ظلم از جایگاه حکومتی بخشودنی نیست
ظلم از جایگاه حکومتی بخشودنی نیست این پژوهشگر در توضیح اینکه وقتی فردی در جایگاه حکومتی قرار می گیرد، حتی بعضی امور که ممکن است در حیطه فردی، چندان نسبت به آن شدت وجود نداشته باشد، در آنجا شدت پیدا می کند، تصریح کرد: حساب ظلم به خود و ظلم به دیگران آن هم از جایگاه حکومت کاملا متفاوت است. بر فرض کسی ظلم فردی انجام می دهد یعنی به خودش ظلمی می کند. خدا این را با توبه می بخشد و شخص رها می شود، اما وقتی ظلم وارد جامعه می شود و در جایگاه حکومت و نسبت به مردم صورت می گیرد، دیگر واگذاشتنی نیست و فرد باید مجازات شود و نیز جبران مافات تا حد امکان صورت گیرد و اگر گریزی انجام شود و پیگیری نشود مجازات آن جهانی به طور قطع وجود دارد و کسی از آن گریز ندارد . امام علی (ع) در ضمن خطبه ای که مطابق نسخه دکتر صبحی صالح خطبه شماره ۱۷۶ نهج البلاغه است فرمود: «بدانید که ظلم بر سه گونه است: ظلمی که آمرزیده نمی شود، و ظلمی که واگذاشته نمی شود، و ظلمی که آمرزیده می شود و بازخواستی از آن نمی شود. و آن ظلمی که آمرزیده می شود، ظلم بنده بر خویش در برابر برخی از لغزش های ناچیز است. و آن ظلمی که واگذاشته نمی شود، ظلم برخی از بندگان بر برخی دیگر است. مجازات آن بسی سخت است و همچون زخم برداشتن از کارد یا ضربه های تازیانه نیست، بلکه مجازاتی سخت است که این زخم ها در برابر آن ناچیز است.» از آموزه های امیرمؤمنان (ع) می توان دریافت که این امر در حکومت به مراتب بسیار سخت گیرانه تر و شدید تر است. جبران ظلم ها در امور حکومتی بسیار دشوار بلکه ناممکن است او ادامه داد: در ظلم های اجتماعی و حکومتی راهی جز بازگشت و جبران وجود ندارد که البته در امور حکومتی، جبران کردن ظلم ها بسیار بسیار دشوار بلکه در موارد عمده ناممکن است. پیمان شکنی، خیانت، دروغگویی، خلف وعده، فریب دادن، اسراف، ریختن خون بی گناه، بردن آبروی افراد، شکستن کرامت انسان ها و زیر پا گذاشتن حقوق، همگی گناه کبیره هستند. گاهی فردی این کار را نسبت به خود انجام میدهد و گاهی در جایگاه حکومتی انجام می گیرد که به طور قطع شدت آن بیشتر و مجازات آن سخت تر است. احتجاب مسوولان از مردم و شهوت تغییر از گناهان کبیره حکومتی است دلشاد تهرانی با بیان اینکه آثار، لوازم و نتایج گناه کبیره در سطح حکومت، آن را شدیدتر می کند وگرنه این موارد در هر دو جایگاه، گناه کبیره است، گفت: البته ممکن است در حکومت مواردی مثل احتجاب مسوولان از مردم مشاهده شود که در جایگاه غیر حکومت، چندان معنا نداشته باشد . احتجاب مسوولان از مردم یعنی مسوولان در دسترس مردم نباشند و مردم نتوانند رو در رو مشکلات خود را با آنها مطرح کنند، اصلاًدیده نشوند و در میان مردم رفت و آمد نکنند که در روایات پیامبر(ص) محرومیت از رحمت و بخش خدا بر آن بار شده است. مثلا در حدیثی آمده است که هر زمامداری که در درگاه خویش را بر روی ارباب نیاز و حاجت ببندد، خداوند رحمت خود را بر او در هنگام نیاز و حاجتش ببندد . در برخی روایات تعبیر شده که درهای آسمان بر او بسته شود یا میان او و بهشت دیوار ها کشیده شود . او ادامه داد: با چنین تعبیرهایی می توان گفت احتجاب مسئولان از مردم و بی خبری از دردها و مشکلات آنان از گناهان کبیره محسوب می شود . امام علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر او را از این امر سخت پیرهیز داده و فرموده است: «هرگز نباید روی نهان کردن تو از شهروندانت به درازا کشد، زیرا روی نهان کردن سرپرستان از شهروندان ، نمونه ای است از ایجاد تنگنا و کمی دانش از کارها. و روی نهان کردن از مردم باعث می شود که از آن چه در پس پرده مانده بی خبر بمانند، در نتیجه بزرگ در نزدشان کوچک می نماید و کوچک بزرگ وانمود می شود، و زیبا را زشت می پندارند و زشت را زیبا، و حق و باطل به هم آمیخته می گردد. » این استاد دانشگاه افزود: زمامداران نمی توانند در تمام اوقات در میان مردم و در ارتباط مستقیم با آنان باشند و طبیعی است که آنان گذشته از زندگی شخصی ، باید به کارهای حکومتی بپردازند، ولی نباید مجموعه کارها و مدیریت زمان آنان به گونه ای باشد که احتجاب پیش آید. نمونه دیگری که باید از آن اجتناب کرد شهوت تغییر است. او در توضیح معنای شهوت تغییر اظهار کرد: شهوت تغییر یعنی شما وارد یک اداره می شوید، می گویید همه باید عوض بشوند، چه آن کس که خوب است چه آن کس که بد است. چه کسی که شایسته است، چه کسی که ناشایسته است. همه کارکنان باید تغییر کنند چون این افراد متعلق به رژیم، دولت و مسوول گذشته بوده اند. بله! انسان ناشایست، ناتوان، ضعیف و بدکار به طور قطع باید عوض شود، اما اگر کسی شایسته باشد، چطور؟ او را هم باید با دیگری جایگزین کرد؟ حتی اگر یک فرد ناشایسته جای آن قرار بگیرد؟ به نظر می رسد این موارد هم گناه کبیره در حوزه حکومتی است. امام علی (ع) در این باره در عهد نامه مالک اشتر چنین فرموده است : «و سنت شایسته ای را که بزرگان این امت بدان رفتار نموده اند و مردمان بدان وسیلت به هم پیوسته اند و شهروندان بر پایه آن سر و سامان یافته اند مشکن و برهم مریز . و هرگز روشی را پدید میاور که چیزی از سنت های شایسته گذشته را زیان رساند، که در نتیجه پاداش نیک آن برای کسی بماند که آن ها را برنهاده است، و بار سنگین گناه آن بر دوش تو که آن را شکسته و زیر پا نهاده ای .» این استاد دانشگاه با بیان اینکه در نهج البلاغه به ویژه در بخش نامه ها موارد فراوانی وجود دارد که بیانگر مطالبی درباره این موضوع و نیز خطوط حاکم و خطوط قرمزی است که باید در حکومت رعایت شود ، گفت: دو عهدنامه در نهج البلاغه وجود دارد؛ یکی عهدنامه ی مالک اشتر یعنی نامه ۵۳ و دیگری عهدنامه ی محمد ابن ابی بکر یعنی نامه ۲۷. برای داشتن تصویری روشن از این بحث به نظر می رسد بهترین متن، عهدنامه مالک اشتر باشد. بقیه مطالب نهج البلاغه و دیگر آموزه های امیر مومنان(ع) نیز به آن کمک می کند. امیر مومنان(ع) در اوایل عهدنامه ی مالک اشتر، بیانی بسیار قابل توجه دارد که نشان می دهد گناهان، معصیت ها و خلاف ها در جایگاه قدرت و در حکومت چقدر با سایر موقعیت ها فرق دارد.
+ نوشته شده در شنبه پنجم تیر ۱۳۹۵ ساعت 17:58 توسط حمید
|