تَمــامـِ زنــدگیـتــــــ ...

گــاه مـــے تــوان تمــامـِ زنـــدگــے را
دَر آغوش .............گِـرفـتــــ
اگـــَــــــــر ...
تَمــامـِ زنــدگیـتــــــ " یکـــ نَفـَـر " بــاشـــد . . .

گــاه مـــے تــوان تمــامـِ زنـــدگــے را
دَر آغوش .............گِـرفـتــــ
اگـــَــــــــر ...
تَمــامـِ زنــدگیـتــــــ " یکـــ نَفـَـر " بــاشـــد . . .

بیــآ هــَر دو بــآ هــَم..
بــآشیــم کــِنــآر هــَم...
بــَرآی هــَمیشــِه تــآ نــَقض کــُنیــم...
یکــی بــود یکــی نـَبــودِ " قــِصـّـه هــآ رآ"...

دِلـَتـــ تـَنگـــِ یک نـَفــَر کـِه بـآشـَد...
تـَمـآم تـَلـآشـَتـــ رآ هـَم بـُکـُنـی تـآ خـُوش بگـذَرَد،
وَ لـَحظـِه ای فـَرآمـوشـَش کـُنی فـآیـدِه نـَدآرَد...
تــو دِلــَتــــ تـَنگـــ اَستــــ ...
دِلــَتـــ بـَرآی هـَمـآن یـک نـَفــَر تـَنگـــ اَستـــ...
تـآ نـَیـآیـَد...
تـآ نـَبـآشـَد...
هـیـــچ چـیـز دُرُستــــ نـِمـیشـَوَد...

چقَــدر زَجـرآوَر اَستــــ اینکـِه...
تــو صـآحـِبــــ آرزویـی بـآشـی کـِه...
لـِذَتـــِ تـَعبـیـرَش بـَرآی دیگـَریستــــ...
اَمـآ دِلــــــَـــــت میگـیرَد وَقتــی یـآدَتــــ می اُفتـََد کــــِہ...
هَــرکَـَســـی مُمـڪِטּ اَستـــ بِخـوآنَـَد...
جـُــــــز آن یــِـــڪ نــــَـــفـَــــر...
|
نشان منافق سه چيز است
1- سخن به دروغ بگويد
2 - از وعده تخلف كند
۳ - در امانت خيانت نمايد .
صحيح مسلم ، كتاب الايمان ، ح 89
ایا این پیامبر که هر نفسش محبت است
باید از سوی غافلان مورد توهین قرار گیرد!؟
امان از شر شیطان!
حالا با ساخت چنین فیلمهای موهنی باید چهره امریکا و اسراییل برای همه گان مشخص شود
یادمان باشد کوردلان که ترس از جاه و مقام و ثروت خود داشتند از ابتدا صدر اسلام تا زمان ظهور قائم آل محمد فتنه خواهند داشت
نویسنده این وبلاگ ضمن محگوم کردن توهین به پیامبر اسلام اعلام می کند که توهین به مقدسات به هیچ وجه مورد قبول نخواهد بود
پیش نوشت: با توجه به اینکه هیچ منبع داخلی اطلاعات کافی در مورد فیلم ارائه نداده، جزئیاتی از فیلم مورد نظر رو به نقل از بی/بی/سی/ فارسی اینجا قرار میدم:
هزاران نفر در خاورمیانه و شمال آفریقا نسبت به فیلم اهانت آمیز "بیگناهی مسلمانان" که در آمریکا ساخته شده و پیامبر اسلام در آن به تصویر کشیده شده است، اعتراض کرده اند.
جیمز لانگمن، گزارشگر بی بی سی درباره جزییات این ماجرا توضیحاتی داده و به سئوالاتی مانند "در این فیلم به چه چیزهایی پرداخته شده که این گونه اعتراض مسلمانان را بر انگیخته " پاسخ داده است.
این فیلمی که درباره اش صحبت می شود، فیلم بلندی است که اسلام در آن دین خشونت و نفرت معرفی می شود و پیامبر آن حضرت محمد مردی ساده لوح و تشنه قدرت نشان داده می شود.
ا
برخی نشریات منطقه جزئیات جدیدی را از فیلم موهن آمریکایی علیه پیامبر اسلام(ص) منتشر کردند.
بنابر این گزارش، عنوان شده یکی از بازیگران این فیلم موهن «مصعب ابن حسن یوسف» فرزند یکی از رهبران حماس است که چندی پیش مرتد شده و به مسیحیت گرویده بود.
همچنین روزنامه «المصریه» متعلق به حزب التحریر مصر نوشت: از دو سال پیش معلوم شد که «مصعب ابن حسن یوسف» مزدور و جاسوس اسرائیل است که در ترور رهبران جریانهای مقاومت اسلامی در فلسطین از جمله شهید شیخ احمد یاسین، شهید عبدالعزیز الرنتیسی و همچنین ترور مروان البرغوثی نقش داشته است.
چند ماه پیش «مصعب ابن حسن یوسف» در راه فرار خود به سمت آمریکا در رژیم صهیونیستی در نشستی خبری اعلام کرده بود که قصد دارد در فیلمی موهن علیه پیامبر اعظم(ص) نقش بازی کند.
وی در این نشست خبری که در 19 ژوئن در «بیت آگرون» در قدس غربی برگزار شد اعتراف کرد که ده سال برای اسرائیل جاسوسی میکرده است و به آن افتخار میکند و اسرائیل را دولت خود دانسته است.
«مصعب ابن حسن یوسف» همچنین در توهینی آشکار به اسلام اعلام کرده بود به زودی به خاطر نفرتی که از اسلام دارد در فیلمی موهن علیه پیامبر اسلام(ص) بازی کند.
اگر چه توهین به مقدسات اسلامی با اهدافی مشخص انجام می شود اما گاهی برخی آزادی بیان را دستاویز چنین هتک حرمتهایی قرار می دهند و مقدسات دینی و اسلامی را مورد هتک حرمت قرار می دهند.
فیلمی در آمریکا ساخته شده که در آن به رسول خدا(ص) هتک حرمت شده است. این فیلم واکنش شدید مسلمانان را به دنبال داشته است.
اولین پرسش مطرح این است که آیا آزادی بیان حقی بی حد و مرز است و حدودی برای آن متصور نیست؟ آیا به حق آزادی بیان و اندیشه می توان هر اعتقاد و باوری را زیر سؤال برد و مورد توهین قرار داد؟
آزادی عقیده به معنای آن است که هر شخصی، هر تفکری اعم از سیاسی، اجتماعی، مذهبی را که حق می داند آزادانه برگزیند بیآنکه در گزینش آن تحت فشار باشد. آزادی بیان نیز تبلور آزادی عقیده است و به معنای ابراز آزادانه اندیشه و اعتقادات میباشد. این حق یکی از حقوقی است که در تمام اعلامیههای حقوق بشری به صراحت به آن تأکید شده و در قوانین بسیاری از کشورها از جمله قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مورد حمایت قرار گرفته است.
ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر (مصوب دهم دسامبر 1948) مقرر میدارد: «هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات فردی آزاد باشد.»
همچنین ماده 19 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز تصریح میکند: «1 ـ هیچکس را نمیتوان به مناسبت عقایدش مورد مزاحمت و اخافه قرار داد.2 ـ هر کس حق آزادی بیان دارد و این حق شامل آزادی تفحص و تحصیل و اشاعه اطلاعات و افکار از هر قبیل بدون توجه به سرحدات خواه شفاهاً و خواه به صورت نوشته یا چاپ یا به صورت هنری یا هر وسیلة دیگری به انتخاب خود میباشد... .»
اینکه در تدوین این اعلامیه همه کشورها مشارکت نداشته و برخی اصول این اعلامیه مبتنی بر بسرتهای فکری جهانیان نیست شک و تردیدی وجود ندارد. اصول این دو کنوانسیون توسط کشورهای صنعتی و غالب جنگ جهانی دوّم نوشته شده است امّا برخی از مبانی آن از جمله حق آزادی بیان با قیودی مورد پذیرش اسلام است و اسلام در چهارده قرن قبل به آن توجه نموده است.
اما نکتهای که باید به آن توجه داشت این است که آزادی بیان در اسلام و حقوق بین الملل بدون حد و مرز نیست. بند 3 ماده 19 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مقرر میدارد: « اعمال مذکور در بند 2 این ماده مستلزم حقوق و مسئولیتهای خاصی است و لذا ممکن است تابع محدودیت های معینی شود که در قانون تصریح شده و برای امور ذیل ضرورت داشته باشد: الف. احترام به حیثیت و حقوق دیگران؛ ب. حفظ امنیت، نظم یا سلامت و اخلاق عمومی.»
همچنین ماده 13 کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر (مصوب نوامبر 1969) با عنوان، آزادی اندیشه و بیان، در عین حمایت از آزادی بیان آن را مطلق نمیداند و در صورت تعرض به نظم و اخلاق عمومی و حیثیت افراد، آن را محدود میکند.
بنابراین تمام اندیشمندان در عین پذیرش آزادی بیان به عنوان یک حق اساسی برای انسان در وجود حدودی برای آن تردید ندارند.
با رفتارشناسی مدعیان حقوق بشر معلوم شده که حقوق بشر و آزادی بیان در قاموس این مدعیان، چیزی جز اعمال مقاصد سیاسی آنها نیست و هیچگاه عملاً به این حقوق انسانی پایبند نبوده و این مفاهیم مظلوم وسیلهای برای اعمال فشار بر کشورهای دیگر بوده است.
با وجودی که در کنوانسیونها و معاهدات بین المللی از جمله بند 5 ماده 13 کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر هرگونه تحریکات مذهبی و هر عمل غیر قانونی علیه اشخاص و گروهها به واسطه مذهب ممنوع است، ساخت و پخش فیلم موهن به پیامبر خدا(ص) در این کشور نشان می دهد که اجرای قانون در این کشور و امثال آن گزینشی است و در حالی که به افراد و آرمانهای آنها توهین میشود توهین کنندگان آزادانه فعالیت کرده ، و حتی مورد تشویق قرار میگیرند.
این در حالی است که اسلام تاکید دارد که نباید خداشناسان را مورد دشنام قرار دهیم، همچنین هرجا که جمعی از انسانها در آن به عبادت و راز و نیاز مشغولاند محترم است؛ چه مسجد، چه دیر و چه کلیسا.
باید توجه داشت که این قاعده صرفا شامل خداپرستان نمیشود، بلکه حتی در مواردی مشرکان را نیز دربرمیگیرد، چنانکه خداوند در آیه 108 سوره انعام دشنام و اهانت به مشرکان را نیز نهی میکند: «ولا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا بغیر علم»؛ چرا که این کار سبب دشنام دادن مشرکین به خدای مسلمانان میشود.
«یقین»عبارت است از اعتقاد ثابت و قطعی انسان به امری كه مطابق با واقع بوده و با هیچ شبهه ای، هر قدر هم قوی،قابل زوال نباشد.»[1] مرحوم علّامه طباطبایی ـ رحمه الله علیه ـ می فرماید: «یقین به معنی قوت ادراك ذهنی است، به طوری كه قابل زوال و ضعف نباشد»[2] مورد و متعلّق یقین یا مربوط است به چیزی كه از لوازم و اجزاء ایمان است مانند اعتقاد به وجود خداوند تبارك و تعالی و بعثت انبیا و عالم آخرت، و یا مربوط به اموری است كه دخالتی در ایمان ندارد و آنچه در كمال انسان و رسیدن او به سعادت نقش دارد، قسم اول است و آن یقین داشتن به این است كه تمام امور هستی به دست خداست و او مسبّب الاسباب می باشد؛ هیچگونه توجهی به غیر او نداشته بلكه همه اسباب و وسائط را مسخّر فرمان و حكم خدا بداند. بداند كه خدا ضامن روزیِ اوست و هر چه را او مقدّر كرده می رسد، و در نتیجه طمعی به دیگران نداشته باشد. بداند كه نتیجه تمامی اعمال خوب و بد خود را می بیند و خدای شاهد و ناظر بر اعمال،خود حاكم روز قیامت است. و حتی از خاطرات قلبی انسان نیز آگاه است. این حقیقت یقین است. برای بی نیازی همین بس كه صاحب یقین باشی. |
!
حالا سیرجان به همدان چه ربطی داره؟
اونی که باید بدونه میدونه


همه تن چشم شدم خیره به دنبال توگشتم
شوق دیدارتو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
درنهان خانه ی جانم گل یادتودرخشید
عطرصدخاطره پیچید باغ صدخاطره خندید
یادم آمدکه شبی با هم ازآن کوچه گذشتیم
پرگشودیم ودرآن خلوت تادلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
توهمه رازجهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محوتماشای نگاهت
آسمان صاف وشب رام
بخت خندان وزمان رام
خوشه ی ماه فروریخته درآب
شاخه دست بر آورده به مهتاب
یادم آمد که به من گفتی ازاین عشق حذرکن
ساعتی چندبراین آب نظرکن
آب آیئنه عشق گذران است
توکه امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش که فردادلت بادگران است
باتوگفتم حذر از عشق ندانم
سفرازپیش توهرگزنتوانم نتوانم
یادم آمدکه دگرازتوجوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم نگسستم نرمیدم ..........
رفت درظلمت غم آن شب وشب های دگرهم
نگرفتی دگراز عاشق دل آزرده خبرهم
نکنی دیگراز آن کوچه گذرهم
بی تو اما به چه حالی من ازآن کوچه گذشتم..........
بار الها!!!!!!!!!!
به سوی تو آمده ام تا دریابی مرا
به سوی تو آمده ام تا از تو مدد بجویم یاری طلبم وبخواهم که مرا به خود وانگذاری
که من بی تو پوچم
پروردگارا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مرا یاری کن تا در مسیری گام بردارم که مروج علم وآیین تو باشم.
یاریم کن تا همواره در آموختن حریص باشم ودر تروج آموخته هایم سخاوتمند.
معبودا یاریم ده تا بیاموزم آنچه را که تو می پسندی
ودوری جویم از آنچه که نا پسند توست.................ادم
از دنیا خسته
شه
یعنی چی؟
از خدا پرسيد: اگر در سرنوشت ما همه چيز را از قبل نوشتي آرزو كردن چه سود؟؟؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
خدا خنديد و گفت: شايد نوشته باشم هرچه آرزو كرد!!!
|
|
یکی از دوستام تعریف می کرد : "با اتوبوس از یه شهر دیگه داشتم میومدم یه بچه ء 5-6 ساله رو صندلی جلویی بغل مامانش یه شکلات کاکایویی رو هی میگرف طرف من هی میکشید طرف خودش. منم کرمم گرفت ایندفعه که بچه شکلاتو آورد یه گاز بزرگ زدم!بچه یکم عصبانی شد ولی مامان باباش بهش یه شکلات دیگه دادن.خیلی احساس شعف میکردم که همچین شیطنتی کردم.یکم که گذشت دیدم تو شکمم داره یه اتفاقایی میوفته.رفتم به راننده گفتم آقا نگه دار من برم دستشویی. خلاصه حل شد.یه ربع نگذشه بود باز همون اتفاق افتاد.دوباره رفتم...سومین بار دیگه مسافرا چپ چپ نیگا میکردن.اینبار خیلی خودمو نگه داشم دیدم نه انگار نمیشه رفتم راننده گفت برو بشین ببینیم توام مارو مسخره کردی...رفتم نشستم سر جام از مامان بچه پرسیدم ببخشید این شکلاته چی بود؟گفت این بچه دچار یبوسته، ما روی شکلاتا مسهل میمالیم میدیم بچه میخوره!!!خلاصه خیلی تو مخمصه گیر کرده بودم.خیلی به ذهنم فشار آوردم بالاخره به خانومه گفتم ببخشید بازم ازین شکلاتا دارین؟گف بله و یکی داد..رفتم پیش راننده گفتم باید اینو بخورین. الا و بلا که امکان نداره دستمو رد کنین.خلاصه یه گاز خوردو من خوشحال اومدم سر جام . ده دقیقه طول نکشید راننده ماشینو نگه داشت!!!منم پیاده شدم و خوشحال از نبوغی که به خرج دادم! یه ربع بعد باز ماشینو نگه داشت...! بعد منو صدا کرد جلو گفت این چی بود دادی به خورد من؟ گفتم آقا دستم به دامنت منم همین مشکلو داشتم! کار همین شکلاته بود!شما درکم نمیکردین! خلاصه راننده هر یه ربع نگه میداشت منو صدا میکرد میگفت هی جوون! بیا بریم!
نتیجه اخلاقی : وقتی دیگران درکتون نمی کنند ، یه کاری کنید درکتون کنند.!!!
الهام اسکندرپور، متخصص روانشناسی بالینی در گفتگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبرنگاران عنوان کرد: برخی از مردان خصلتهایی دارند که آنها را برای زندگی مشترک نامناسب میکند. اما نمیدانیم
چرا با دروغ
همه کارای ما پیش میره
و با راستی
و صداقت
همیشه
جا
می مونیم!
نفرین به دنیا....
جاگذاشته ام دلی
هرکه یافت
مژدگانی اش تمام “زندگی ام" . . .
خوردن یک لیوان نوشیدنی خنک بنظر خیلی مطبوع میرسد . حال آنکه زمانی که شما آب سرد بعد از غذا میل میکنید آب سرد می تواند توده های چربی را که شما با غذا خورده اید سفت و منجمد کند . این عمل فرآیند هضم غذا را کند کرده و نیز زمانی که با اسید معده ترکیب می شود تجزیه شده و بسرعت توسط روده جذب می شود .حتی سریعتر از غذای جامد .
>>>> این ماده سطح روده را می پوشاند و تبدیل به چربی شده و محمل مناسبی برای سرطان می شود .. پس بهترین کار اینست که پس از خوردن غذا سوپ یا نوشیدنی گرم بخوریم ..
عکس من
لطفا
با کد
عبور وارد
شوید
عکس Anna Gurji |عکس دختر بازیگر فیلم موهن
Anna Gurji در اولین مصاحبه ای که با او انجام شد بسیار وحشت زده بود او گفت: توسط مدیر ۵۵ ساله اش فریب خورده است.
این بازیگر جوان ۲۱ ساله اضافه می کند:من کاتولیک هستم و مدت چند روز است که قرص خواب استفاده می کنم، همه اش گریه می کنم مردم به خاطر این فیلم افتضاحی که بازی کرده ام از من متنفر هستند.
فیلم مذکور از سوی تری جونز، کشیش ضد اسلام اهل فلوریدای آمریکا، منتشر شده که اعلام کرده است انتشار این فیلم به مناسبت سالگرد حملات یازده سپتامبر صورت گرفته است.
در این فیلم دوساعته، شخصیت ارزشمند پیامبر اکرم (ص) به طنز گرفته شده و این چهره پاک، فردی ترسیم شده است که گناهان بسیاری مرتکب میشود.
«سام باسیل»، نویسنده و کارگردان این فیلم، که «برائت از مسلمانان» نام دارد یک یهودی آمریکایی اهل کالیفرنیا و شاغل در بخش مستغلات است، اما پخش و توزیع فیلم را تری جونز برعهده دارد.
عکس دختر بازیگر فیلم اهانت آمیز به پیامبر (ص)
اب را گل نکنیم شاید.......
و یادمان باشد
در هر سایتی توی نت ثبت نام
نکنیم شاید
مورد سوء استفاده
قرار بگیریم
در کشاکش این روزگار غرق نشیم
و یادمان باشد
هر روز قرآن بخوانیم
و برای سلامتی امام زمان عج
دعاکنیم
|
| |
|


در این فیلم که ساتراپی به همراه "آنرد هپرنوند" آن را کارگردانی کرده داستان یک موسیقی دان ایرانی به نام ناصر علی خان به تصویر کشیده شده که پس از شکسته شدن سازش تصمیم میگیرد بمیرد و در هشت روز باقی مانده زندگیش وجوه مختلف زندگی وی روایت می شود.
در این فیم که در دهه 30 و 40 شمسی در تهران می گذرد، از زندگی ایرانی غیرواقعی و ضدمذهب تصویر شده است. در این فیلم بر خلاف واقع، هیچ کدام از شخصیت ها از مشترکات فرهنگ ایرانی بهره ای ندارند و همسان زنان غربی لباس می پوشند.
در صحنههایی از فیلم با نمایش کاریکاتورگونه انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی مهاجرت افراد تحصیلکرده به خارج از کشور و به ویژه آمریکا رویدادی گریزناپذیر معرفی میشود.
همچنین حضور "گلشیفته فراهانی" در صحنههایی غیراخلاقی از فیلم نشان میدهد که این فیلم کاملا پروژهای برنامه ریزی شده برای تحقیر فرهنگ ایرانی در سینمای غرب بوده است.
این فیلم که درجشنواره برلین نیز حضور یافته، از هفته آینده نمایش سراسری خود را در سینماهای آمریکا آغاز می کند.
ساتراپی پیش از این با فیلم "پرسپولیس" موجی از خشم را در میان مسلمانان جهان جنجال ساز شده بود.
به گزارش خبرگزاری مهر، آقای عظیمی گفت که شهرهای تهران و اصفهان بیشترین شیوع ابتلا به این بیماری را دارند.
به گفته این متخصص، کمبود ویتامین دی میتواند در ابتلا به این بیماری نقش داشته باشد و یکی از راههای پیشگیری از آن، جبران کمبود این ویتامین است.
آمار دقیقی از تعداد مبتلایان به این بیماری در ایران منتشر نشده است، اما بر اساس آخرین اطلاعات وزارت بهداشت، بیش از ۴۰ هزار نفر در ایران به بیماری اماس مبتلا هستند.
این بیماری یکی از شایعترین بیماریهای سیستم اعصاب مرکزی (مغز و نخاع) است و در اثر تخریب غلاف میلین ایجاد می شود.
میلین غلافی است که فیبرهای عصبی را احاطه می کند و در انتقال سریع امواج عصبی نقش دارد.
در حالت طبیعی با وجود این غلاف امواج عصبی به سرعت منتقل می شود و این امر موجب توانایی بدن در ایجاد حرکات هماهنگ و موزون است.
در بیماری ام اس این غلاف عصبی به تدریج تخریب می شود و بدین ترتیب امواج عصبی از مغز به خوبی منتقل نمی شود.
دوست عزیزم با مراجعه به پزشک و انجام آزمایش ویتامین دی از وضعیت سلامت خود مطلع شوید.
خواهش می کنم این ایمیل را برای همه دوستانتان بفرستید .
حرف بزنید
یک آدم صبور و دهنقرص، گیر بیاورید و کل بدبختیها و جفتکهایی که از "الاغ زندگی" خوردهاید را با او تقسیم کنید…
بازگو کردن مشکلات، وزن آنها را کم میکند… علاوه بر آن معمولا وقتی سفره دلتان را جلو کسی باز میکنید، اوهم سفره خودش را برایتان باز میکند و یحتمل می فهمید که شما در این دنیا، تنها آدم کتک خورده نیستید... و این یعنی آرامش..
دوم اینکه فقط به زمان حال فکر کنید:
گذشتهتان و آیندهتان را خیلی جدی نگیرید…
اصلا پاپیچ خرابکاریها و کوتاهیهایی که در گذشته در حق خودتان کردهاید، نشوید.
همه همینطور بودهاند وانگشت فرو کردن در زخمهای قدیمی، هیچ فایدهای جز چرکی شدن آنها ندارد.
آینده را هم که رسما باید به هیچ وجه به حساب نیاورید.
ترس از حوادث و رخدادهای احتمالی، حماقت محض است..
فکر هر چیزی، از خود آن چیز معمولا سختتر و دردناکتر است…
سوم اینکه به خودتان استراحت بدهید:
حالامیگویم استراحت، یکهو فکرتان نرود به سمت یک ماه عشق و حال وسط سواحل هاوایی…! وسط همه گرفتاریها واسترسها و بدبختیهاتون...!!!
آدم میتواند خیلی شیک به خود، مرخصی چند ساعته بدهد…
کمی تنهایی، کمی بچگی کردن، یا هر چیز نامتعارفی که شاید دوست داشته باشید…. که کمی از دنیای واقعی دورتان کند و خستگی را بگیرد…
مثل نهنگها که هر از چندگاهی به بالای آب میآیند و نفسی تازه میکنند و دوباره به زیر آب برمیگردند…
چهارم اینکه تنتان را بجنبانید
ورزش قاتل استرس است...
لزومی هم ندارد که وقتی میگوییم ورزش، خودتان را موظف کنید روزی هزار بار وزنه یک تنی بزنید و بازو دربیاورید…
همچین که یک جفتک چارکش منظم وخفیف در روز داشته باشید، کلی موثر است…
از من به شما نصیحت…
پنجم اینکه واقعبین باشید:
ما ملت شریف، بیشتر استرسمان بابت چیزهایی است که کنترلی روی آنها نداریم…
ششم اینکه زندگیتان، میدان و مسابقه اسبدوانی نیست
خودتان را دائم با دیگران مقایسه نکنید… مقایسه کردن و"رقابتپیشگی"، استرسزا است…
اینکه جاسم فوقلیسانس دارد و من ندارم و قاسم لامبورگینی دارد و من ندارم و عبود فلان دارد و من ندارم، شما را دقیقا میکند همان اسب مسابقه که همه عمرش را بابت هویج ِ سر چوب، دویده وبه هیچ کجا هم نرسیده…
زندگی مسخرهتر از چیزی است که شما فکرش رامیکنید…
هیچ دونفری لزوما نباید مثل هم باشند…
خودتان باشید…
هفتم اینکه از مواجهه با عوامل "ترسزا" هراس نداشته باشید:
مثال ساده آن، دندانپزشک است…
وقتی دندان خراب دارید، یک کله پیش دکتر بروید و درستش کنید… نه اینکه مثل بز بترسید و یک عمر را از ترس دندانپزشک، بادرد آن بسازید و همه لقمههایتان را با یکطرفتان بجوید…
نیم ساعت جنگیدن با درد، بهتر از یک عمر زندگی با ترس درد است…
ترس، استرس می زاید
هشتم اینکه خوب بخورید و بخوابید
آدمی که درست نخوابد و نخورد، مغزش درست کارنمیکند…
مغز علیل هم، عادت دارد همه چیز را سخت و مهلک نشان دهد…
آدم وقتی گرسنه و خسته است، یک وزنه یک کیلویی را هم نمیتواند بلند کند، چه برسد به یک فکر چند کیلویی…!!
نهم اینکه بخندید:
همه مشکل دارند…
من دارم، شما هم دارید… همه بدبختی داریم، گرفتاری داریم و این موضوع تابع محل جغرافیایی آدمها هم نیست…
یاد بگیرید بخندید… به ریش دنیا و مشکلات بخندید…
به بدبختیها بخندید… به من که دو ساعت صرف نوشتن این موضوع کردم،بخندید…
به خودتان بخندید…
دو بار اولش سخت است، اما کم کم عادت میکنید و میبینید که رابطه خنده و گرفتاری، مثل رابطه خیار است و سوختگی پوست… درمانش نمیکند اما دردش را کم میکند
هر چیزی که بصورت اعتیاد یا عادت در می آید و تعادل روحی و روانی ما را بر هم میزند نوعی وابستگی است. وابستگی یعنی اینکه کنترل زندگی خود را بدست دیگران می سپاریم و یا وقتی به چیزی مثل پول و امثال آن وابستگی و تعلق خاطر داریم این بدان معنی است که شادی و ناشادی ما را پول تضمین می کند.
احساس وابستگی، نوعی نیاز به بیرون است. شخص به قدری ضعیف النفس و ناتوان به نظر می رسد که دوست دارد همیشه شخصی را برای مشورت، درد دل، صحبت، دعوا و حتی گرفتن کوچک ترین تصمیم داشته باشد. از سکوت گوشی همراهش ناراحت می شود. از این که شخص برای یکی دو روز ساکت بشود، به او سر نزند، احساس ترس می کند. انگار طرف مقابل نقش حامی را برای او دارد و از زیاد شدن فاصله اش با او احساس ناامنی و اضطراب می کند.
وابستگی باعث می شود شخص حتی در آزادی کامل هم احساس ناامنی کند. برای گرفتن تصمیماتش نیاز به مشاور داشته باشد، قوه تعقل و تفکرش را از خودش به دیگری انتقال بدهد و شکست و پیروزی اش را به دیگران نسبت بدهد. افزایش این حس در شخص باعث ایجاد حس حقارت و خود کم بینی می شود. تا حدی که همیشه چشم به کمک دیگران دارد و توان مقابله با مشکلات و لذت بردن را به تنهایی نداشته باشد.
من سؤالم از کسانی که وابسته به چیزی یا کسی می شوند این است که آیا برای لذت بردن، فکر کردن، حل مشکلات و آرامش آیا عاملی بیرونی نیاز است؟! اگر عاملی بیرونی پیدا نشود آیا زندگی دچار اختلال می شود؟! آیا کسی وجود ندارد که در شرایط سخت زندگی بدون همه عوامل بیرونی توان گذر از مشکلات را داشته باشد؟! بدون تردید همه ما در طول زندگی به فرد یا افرادی وابستگی داشته ایم و عشق و دوست داشتن های ما بدون رنج و درد نبوده است. همین که او مطابق با میل ما رفتار نکند یا اینکه احساس کنیم او را از دست خواهیم داد، باعث درد و رنج و اندوه ما خواهد شد. هیچ یک از ما دیگری را آنگونه که هست و باید باشد و بدون قید و شرط دوست نمی داریم. عشق ما نوعی تملک و تصاحب است. عشق ورزیدن به کسانی که دوستشان داریم از نیازهای اساسی و ضروری ماست اما این عشق اگر عاری از وابستگی باشد همیشه لذت بخش و سودمند خواهد بود...

|
تفاوت دوست داشتن با عشق از نظر (نادر ابراهیمی) بر گرفته از کتاب آتش بدون دود راستی نادر ابراهیمی نویسنده ، شاعر و فیلمنامه نویس بزرگ کشور در تاریخ 21 خرداد 1387 فوت کرده است. عشق در لحظه پدید می آید ، دوست داشتن در امتداد زمان. این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است. |
شادی
را
آفرید.........
همین نکته منو تو رو کافیست برای زندگی..
که با هر تپش قلبم
از کهنه زخم های تو بیرون می جهد
و بر روی این اوراق سفید
که محرم زخم هایم شده اند
حک می شوند
وقتی تمام شدند
باقی مانده درخت این اوراق
تابوتم می شود
*
نوشتن
هر حرفش
گامی دیگرست به سوی مرگ
می نویسم
پس هستم
از تهی سرشار
جویبار لحظه ها جاریست
چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب، واندر آب بیند سنگ،
دوستان و دشمنان را می شناسم من
زندگی را دوست می دارم؛ مرگ را دشمن
وای، امّا- با که باید گفت این؟- من دوستی دارم
که به دشمن خواهم از او التجا بردن
جویبار لحظه ها جاری

|
| |
|
In a noncitizen terrain holiday accommodation is probably the key worries regarding website visitors and also tourists. Cathedral holiday accommodation with Hahei includes a variation.
Any time in the overseas terrain, one of many key worries with the tourists and also website visitors could be ideal holiday accommodation befitting their particular specifications and also price range as well as the subsequent need could be ideal travel. Both of the is very important in making the particular keep secure and also regarding satisfaction regarding almost everything the particular vacation presents. Yet imagine if the particular holiday accommodation differs from the others because the Hahei holiday accommodation? | |
اللهمَّ خُصَّ أنْتَ أوّلَ ظالم بِاللّعْنِ مِنِّي ،
وَابْدَأْ بِهِ أوّلاً ، ثُمَّ الثَّانِي ، وَالثَّالِثَ وَالرَّابِع ،
اللهُمَّ الْعَنْ يزِيَدَ خامِساً
|
با چه كلماتي مي توانيم اين جدول را كامل كنيم؟ | ||||
|
وجدان |
|
خدا |
|
|
|
|
|
|
|
دریا |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
راستی |
|
|
|
لذت |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
کجایند مردان بی ادعا؟!
البته الانه یه عده از نبود انها
به نام انها سود می برند
خوب خوب؟!
حالم خوب است اما گذشته ام درد می کند
همیشه سکوتم به معنای پیروزی نیست ،
گاهی سکوت می کنم تا بفهمی
چه بی صدا باختی . . .
|
اونی که بعضیا تو سینه دارن دل نیست
کاروانسراست.......
زین ماتمی كه چشم ملایك ز خون، ترست
گویا عزای صادق آل پیمبرست...

زین ماتمی كه چشم ملایك ز خون، ترست
گویا عزای صادق آل پیمبرست...
یا رب چه روی داده، كزین سوگ جانگداز
خلقی پریش خاطر و، دلها پر آذرست
مُلك و مَلك به ناله و افغان و اشك و آه
چون داغدار، حضرت موسی بن جعفرست
خون می رود ز فرط غم از چشم شیعیان
زیرا كه قلب عالم امكان مكدرست
منصور، شاد گشت ز قتل خدیو دین
اما به خُلد، غمزده زهرای اطهرست
او گرچه كشت خسرو دین را ولی به دهر
نامش به ننگ تا به ابد ثبت دفترست
تن در نداد بر ستم و، این كلام نغز
بر پیروان حق و عدالت مقررست:
آزاد مرد، تن به زبونی نمی دهد
مرگ از حیات در نظر مرد خوشترست
تنها نه اشكبار چشم صفا زین عزا بود
دلهای شیعیان همه از غم مكدرست
خدا خر را آفرید و به اوگفت:
تو بار خواهی برد، از زمانی که
تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی
که تاریکی شب سر می رسد.و همواره بر
پشت تو باری سنگین خواهد بود.و تو
علف خواهی خورد و از عقل بی بهره
خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی
کرد و تو یک خر خواهی
بود.

روزی بهلول داشت از کوچه ای می گذشت شنید که استادی به شاگردهایش می گوید : من در سه مورد با امام صادق(ع) مخالفم.
--یک اینکه می گوید خدا دیده نمی شود . پس اگر دیده نمی شود وجود هم ندارد.دوم می گوید : خدا شیطان را در آتش جهنم می سوزاند در حالی که شیطان خود از جنس آتش است و آتش تاثیری در او ندارد...سوم هم می گوید : انسان کارهایش را از روی اختیار انجام می دهد در حالی که چنین نیست و از روی اجبار انجام می دهد.بهلول که شنید فورا کلوخی دست گرفت و به طرف او پرتاب کرد.اتفاقا کلوخ به وسط پیشانی استاد خورد. استاد و شاگردان در پی اوافتادند و او را به نزد خلیفه آوردندخلیفه گفت : ماجرا چیست؟ استاد گفت : داشتم به دانش آموزان درس می دادم که بهلول با کلوخ به سرم زد. و الان درد می کند.بهلول پرسید : آیا تو درد را می بینی؟گفت : نهبهلول گفت : پس دردی وجود ندارد.ثانیا مگر تو از جنس خاک نیستی و این کلوخ هم از جنس خاک پس در تو تاثیری ندارد.ثالثا : مگر نمی گویی انسانها از خود اختیار ندارند ؟ پس من مجبور بودم و سزاوار مجازات نیستم.استاد اینها را شنید و خجل شد و از جای برخاست ورفت!!!---
ترجیح می دهم با کفش هایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم
تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفش هایم فکر کنم !!!!!
« دکتر علی شریعتی »
سلام
کی میدونه
چرا
ساعت ۱۱ تا ۱۴
هر روز
ساعت
بی قراریه؟
چقدر قرآن
میخونیم
چقدر به قرآن
عمل می کنیم

(متن کامل گاردین، جایگزین متن قبلی شد)(127 نظر مردم در ساعات اخیر) گلشيفته فراهاني در گفتگوي تازه اش با روزنامه گاردين اتهامات حيرت انگيزي به سينماي ايران و ادعاهاي عجيب و غريبي درباره خانواده اش و چند سينماگر ايراني از ديد خود اشاره كزده است. به گزارش كافه سينما به نقل از شبستان متن اين گفتگو بدين شرح است:

خبرگزاری شبستان: روزنامه گاردین در تازه ترین گزارش خود به روند خروج گلشیفته فراهانی، هنرپیشه ایرانی از کشور پرداخته و با دروغ پردازی حضور او در فرانسه را "تبعیدی ناخواسته" خوانده است، در این گزارش که نشان از بی اطلاع بودن گزارشگر از دلیل خروج این بازگیر دارد، او بزرگترین ستاره سینمای ایران خوانده شده که خروجش از کشور تبعیدی ناخواسته بوده است.
لطفا ادامه مطلب را هم بخوانید
تو دلیلش را میدانی؟
اگر از جنس من دلتنگی داشته باشیوگرنه لبخندي خواهي زد و صفحه را خواهي بست.....
گاهی سنگینی
یک سکوت
روی قلب ادم
خیلی عذاب آوره
خیلی......
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم.
دومین روز بارانی چطور؟پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.
و سومین روز چطور؟گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد. وچند روز پیش را چطور؟به خاطر داری؟که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم...فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو..