید. براساس یک تحقیق بین المللی در سال ۲۰۰۱، تنفس آرام مزایای غیرقابل پیش بینی دیگری نیز دارد.

● با آرامش برخیزید

درست قبل از ترک تختخواب و بلافاصله بعد از اینکه زنگ ساعت در صبح به صدا درآمد،۵ دقیقه برای آرام کردن بدنتان وقت صرف کنید. با منقبض کردن انگشتهای پا شروع کنید، سپس با اختیار خود آنها را شل کنید. بعد در مورد ماهیچه های کف پا و سپس عضله های ساق پا و ران پا و باسن همین کار را انجام دهید.

به طرف بالا این روش را ادامه دهید تا بالاخره با جمع کردن و سپس شل کردن عضله های صورت به آن خاتمه دهید. یک متخصص استرس می گوید: «اگر روز خود را با تنش آغاز کنید، موقعیت ها به گونه ای خواهد بود که تمام روز احساس تنش می کنید. اگر مشکلاتتان را باخود به رختخواب ببرید، احتمالا خواب شما را مختل می کند و این به معنای تنش بیشتر است. تحقیقات نشان می دهد، افرادی که از خواب محروم می شوند، میزان هورمونهای استرس در آنها افزایش پیدا می کند.» او همچنین می گوید: «هر روز خود را، با یک یا دو دقیقه آرامش بخشیدن به خود آغاز کنید و به پایان برسانید.»

 

روشهای غلبه بر استرس...

استرس واکنش فیزیکی بدن به موقعیتهای ناخوشایند به عنوان بخشی جدانشدنی از زندگی انسانها است.تعریف استرس کار بسیار دشواری است زیرا استرس...

 

 

ادامه نوشته

رابطه شادی با انتظارات ما


هرچه انتظارات ما بیشتر می‌شود ادراک ما از شادی واقعی کمتر می‌شود. به همین دلیل افراد زیاده خواه و متکبر همیشه غمگین تر از دیگرانند. یک دلیل ترشرویی اینها، همان غمی است که در دل دارند.

یک نوجوان که تمام آرزویش قبولی در کنکور است وقتی وارد دانشگاه می‌شود چند صباحی واقعا خوشحال است اما خیلی زود با دوستانی آشنا می‌شود که از لحاظ رفاه در سطح بالاتری از او قرار دارند.

تلاش او برای رسیدن به دوستانش در شرایطی که اوضاع مالی خوبی ندارد آغاز می‌شود. انتظارات او هر روز بیشتر می‌شود و شادی او به تناسب انتظارات براورده نشده‌اش کاهش می‌یابد. دیگر عجیب نیست اگر او را جوانی افسرده و سرخورده و احتمالا گرفتار برخی آسیب‌های اجتماعی ببینیم در حالیکه انتظار چیز دیگری از او داشتیم.

رابطه شادی با طرز فکر


شادی هر خانواده در گرو طرز فکر اعضای خانواده یا لااقل مدیر خانواده است. اگر عاشق طبیعت و آرامش باشید از زندگی کردن در یک خانه بزرگ در روستایی سرسبز بسیار لذت خواهید برد، اگر چه میلیون‌ها نفر به رایگان هم زندگی در آن روستا را قبول نکنند. اما اگر عاشق تیپ و ظاهر زندگی در کلان شهرها باشید اما ساکن روستا باشید، چه بسا خودتان را بدبخت بدانید که در این صورت همواره احساسات موازی با بدبختی را تجربه خواهید کرد. بنابراین برای شاد زندگی کردن باید زندگی‌ای هماهنگ با اندیشه خودمان بسازیم. البته اگر اندیشه ای منطقی و بر اساس واقع بینی داشته باشیم. اما اگر اندیشه ما رویایی و دست نیافتنی است، بهتر است اندیشه را بر اساس زندگی‌مان تغییر دهیم.

در یک زندان دو نفر زندانی شدند، یکی از آن دو همان طور که انتظار می‌رفت دائم در غم و اندوه غوطه‌ور بود و حسرت می‌خورد، اما دیگری به طرز عجیبی خوشحال بود. می‌گفت خیلی برایم جالب است که بدانم محیط زندان چه جور جاییست و زندانی‌ها چطور زندگی می‌کنند. می‌خواهم در این فرصتی که دارم صبر و تحملم را زیاد کنم و چیزهایی زیادی از زندان یاد بگیرم. می‌ترسم زود از اینجا بروم.

وقتی یک زندانی می‌تواند از زندگی در زندان احساس خوشبختی کند ما چگونه نمی‌توانیم با کمی بالا و پایین زندگی کنار بیاییم و آن را زیبا و جالب بیابیم؟ چیزی که ما را غمگین می‌کند طرز فکر خاص ماست که می‌توانیم آن را تغییر دهیم که کار چندان سختی نیست.

اگر تمام غصه‌ها و موانع شادی در زندگی شما این است که در شهری دور از پدر و مادرتان زندگی می‌کنید، یک لحظه تجدید نظر کنید و طور دیگری بیندیشید و به زندگی نگاه کنید.

هیچ کس جز خدا از آینده ما خبر ندارد. فکر کنید به طرزی عجیب و غیر قابل پیش‌بینی قرار است به زودی به شهر آباء و اجدادیتان بازگردید اما یک مدت کوتاهی در این شهر هستید تا با مردم، فرهنگ و امکانات اینجا آشنا شوید. قرار است اینجا هنری بیاموزید یا ... ؛ اکنون با خیال راحت و با علاقه ،از این فرصت استفاده کنید. خواهید دید با تغییر فکرتان، غمهایتان خیلی زود به شادی و امید تبدیل خواهند شد. چه بسا نظرتان به کلی عوض شود.

رابطه شادی با هدف زندگی


هدف زندگی شما هر چه که باشد، احساساتتان با آن هماهنگ خواهد شد. هر چه هدف موجد آرامش و امیدهای پایدار باشد شادی آن خانواده عمیق‌تر خواهد بود. از این قائده یک چیز مستثناست و آن وقتی است که هدف یک خانواده خوشگذرانی محض باشد.

خانواده‌های صرفاً خوشگذران نمی‌توانند به شادی واقعی دست پیدا کنند. شادی غیر از خوشگذرانی است. شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که از پنجره یک هتل چند ستاره به منظره‌ای زیبا خیره شده باشید اما احساس دلتنگی و افسردگی حالتان را دگرگون کرده باشد. یا روزی را تجربه کرده باشید که تمام وقت در سینما و پارک و سفر گذرانده باشید، اما شب با غصه‌ای که نمی‌دانید از کجاست به خواب رفته باشید.

خوشی و خوشگذرانی قانون عجیبی دارد. اگر آن را هدف زندگی‌ات قرار دهی و به دنبالش بگردی، به طرز عجیبی نایاب می‌شود. اما اگر به کار و فعالیتی هدفمند، مشغول شوی، ناگاه در حین فعالیت، متوجه می‌شوی که در حال و وضعیت واقعاً خوشی غوطه ور شده‌ای.

خانواده‌هایی که هدفشان یا ارزش‌های حاکم در آنها، چیزهایی مثل مال‌ اندوزی و از این قبیل باشد هم، هیچ گاه طعم شادی واقعی را درک نخواهند کرد. این یک شعار نیست یک واقعیت ملموس است. وقتی مال اندوزی در خانواده‌ای ارزش و هدف شد، تمام انرژی‌های آن خانواده برای رسیدن به این هدف بسیج خواهد شد و این هدف یعنی مال اندوزی، اعضای خانواده را چنان سرگرم خود خواهد نمود که آنها را از درک لذت‌های زندگی غافل می‌کند.

اعضای این خانواده‌ها همواره خوشبختی را در آینده‌ای می‌بینند که هیچ وقت به آن نخواهند رسید. اکثر این افراد ابتدائاً هدفشان از مال اندوزی، ایجاد رفاه برای زندگی است اما بعد از مدتی به این روش عادت می‌کنند و دیگر هدفی ندارند و فقط طبق عادت به مال اندوزی ادامه می‌دهند. در هر حال تنها لذتی که اینها درک می‌کنند همان لذت مال اندوزی است که همواره با غم از دست دادن و ضرر کردن، و حرص بیشتر داشتن، مخلوط است.

 

رفاقت ... !!!!

رفاقت ... !!!!

 قصه ی تلخی است که از نامش گریزانم

دلم عجيب گرفته است

سنگيني زيادي رو ي قلبم احساس مي كنم

حق دارد ... دلم ... !!!

آنقدر به بازيش گرفته اند

كه ديگر تواني برايش باقي نمانده است

گاهي فكر مي كنم اي كاش احساسي نداشتم

اي كاش دوستي نداشتم

اي كاش هميشه تنها مي ماندم

اي كاش دوستانم اينقدر گرگ صفت نبودند

رفاقت و اين همه پستي

رفاقت و اين همه دروغ

رفاقت و اين همه كثافت

رفاقت و اين همه نامردي

نمي دانستم گرگها معناي رفاقت را نمي دانند

اين گرگهاي انسان نمارا چه به رفاقت و دوستي... !!!

پست تر و هرزه ترو دريده تر از هر حيوان وحشي اند

اين انسانهاي دوست نما ... !!!

( سنگ صبور )

حرمت دست پدر و مادر.....

فــــــــــــــرزندم : حرمت دست های پینه بسته ام را نگه دار روزی همین دست ها نان آور خانه ای و در دست های معشوقی بوده است و این است رسم روزگار....................

bipfa_424767_334866046564782_100707196647336_1006207_229307742_n.jpg - فــــــــــــــرزندم : حرمت دست های پینه بسته ام را نگه دار روزی همین دست ها نان آور خانه ای و در دست های معشوقی بوده است و این است رسم روزگار....................
 

املای عشق.........

ما واسه صداهای کاملا مشابه، حروف مختلف داریم.
واسه این صدا ۲ تا حرف داریم: ت، ط
واسه این ۲ تا: هـ، ح
واسه این ۲ تا: ق، غ
واسه این ۲ تا: ء، ع
واسه این ۳ تا: ث، س، ص
و واسه این ۴ تا: ز، ذ، ض، ظ
این یعنی:
«شیشه» رو نمی‌شه غلط نوشت
«دوغ» رو می‌شه ۱ جور غلط نوشت
«غلط» رو می‌شه ۳ جور غلط نوشت
«دست» رو می‌شه ۵ جور غلط نوشت
«اینترنت» رو می‌شه ۷ جور غلط نوشت
«سزاوار» رو می‌شه ۱۱ جور غلط نوشت
«زلزله» رو می‌شه ۱۵ جور غلط نوشت
«ستیز» رو می‌شه ۲۳ جور غلط نوشت
«احتذار» رو می‌شه ۳۱ جور غلط نوشت
«استحقاق» رو می‌شه ۹۵ جور غلط نوشت
و «اهتزاز» رو می‌شه ۱۲۷ جور غلط نوشت!
واغئن چتوری شد که ماحا طونصطیم دیکطه یاد بگیریم!؟
اما عشق را نمی توان هیچ جور غلط نوشت؟؟!!
 

چشم و گوش  باز........

چندی پیش دختر جوانی با مراجعه به کلانتری 148 انقلاب تهران ماجرای عجیبی را پیش روی پلیس قرار داد که تازگی داشت. دختر 21 ساله در تحقیقات گفت: «می‌خواستم به دانشگاه بروم که سوار اتوبوس شدم. زن جوانی که در صندلی کناری‌ام نشسته بود خیلی باکلاس و شیک به نظر می‌رسید، دیدم که به صورتم خیره شده است تا اینکه لبخندی زد و سرصحبت را باز کرد. وقتی شنیدم که با یک پزشک پوست آشناست و دستمال مرطوبی سراغ دارد که باعث از بین رفتن لک و جوش صورتم می‌شود خوشحال شدم. می‌گفت دستمال‌ها بی‌خطر هستند و هر شب باید آن را روی صورتم بگذارم تا پوستم ترمیم شود. «فریماه» همان لحظه یک سری دستمال مرطوب به من داد و خواست شماره موبایلش را داشته باشم و اگر دستمال‌ها تاثیر خوبی روی صورتم گذاشتند با وی تماس بگیرم تا سفارش بدهد از اروپا برایم بیاورند. همان شب دستمال مرطوب را روی صورتم گذاشتم. حس خوبی به من دست داد. از آن به بعد هر شب این کار را می‌کردم. یک هفته نشده بود که با فریماه تماس گرفتم و بسته جدیدی از دستمال‌ها را سفارش دادم. همدیگر را دیدیم و او با گرفتن 20 هزار تومان دستمال‌ها را به من فروخت».
گروه اینترنتی ایران فانی iranfunnygroup.ir

دختر دانشجو افزود: «هر شب مرتب دستمال‌ها را استفاده می‌کردم و اگر آنها را به صورتم نمی‌گذاشتم نمی‌توانستم بخوابم و نیمه‌های شب از خواب می‌پریدم. اصلا تصور نمی‌کردم که معتاد دستمال‌ها شده‌ام. رفته رفته وقتی از دستمال‌ها استفاده نمی‌کردم خمار و خواب‌آلود می‌شدم. خواهرم که از نزدیک شرایط من را دنبال می‌کرد ترسیده بود، طوری حرف می‌زد که انگار مطمئن است من مواد مصرف می‌کنم اما نمی‌پذیرفتم. هر بار با فریماه تماس می‌گرفتم قیمت دستمال‌ها را چندین برابر بالا می‌برد. سومین بار بود که 100 هزار تومان خواست، ناچار بودم بپردازم. هر هفته وقتی با فریماه تماس می‌گرفتم چون می‌دانست وابستگی شدیدی به دستمال‌ها دارم قیمت را بالاتر می‌برد. خواهرم که بیشتر متوجه رفتارها و بی‌تابی‌های من شده بود خانواده را در جریان قرار داد. اصرار داشتند آزمایش بدهم. من تصور نمی‌کردم چنین جواب عجیبی بشنوم، به خاطر همین پذیرفتم و آزمایش دادم. نتیجه باورنکردنی بود.در خون من یک نوع ماده مخدر به نام «ال‌سی‌من» وجود داشت که از راه پوست و دستمال‌های مرطوب من را معتاد کرده بود. وقتی با فریماه تماس گرفتم و شنید می‌دانم چه بلایی بر سر من آورده است تماس را قطع کرد و از آن به بعد گوشی‌اش خاموش است. من از این زن که می‌تواند دخترهای دیگر را نیز فریب دهد، شکایت دارم». ماموران با شنیدن ادعاهای دختر دانشجو به بررسی‌های تخصصی دست زدند و پی بردند «ال‌سی‌من» یک نوع ماده مخدر سوییسی بوده و از طریق اروپا وارد ایران شده است.ماموران دریافتند که فریماه با اطلاع از اینکه دستمال‌ها اعتیاد‌آور هستند، سوار اتوبوس‌ یا مترو به جذب مشتری از میان دختران جوان پرداخته و با استفاده از عدم آگاهی آنان به خطری که در پیش دارند ابتدا با قیمت‌های پایین دستمال‌های «ال‌سی‌من» را در اختیارشان گذاشته سپس با اعتیاد طعمه‌هایش پول زیادی به جیب می‌زند.تحقیقات در این باره که آیا باند سازمان‌یافته‌ای به چنین اقدام خاموشی دست می‌زند

گاو.....

نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می پندارند.
کشیش گفت:
بگذار حکایت کوتاهی از یک گاو و یک خوک برایت نقل کنم.


خوک روزی به گاو گفت: مردم از طبیعت آرام و چشمان حزن انگیز تو به نیکی سخن می گویند و تصور می کنند تو خیلی بخشنده هستی. زیرا هر روز برایشان شیر و سرشیر می دهی.

اما در مورد من چی؟ من همه چیز خودم را به آنها می دهم از گوشت ران گرفته تا سینه ام را. حتی از موی بدن من برس کفش و ماهوت پاک کن درست می کنند. با وجود این کسی از من خوشش نمی آید.
علتش چیست؟

می دانی جواب گاو چه بود؟

جوابش این بود:
شاید علتش این باشد که
"هر چه من می دهم در زمان حیاتم می دهم"

چرا خانم ها دوبرابر آقایان حرف می زنند(فقط بخندید)

چرا خانم ها دوبرابر آقایان حرف می زنند(فقط بخندید)  
:
Men Are Just Happier People --
مردان اصولا آدم های شادتری هستند.

What do you expect from such simple creatures?
از موجوداتی به این سادگی چه انتظاری میتوان داشت؟

Your last name stays put.
نام خانوادگی شان باقی می ماند.

The garage is all yours.
تمام فضای گاراژ به مردها تعلق داره.

Wedding plans take care of themselves.
عروسی از نظر مردها به صورت اتوماتیک انجام میشه.

ادامه نوشته

آدم بودن.....

مهم نیست اطراف  ما پر از آدم باشه

مهم اینه که

اون چند نفر محدودی که دورو برما هستند

آدم باشند!

مراقب انتخاب دوست خود باشیم!

مرد نماد کوه است , مغرور و تنها و غمگین

مردانه که دلت بگیرد کدام زن میخواد آرامت کند؟
 
مردانه که بغض کنی چه زنی توانایی آرام کردنت را دارد؟

مرد که باشی حق این ها را نداری !
 
مرد که باشی حق ات فقط در دل نگهداشتن است
...
مرد که باشی از دور نمایی کوه را داری , مغرور و غمگین و تنها

مرد که باشی شب که دلت بگیرد یک نخ سیگار روشن میکنی و
 
خودت را پشت دودش پنهان میکنی

مرد نماد کوه است , مغرور و تنها و غمگین




What women want men who can calm your heart?
What woman has the ability to slow, letting the tears you male?

You see that man right there!
You're right in the heart of man which is in keeping
!
You're the man of the mountain landscape, proud and sad and lonely

The man who lit a cigarette would be the night that you do and you're hiding behind the smoke

Symbol is the mountain man, proud and alone and sad

 

اندیشه کن؛ امـــا نخند !

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید، ارباب. نخند!

به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز از آدامسهایش نمی خری. نخند!

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ای کوتاه معطلت کند. نخند!

به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده. نخند!

به دستان پدرت،

به جاروکردن مادرت،

به همسایه ای که هرصبح نان سنگک می گیرد،

به راننده ی چاق اتوبوس،

به رفتگری که در گرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد،

به راننده ی آژانسی که گاهی مواقع چرت می زند،

به پلیسی که سرچهارراه با کلاه صورتش را باد می زند،

به مجری نیمه شب رادیو،

به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد،

به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند،

به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد،

به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی،

به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان،

به پسری که ته صف نانوایی ایستاده،

به مردی که در خیابانی شلوغ ماشینش پنچر شده،

به مسافری که سوار تاکسی می شود و بلند سلام می گوید،

به فروشنده ای که به جای پول خرد به تو آدامس می دهد،

به زنی که با کیفی بردوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی،

به هول شدن همکلاسی ات پای تخته،

به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای پرکنی،

به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی نخند …

نخند که دنیا ارزشش را ندارد که تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی!

که هرگز نمیدانی آنها چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند!

آدمهایی که هرکدام برای خود و خانواده شان همه چیز و همه کسند!

آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند،

بار می برند،

بی خوابی می کشند،

کهنه می پوشند،

جار می زنند،

سرما و گرما می کشند،

و گاهی خجالت هم می کشند …

نامه ای به خدا در موزه گلستان

 
 
این ماجرای واقعی در مورد شخصی به نام نظرعلی طالقانی است که در زمان ناصرالدین شاه طلبه ای در مدرسه مروی تهران بود و از آن طلبه های فقیر بود. آن قدر فقیر بود که شب ها می رفت دور و بر حجره های طلبه ها می گشت و از توی باقیمانده غذاهای آن ها چیزی برای خوردن پیدا می کرد.یک روز نظرعلی به ذهنش می رسد که برای خدا نامه ای بنویسد.نامه ی او در موزه ی گلستان تهران تحت عنوان "نامه ای به خدا" نگهداری می شود.
مضمون این نامه :
securedownload
نظرعلی بعد از نوشتن نامه با خودش فکر کرد که نامه را کجا بگذارم؟ می گوید، مسجد خانه ی خداست.پس بهتره بگذارمش توی مسجد. می رود به مسجد امام در بازار تهران (مسجد شاه آن زمان) نامه را در مسجد در یک سوراخ قایم میکنه و با خودش میگه: حتما خدا پیداش میکنه!
او نامه را پنجشنبه در مسجد می ذاره. صبح جمعه ناصرالدین شاه با درباری ها می خواسته به شکار بره. کاروان او ازجلوی مسجد می گذشته، از آن جا که به قول پروین اعتصامی
"نقش هستی نقشی از ایوان ماست                آب و باد وخاک سرگردان ماست"
ناگهان به اذن خدا یک بادتندی شروع به وزیدن می کنه نامه ی نظرعلی را روی پای ناصرالدین شاه می اندازه. ناصرالدین شاه نامه را می خواند و دستور می دهد که کاروان به کاخ برگردد. او یک پیک به مدرسه ی مروی می فرستد، و نظرعلی را به کاخ فرا می خواند. وقتی نظرعلی را به کاخ آوردند ،دستور می دهد همه وزرایش جمع شوند و می گوید:نامه ای که برای خدا نوشته بودند، ایشان به ما حواله فرمودند.پس ما باید انجامش دهیم و دستور می دهد همه ی خواسته های نظرعلی یک به یک اجراء شود!

زائر حرم.....

کارگر خسته ای

سکه ای از جیب کت  کهنه اش بیرون اورد

 تا  توی صندوق صدقه بیندازد

نا گهان جمله روی صندوق رو دید منصرف شد.

صدقه عمر را زیاد می کند!!!

پخش مستقیم از کربلای معلی


 


برای مشاهده از مرورگر اکسپلورر (Internet Explorer) استفاده کنید

 در ادامه  صدای اذان 
 بیاد نماز حضرت سید الشهدا (ع) در ظهر عاشورا  

در پای حسین سر فشاندن چه خوش است

وز خاک درش بوسه ستاندن چه خوش است

یک روز وضو گرفتن از آب فرات

وندر حرمش نماز خواندن چه خوش است


موضوعات مرتبط: کلیپ

چرا داد می زنیم؟

 چرا داد می زنیم؟

عصبانیت، پرخاشگری، فریاد

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟

شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردی مان را از دست می‌دهیم.

استاد پرسید: این که آرامش مان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟

عصبانیت، پرخاشگری، فریاد

شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچ کدام استاد را راضى نکرد.

سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد. آن‌ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آن‌ها باید صدایشان را بلندتر کنند.

سپس استاد پرسید: هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟ آن‌ها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند. چرا؟ چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیک است. فاصله قلب‌هایشان بسیار کم است.

عصبانیت، پرخاشگری، فریاد

استاد ادامه داد: هنگامى که عشق شان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟ آن‌ها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌کنند و عشق شان باز هم به یکدیگر بیشتر می‌شود.

امید به خدا.....

بله میدونم

 تو درد داری من درد دارم

  اون درد داره  

 زیاد مهم نیست؟!

مهمه اینه که بدونیم همه درد دارند

 و خدایی هست اون بالا!

شریک در همه چیز

در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند. آن‌ها در میان زوج‌های جوانی که در آن‌ جا حضور داشتند بسیار جلب توجه می‌کردند. بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین می‌کردند و به راحتی می‌شد فکرشان را از نگاهشان خواند: نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند و چقدر در کنار هم خوشبختند.

محبت عشق شریک زندگی دوست داشتن

ادامه نوشته

مشکلات زندگی

استادی در شروع کلاس درس، لیوانی پر از آب به دست گرفت و آن را بالا برد که همه ببینند. بعد، از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند: ۵۰ گرم، ۱۰۰ گرم، ۱۵۰ گرم.
استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی‌دانم دقیقا وزنش چقدر است. اما سوال من این است اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین‌طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی‌افتد. استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین‌طور نگه دارم، چه اتفاقی می‌افتد؟

یکی از شاگردان گفت: دست‌تان کم کم درد میگیرد.
- حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟ شاگرد دیگری گفت: دست‌تان بی‌حس می‌شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می‌شوند. و مطمئنا کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.

استاد گفت: خیلی خوب است، ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است؟ شاگردان جواب دادند نه.
- پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می‌شود و در عوض من چه باید بکنم؟

شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.
استاد گفت دقیقا مشکلات زندگی هم مثل همین است. اگر آنها را چند دقیقه در ذهن‌تان نگه دارید اشکالی ندارد؛ اما اگر مدت طولانی‌تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد. اگر بیشتر از آن نگه‌شان دارید، فلج‌تان می‌کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود. فکر کردن به مشکلات زندگی مهم است؛ اما مهم‌تر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید. به این ترتیب تحت فشار قرار نمی‌گیرید و هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می‌شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشی که برایتان پیش می‌آید، برآیید.

فکر کردن خوبه

 

هر روز که میگذره بیشتر می فهمم که درد ما از فکر نکردنه

درد ما درد همون کبکیه که سرش رو زیر برف می کنه

ما فقط تقلید می کنیم و ادعا می کنیم.

اینجا مردم حیله گر و زرنگ زیاد هست اما هنوز کسی رو به پر ادعایی خودمون ندیدم.

راستی چرا این قدر مغروریم؟؟؟ این همه غرور این همه خودبینی واقعا برای چیه؟؟

اگر نمی‌خواهید بیمار شوید

 
احساساتتان را بیان کنید.
هیجانات و احساساتی که سرکوب یا
پنهان شده باشند به بیماری‌هایی
نظیر ورم معده، زخم معده، کمر درد
و درد ستون فقرات منجر می‌شوند.
سرکوبی احساسات به مرور زمان حتی
می‌تواند به سرطان هم بیانجامد.
در آن زمان است که ما به سراغ یک
محرم می‌رویم و رازها و خطاهای
خود را با او در میان می‌گذاریم!
گفتگو، صحبت کردن، کلمات وسیله درمانی قدرتمندی هستند.

اخرش چی؟......

بچه بوديم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مردهاي قوي ......بزرگ شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسکا

زنگ تفریح

تست هوش

چند تا سوال هستش. باید اونها رو سریع جواب بدی. واسه جواب دادن سرعت عمل خیلی مهمه، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی.
آماده‌ای؟
پس برو پایین تر…

سوأل اول : فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده‌اید. شما از نفر دوم سبقت می‌گیرید حالا نفر چندم هستید؟

 

.

.

.

پاسخ: اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید!

اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای اون رو می‌گیرید و نفر دوم خواهید بود.

آگه اشتباه گفتی آشکال نداره، سعی کن تو سوأل دوم بیشتر حواست رو جمع کنی.

برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.

سوأل دوم: اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟

.

.

.

پاسخ: اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید.

بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟؟! (اگر شما از نفر آخر عقب‌تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می‌خواهید سبقت بگیرید؟!!!)

شما در این دو مورد خیلی خوب کار نکردید، نه؟ خب اشکال نداره بریم سراغ یه سوال ریاضی.

سوأل سوم: ریاضیات فریبنده!!! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید.

عدد ۱۰۰۰ رو فرض کنید. ۴۰ رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک ۱۰۰۰ دیگه جمع کنید. عدد ۳۰ رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا ۲۰ تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید. با ۱۰۰۰ تای دیگه جمع کنید و نهایتاً ۱۰ تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟

.

.

.

به عدد ۵۰۰۰ رسیدید؟

جواب درست ۴۱۰۰ است. باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.

اگه تا حالا نتونستید به سوالات جواب بدید، بازم اشکال نداره شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آی کیوتون در خطره!!!

سوال آخر: پدر ماری، پنج تا دختر داره: اولی Nana ،دومی  Nene ،سومی Nini ،چهارمی Nono اسم پنجمی چیه؟

.

.

.

جواب: لابد میگید Nunu؟

نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.

اگه بعضی‌ها رو یا همش رو جواب دادید، پس احسنت به شما، اما اگه نتونستید به هیچ کدوم جواب بدید، از این به بعد باید یه کم دقت و تمرکزتون رو ببرید بالا.

با رعایت این نکات تمرکزتان را زیاد کنید

 
با رعایت این نکات تمرکزتان را زیاد کنید
در این روزها عوامل آشفته‌ کننده و برهم زننده تمرکز در اجتماع و منازل افزایش پیدا کرده و تمرکز کردن روی کارها نیز دشوارتر شده است.
 
ذهن انسان به طور معمول طوری طراحی نشده که بتواند هرج و مرج‌های فضای اطراف خود را به راحتی مقابله کند چون هر یک از حواس در ظرف یک لحظه محرکی را از دنیای بیرون دریافت می‌کنند و همین امر می‌تواند تمرکز انسان را به راحتی مختل کند.متخصصان روانشناسی می‌گویند هر چند تقویت قدرت تمرکز کار نسبتا دشواری است اما غیرممکن نیست.

در این مقاله چند توصیه مفید و کارآمد برای کمک به افزایش قدرت تمرکز و کاهش آشفتگی ذهنی عنوان شده که عبارتند از:

1 - محیط مناسبی را برای کار کردن انتخاب کنید
فضایی که در آنجا کار می‌کنید نقش مهمی در افزایش تمرکز دارد. فضاهای راحت و دلچسب تاثیر فوق‌العاده در ایجاد تمرکز کامل دارند.

2 - افکار خود را کنترل کنید
کلید افزایش تمرکز این است که اجازه ندهید افکار خود آیند و بی‌ربط به ذهنتان رسوخ کرده و آن را آشفته سازد. وقتی این افکار به ذهنتان خطور کردند به آنها توجه نکنید و برای تمرکز فعال روی کار اصلی خود بیشتر تلاش نمایید.

3 - یک برنامه زمانی مشخص و منطقی داشته باشید
زمان‌ بندی مناسب برای انجام کارها باعث ایجاد تعادل بین وقت کار و تفریح می‌شود و به آرامش ذهنی کمک می‌کند. در این حالت قدرت ذهن برای مقابله با عوامل آشفته‌کننده بیشتر می‌شود.

4 - هرگز منفی نباشید
هرگز نگویید که نمی‌توانم تمرکز کنم. این اظهارات منفی تمرکز کردن را دشوارتر می‌سازد چون ذهن خود را روی عدم توانایی کردن، متمرکز می‌کنید.

5 - چند کار را همزمان با هم انجام ندهید
در این وضعیت هرگز نمی‌توانید روی یک کار متمرکز شوید. یک کار را تمام کنید و بعد سراغ کار بعدی بروید.

ادامه نوشته

حیرت....

شما بودي ميتونستي دفعه اول پيدا كني ؟؟
راستشوبگو


تقدیمی.......

عکس گل رز قرمز زیبا و سایز بزرگ

زائر حرم.....

عکس گل رز قرمز زیبا و سایز بزرگ

12روش خوب زندگی کردن  و شاد زیستن.....

) خوش بین باشید 

به زندگی با دیدی مثبت نگه کنید تا خود را به دلیل احساس انرژی و خوشحالی بسیار زیادی که نصیب تان خواهد شد، متعجب سازید. به یاد داشته باشید که افراد شاد و مثبت بیشتر می توانند دیگران را مجذوب خود کنند.

۲) دید وسیعی داشته باشید

اجازه ندهید مسایل کوچک شما را آشفته کند. برای رسیدن به هدف خود پایدار و مقاوم باشید، خواه آن هدف ریاست، پرداخت رهن یا یک ازدواج طولانی مدت باشد. در این راه با موانعی مواجه خواهید شد؛ به سرانجام و پاداش تلاش تان فکر کرده و از ناخرسندی به خاطر مسایل کم اهمیت دوری کنید.

۳) سپاسگزار باشید

از دیگران قدردانی کنید. از همکار خود به خاطر کمکش به شما تشکر کرده و به دلیل موفقیت در انجام کارش به او تبریک بگویید. به خدمتکاری که صبحانه شما را برایتان می آورد، کلمه ای محبت آمیز بیان کنید. به شخص درمانده ای که در خیابان از مقابلش رد می شوید، چند سکه کمک کرده و از اینکه زندگی مسرت بخشی دارید، شکرگزار باشید.

۴) از   زندگی لذت ببرید

کارهایی را انجام دهید که از انجام دادن آنها لذت می برید: اتومبیل تان را بشویید، به برخی تعمیرات جزیی در منزل بپردازید، تلویزیون تماشا کنید، خرید بروید. برای خود یک اولویت قایل شده و آنچه را که دوست دارید، انجام دهید.

۵) از جسم خود مراقبت کنید

 خوب بخورید و ورزش کنید. به باشگاه رفته و کمی بدوید یا در یک بازی ورزشی شرکت کنید. همراهی کردن یک تیم به عنوان یک عضو و بیرون رفتن با هم تیمی ها بعد از بازی، برای جسم و فکر شما مفید خواهد بود.

۶) برنامه های خود را تغییر دهید

برنامه های روزانه خود را عوض کرده تا انرژی جدید پیدا کنید. مرز مشخصی بین کار و تفریح ایجاد کنید. برای فعالیت های سرگرم کننده یا تفکر در محیطی آرام از خانه خارج شوید.

۷) با مردم در تماس باشید

آیا به خاطر می آورید زمانی که یک دوست قدیمی به طور غیرمنتظره با شما تماس گرفت، چه احساسی داشتید؟ برای یکی از آشنایان ایمیلی ارسال کرده یا با افراد فامیل یا دوستان قدیمی خود تماس گرفته و از حال آنها باخبر شوید.

۸) خلاق باشید

روزنه ای برای انرژی خلاق خود بیابید. این ممکن است شامل کاردستی، بازسازی، نقاشی، ترسیم کاریکاتور، نویسندگی یا حتی باغداری باشد. مهم نیست که چقدر مشغله داشته باشید یا تا چه اندازه در آخر هفته احساس بی حالی می کنید، اگر زمانی را برای انجام فعالیت های خود اختصاص دهید، احساسی شادتر و سالم تر خواهید کرد.

۹) برای خود همدمی پیدا کنید

تقسیم کردن تجربیات با کسی که به او عشق می ورزید، خوشحالی شما را افزایش خواهد داد. عشق مطلق باعث به وجود آمدن احساس امنیت، رضایت و شادمانی در شما می شود.

۱۰) با کسی صحبت کنید

یکی از دوستان خود را برای هم صحبتی و بیان احساسات و عقاید خود انتخاب کنید. او در مورد شما قضاوت نمی کند و مشکلات شما را حل نخواهد کرد اما به حرف هایتان گوش می دهد چرا که می داند شما نیز همین کار را برایش انجام خواهید داد.

۱۱) تخیل کنید

 

آرزوها و بلندپروازی های خود را یادداشت کرده و به تدریج آنها را واقعیت ببخشید، آنگاه همیشه چیزهایی برای انتظار کشیدن و جایی برای متمرکز کردن انرژی خود خواهید داشت.

۱۲) بخشنده باشید

شاید زمان آن فرا رسیده باشد که کسی (یا خودتان) را به خاطر چیزی که اتفاق افتاده یا گفته شده، مورد بخشایش قرار دهید. اتفاقات و اشتباهات گذشته را پذیرفته و فراموش کنید. بدانید که نمی توانید زمان را به عقب برگردانید. شادمانی خود را با از یاد بردن نومیدی ها و شکست های گذشته دوباره به دست آورید.

● نگران نباشید، خوشحال باشید

در دنیای واقعی نمی توانیم از دیگران انتظار داشته باشیم تا برای ما شادمانی ایجاد کنند. خوشحالی حالتی از ذهن است که کاملا می تواند تحت کنترل شما باشد.

محیط پیرامون خود را به گونه ای مهیا سازید که فرصت هایی برای شناختن و لذت بردن از جنبه های مثبت و خوشایند زندگی را فراهم آورد. برای شاد بودن تلاش کنید.

منبع: sharghnewspaper.com

گل2

گل يخ
گل يخ : از عشق تو نا اميدم
گل لادن
گل لادن : گاهي از من ياد كن
گل مينا
گل مينا : بي وفا به دلداده خود رحم نكردي
گل نسترن
گل نسترن : شهرت را بر عشق رجحان دادي
گل كوكب
گل كوكب : چرا بيهوده قلبم را افسرده مي سازي
گل سنبل
گل سنبل : تو به منزله باغ پر گلي هستي كه دلداگان را از تو نتيجه اي نيست
سنبل: اندوه و تاسف
گل نرگس
گل نرگس : خود را اين همه سزاوار عتاب نمي بينم ، دلم از نامهرباني هاي تو بستوه
آمده است.
گل حنا
گل حنا : بيشتر از اين ديگر فريب ترا نمي خورم
گل رازقي
گل رازقي : شفا و بهبودي ترا آرزو دارم
گل زنبق
- زنبق: اندوه - تاسف.


گل  1

:flower.icon: اگه میخواین به کسی دست گل هدیه بدین بهتر اول معنی گل هایی رو که انتخاب میکنین رو بدونین.
گل سرخ
گل سرخ : عشق آتشين مرا بپذير
گل سرخ: عشق و زیبایی
غنچه گل : براي نخستين بار قلبم بخاطر تو لرزيد
گل ميخك
گل ميخك : قلبم را به تو تقديم مي كنم
میخک : جواب مثبت به درخواست عشق
- ميخك: شيفتگي - عشق زن - ستايش - "بله"
گل شقايق
گل شقايق : زندگيم فقط بخاطر عشق توست
گل شقایق: اختلاف
گل بنفشه
گل بنفشه : هميشه بياد من باش
گل بنفشه به معنی نجابت و کم رویی،
اندیشه ناگفته ، پاکدامنی ، فروتنی
- بنفشه: انديشه هاي ناگفته- سفر- "سفر بخير" -پاكدامني-فروتني.
گل اطلسي


گل اطلسي : نمي دانم مرا دوست داري يا نه
اطلسي: شرم - ازدواج فرخنده.
گل محمدي
گل محمدي : ترا از صميم قلب مي پرستم
گل هميشه بهار
گل هميشه بهار : عشق تو براي هميشه در قلب من رخنه كرده
گل داودي
گل داودي : از صداي دلپذير تو لذت مي برم
- داوودي: حقيقت - "تو دوست فوق العاده اي هستي"
گل اشرفي
گل اشرفي : اين هديه را از من بپذير
گل لاله

گل لاله : تو كه دل مرا غم زده مي خواهي ، اين من و اين دل دردمند من
لاله : عاشق واقعی
- لاله: عاشق تمام عيار - "باورم كن"

گل ماه تولد شما.....

فروردین، گل رز



 گاهی بدون فکر قبلی کاری را انجام می‌دهید. بسیار رک گو هستید و عاشق مسافرت! اشتیاق زیادی برای زندگی کردن دارید و پشتکارتان خوب است.

اردیبهشت گل نسترن


فردی صبور و پرطاقت هستید و اراده بسیار قوی دارید. دوست دارید کارها را به آهستگی ولی به طور جدی انجام دهید. خجالتی هستید و قابل اعتماد. سعی می‌کنید از مشاجرات دوری کنید.


 خرداد گل یاس



سفیدرفتار دوستانه‌ای دارید. رک گو و پر حرف بوده و همین امر به جذابیت شما می‌افزاید. مانند گل یاس، همیشه برای زنده کردن یک مجلس و معطر کردن آن حضور دارید. از رفتار بد دیگران سریع می‌گذرید. برای رفاقت ارزش زیادی قائلید.

 تیر گل بنفشه



زندگی همیشه برایتان شیرین نیست و زیاد یا فراز و فرودهای آن مواجه می‌شوید. به جای داشتن درآمد جزیی به فکر درآمدهای کلان هستید. ذهن خلاقی دارید و به دنبال فعالیت‌های خلاقانه هستید. در خانه بیشتر از همه جا احساس امنیت و آرامش می‌کنید.

مرداد گل شب بو



 فردی با محبت، خونگرم، دلسوز اما کمی‌عصبی هستید. غالباً از کمبود اعتماد به نفس رنج می‌برید و کمی ‌نیز احساس ترس در شما دیده می‌شود. برخی اوقات مردم از اخلاق خوب شما سوء استفاده می‌کنند.

 شهریور گل داوودی



جدی، متفکر و تا حدی اندیشمند هستید. در کارهایتان سرسختی و سماجت دارید و این مسئله گاهی به ضرر شما تمام می‌شود. به رغم آنکه شخص مهربانی هستید اما برخی اوقات رگه‌های نامهربانی در شما نمایان شده که این مسئله دیگران را آزار می‌دهد.

 مهر گل زنبق



  فرد مودبی هستید. به سرعت عصبانی می‌شوید ولی خیلی سریع به حالت اولیه باز می‌گردید.
 از زیبایی لذت می‌برید. فرد محبوبی هستید و سرشت سخاوتمندی دارید. میل زیادی برای زندگی در شما موج می‌زند و از انجام هر کاری لذت می‌برید.

 آبان گل ارکیده




 به سرعت تصمیم می‌گیرید و در انجام کارهایتان بسیار سریع و چابک هستید. تغییرات شغلی شما را نمی‌ترساند که این موضوع یکی از برتری‌های شخصیت شماست.  توانایی استثنایی در سازماندهی کارهایتان دارید.

 آذر گل مریم



احساساتی، صادق، باوفا، بشاش و خوش اخلاق هستید، اما اگر بخواهید می‌توانید همزمان روی دیگر سکه را نیز نشان دهید.خانه را تنها پناهگاه مطمئن زندگی می‌دانید. کمال طلب و تا حدی رویایی هستید که در برخی موارد این رگه های شخصیتی به کمک شما می‌آیند.


دی گل همیشه بهار



اهل رقابت و دوست بازی و قابل اعتماد و امین هستید و خیلی علاقه دارید وقت خود را بیرون از خانه بگذرانید. بسیار تودار و در واقع درون گرا هستید، از شادی دیگران شاد می‌شوید اما خود به سختی به آرزوهایتان دست می‌یابید.

 بهمن گل گلایل




باهوش هستید و می‌دانید چه می‌کنید. می‌خواهید همه امور مطابق میل شما باشد که البته گاهی می‌تواند به دلیل عدم توجه به نظر دیگران برایتان مشکل ساز شود...اما در مورد عشق صبور هستید. همواره اهدافی برای دستیابی دارید و واقعاً برای رسیدن به آنها تلاش می‌کنید.

 اسفند گل نرگس



مهربان، با گذشت و بسیار تودار هستید، به هیچ وجه خودخواه نیستید. همیشه بهترین را برای دیگران می‌خواهید. دوستانتان برایتان بسیار مهم هستند و قدر آنچه را که دارید می‌دانید. بین دوستان محبوب هستید و در خانواده نظر شما بر دیگران ارجحیت دارد..

اگر واقعا عاشقش باشی

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود .

اگر واقعا عاشقش باشی ، در کنار او که هستید ، احساس امنیت می کنید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی با شنیدن صدایش ، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است .

اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوا ر است .

اگر واقعا عاشقش باشی ، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید .

شاید فردا دیر باشد!


 

http://www.rasekhoon.net/userfiles/Article/1389/08%20dey/04/0010397.jpg
روزی معلمی از دانش آموزانش خواست که اسامی همکلاسی هایشان را بر روی دو ورق کاغذ بنویسند و پس از نوشتن هر اسم یک خط فاصله قرار دهند .

سپس از آنها خواست که درباره قشنگترین چیزی که میتوانند در مورد هرکدام از همکلاسی هایشان بگویند ، فکر کنند و در آن خط های خالی بنویسند .

بقیه وقت کلاس با انجام این تکلیف درسی گذشت و هرکدام از دانش آموزان پس از اتمام ،برگه های خود را به معلم تحویل داده ، کلاس را ترک کردند .

روز شنبه ، معلم نام هر کدام از دانش آموزان را در برگه ای جداگانه نوشت ، وسپس تمام نظرات بچه های دیگر در مورد هر دانش آموز را در زیر اسم آنها نوشت .

روز دوشنبه ، معلم برگه مربوط به هر دانش آموز را تحویل داد .

شادی خاصی کلاس را فرا گرفت .

معلم این زمزمه ها را از کلاس شنید ” واقعا ؟ “

“من هرگز نمی دانستم که دیگران به وجود من اهمیت می دهند! “

“من نمی دانستم که دیگران اینقدر مرا دوست دارند . “

دیگر صحبتی ار آن برگه ها نشد .

معلم نیز ندانست که آیا آنها بعد از کلاس با والدینشان در مورد موضوع کلاس به بحث وصحبت پرداختند یا نه ، به هر حال برایش مهم نبود .

آن تکلیف هدف معلم را بر آورده کرده بود .دانش آموزان از خود و تک تک همکلاسی هایشان راضی بودند با گذشت سالها بچه های کلاس از یکدیگر دورافتادند . چند سال

بعد ، یکی از دانش آموزان درجنگ ویتنام کشته شد . و معلمش در مراسم خاکسپاری او شرکت کرد .

او تابحال ، یک سرباز ارتشی را در تابوت ندیده بود . پسر کشته شده ، جوان خوش قیافه وبرازنده ای به نظر می رسید .

کلیسا مملو از دوستان سرباز بود . دوستانش با عبور از کنار تابوت وی ، مراسم وداع را بجا آوردند .. معلم آخرین نفر در این مراسم تودیع بود .

به محض اینکه معلم در کنار تابوت قرار گرفت، یکی از سربازانی که مسئول حمل تابوت بود ، به سوی او آمد و پرسید : ” آیا شما معلم ریاضی مارک نبودید؟ “

معلم با تکان دادن سر پاسخ داد : ” چرا”

سرباز ادامه داد : ” مارک همیشه درصحبتهایش از شما یاد می کرد . “پس از مراسم تدفین ، اکثر همکلاسی هایش برای صرف ناهار گرد هم آمدند . پدر و مادر مارک نیز

که در آنجا بودند ، آشکارا معلوم بود که منتظر ملاقات با معلم مارک هستند .

پدر مارک در حالیکه کیف پولش را از جیبش بیرون می کشید ، به معلم گفت :”ما می خواهیم چیزی را به شما نشان دهیم که فکر می کنیم برایتان آشنا باشد . “او با دقت دو برگه کاغذ

فرسوده دفتریادداشت که از ظاهرشان پیدا بود بارها وبارها تا خورده و با نواری به هم بسته شده بودند را از کیفش در آورد .

خانم معلم با یک نگاه آنها را شناخت . آن کاغذها ، همانی بودند که تمام خوبی های مارک از دیدگاه دوستانش درونشان نوشته شده بود .

مادر مارک گفت : ” از شما به خاطر کاری که انجام دادید متشکریم . همانطور که می بینید مارک آن را همانند گنجی نگه داشته است . “

همکلاسی های سابق مارک دور هم جمع شدند .چارلی با کمرویی لبخند زد و گفت : ” من هنوز لیست خودم را دارم . اون رو در کشوی بالای میزم گذاشتم . “

همسر چاک گفت : ” چاک از من خواست که آن را در آلبوم عروسیمان بگذارم . “

مارلین گفت : ” من هم برای خودم را دارم .توی دفتر خاطراتم گذاشته ام . “

سپس ویکی ، کیفش را از ساک بیرون کشید ولیست فرسوده اش را به بچه ها نشان داد و گفت :” این همیشه با منه . … . . ” . ” من فکر نمی کنم که کسی لیستش را نگه

نداشته باشد .. “

معلم با شنیدن حرف های شاگردانش دیگر طاقت نیاورده ، گریه اش گرفت . او برای مارک و برای همه دوستانش که دیگر او را نمی دیدند ، گریه می کرد .

سرنوشت انسانها در این جامعه بقدری پیچیده است که ما فراموش می کنیم این زندگی روزی به پایان خواهد رسید ، و هیچ یک از ما نمی داند که آن روز کی اتفاق خواهد

افتاد .

بنابراین به کسانی که دوستشان دارید و به آنها توجه دارید بگویید که برایتان مهم و با ارزشند ، قبل از آنکه برای گفتن دیر شده باشد.

اگر شما آنقدر درگیر کارهایتان هستید که نمی توانید چند دقیقه ای از وقتتان را صرف فرستادن این پیغام برای دیگران کنید ، به نظرشما این اولین باری خواهد بود

که شما کوچکترین تلاشی برای ایجاد تغییر در روابط تان نکردید ؟

هر چه به افراد بیشتری این پیغام را بفرستید ، دسترسی شما به آنهایی که اهمیت بیشتری برایتان دارند ، بهتر و راحت تر خواهد بود .

بیاد داشته باشید چیزی را درو خواهید کرد که پیش از این کاشته اید

امید......


اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه


گفت :حاج آقا دوتا سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه

گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم

گفت: من رفتنی ام!

گفتم: یعنی چی؟

گفت: دارم میمیرم

گفتم: دکتر دیگه ای رفتی، خارج از کشور؟

گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.

گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده

با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم خدا کریم نیست؟

فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش. گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟

گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم . کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن. تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم . خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم . اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت. خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد. با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن. آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه.

سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم . بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم . ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم . گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم . مثل پیر مردا برا همه جونا و آرزوی خوشبختی میکردم . الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز وخوردنی شدم

حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟

گفتم: بله، اونجور که یادگرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه

گفت: اما سوال بعدیم اینه که من با یاد مرگ آدم شدم دیگه دین به چه درد من میخوره و یا اینکه با من چی میکنه؟

گفتم: اتفاقا دین به درد آدما میخوره نه غیر آدما، تازه شما از این به بعد با دین عاشق میشی بزرگترین کار دین عاشق کردنه عاقلهاست و انسان کامل یعنی بشر غرق شده در دریای عشق و عقل.

خنده ی زیبایی روی لبش نشست انگار چشمهاش پنجره شده بود رو به اقیانوس آرام مثل خودش .

آرام آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر داشت میرفت گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟

گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!

یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟

گفت: بیمار نیستم!

هم کفرم داشت در میومد وهم ازتعجب داشتم شاخ دار میشدم گفتم: پس چی؟

گفت: فهمیدم مردنیم، رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن: نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجی مارفتنی هستیم کی ش فرقی داره مگه؟

باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد...

برخی  از اسامی اصحاب کهف

منصوب است اسامی زیر که نام برخی از اصحاب کهف می باشد

را در برگه ای نوشته و در زیر متکای نوزادانی که بی قرارند

و خواب شان آشفته و کم است  قرار دهید تا ارام شوند.

تملیخا

مکشلینیا

مشکینیا

مرنوس

برنوس

شادنوش

مرطونس

قطمیر (سگ اصحاب کف

بیست روش‭ ‬برای‭ ‬زندگی‭ ‬بهتر

 
‬.‬‭ ‬این‭ ‬روش ها‭ ‬عبارتند‭ ‬از‮:‬
۱) روزانه ٣ نفر را مورد تحسین قرار دهید.
۲) طلوع خورشید را تماشا کنید.
۳) در سلام کردن پیشقدم باشید.
۴) توقعات خود را کاهش دهید.
۵) با همه طوری رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند.
۶) هیچ گاه از کسی ناامید نشوید زیرا معجزه غیرممکن نیست.
۷) به دیگران حسادت نکنید.
۸) برای کسب دانش و شهامت دعا کنید نه برای به دست آوردن مادیات.
۹) سرسخت باشید ولی مهربان.
۱۰) اسم اشخاص را فراموش نکنید.
۱۱) دلرحم تر از آنچه نشان می دهید باشید.
۱۲) فراموش نکنید که بزرگ ترین نیاز عاطفی انسان قدرشناسی از اوست.
۱۳) به قول خود عمل کنید.
۱۴) حتی هنگام ناراحتی، سعی کنید خشم خود را کنترل کنید.
۱۵) فراموش نکنید که موفقیت یک شبه به دست نمی آید.
۱۶) فراموش نکنید برنده ها کاری می کنند که بازنده ها نمی کنند.
۱۷) سعی کنید اولین چیزی که سر کار خود می گویید باعث شادی دیگران شود.
۱۸) شادی دیگران را خراب نکنید.
۱۹) فرصت علاقه نشان دادن به نزدیکانتان را از دست ندهید.
۲۰) بعضی مطالب را پیش خود نگه دارید تا احساسات کسانی که دوستشان دارید جریحه دار نشود

آرامش ...

 

سهم قلبی ست که در تصرف خداست ...

قلبتان آرام و لحظاتتان خدایی ...

رابطه توکل به خدا با کاهش اضطراب

توکل به خدا

شاید کمتر مفهومی از مفاهیم اسلامی به اندازه "توکل" از لحاظ تعریف دشوار باشد. اخلاقیون، اهل عرفان و تصوف مفاهیم متفاوتی از آن درک کرده اند.

اصل توکل را بایستی در اعتماد به خدا جستجو کرد. تا وقتی که انسان به خدا اعتماد پیدا نکند، نمی تواند اداره امورش را به او واگذارد و اگر هم به زبان بگوید که امور خود را به او واگذار کردم، دلش آرام نمی گیرد. به علاوه اگر فردی از قوانین علت و معلولی که خداوند در جهان قرار داده است اطلاع نداشته باشد و نداند که خواست و سنت خدا به استفاده از اراده خود و اسباب و علل شناخته شده استوار است، باز نمی تواند موقعیت رفتار متوکلانه را تشخیص داده و مصداق های آن را در زندگی پیدا کند.

ادامه نوشته