دقت به خانم ها

داستان کوتاه یک خانم و قورباغه آرزوها

ghorbaghe داستان یک خانم و قورباغه آرزوها

خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.
قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.

.

ادامه مطلب را مشاهده نمایید…

خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!
خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی ندارد.

آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.
قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی.
خانم گفت؛ مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد.

بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند.
خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند شد.

آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد.
خانم گفت؛ می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم!
نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین.

قابل توجه خواننده های مونث؛اینجا پایان این داستان بود. لطفاً صفحه را ببندید و برید حالشو ببرید.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
مرد دچار حمله قلبی ۱۰ برابر خفیف تر از همسرش شد.

یادمان باشد

یادمان باشد همیشه خدا هست؟!

در هر جا و مکانی و هر کاری اگه بنده نیست خدا هست

و این برایمان بهترین است

و این از همه چیز مهمتر

و رضایت بخش تر است

اندر باب شورت (کمی تا قسمتی جدی)

 
چرا شورت‌های زنانه و مردانه مدل‌های مختلفی دارند؟
اصلا از سوالم تعجب نکنید! این یک سوال جدی و خیلی خیلی بنیادی است. چیزی که اگر همه آدم‌ها به آن فکر کنند و جوابش را به دست بیاورند، دنیا گلستان می‌شود.
 
انواع شورت زنانه
شورت‌های زنانه مدل‌های بیشتری دارند. ولی این فقط دلیل تنوع‌طلبی زنان نیست. به هیچ عنوان! بلکه نشان‌دهنده تنوع‌طلبی مردها هم هست (
شورت‌های ساده داریم. شورت‌های تورتوری، شورت‌های بندی، شورت‌های گل‌گلی، شورت‌های خیلی نازک، شورت‌های پاچه‌دار و خلاصه انواع و اقسام دیگری که هر کدامش یک کاربردی هم دارد. بعضی‌ها بیشتر از این که بپوشانند، تاکید می کنند. بعضی‌ها هم برای شرایط جنگی ساخته شده‌اند.
 
انواع شورت مردانه
شورت‌های مردانه، اصولا از تنوع کمتری برخوردارند. شاید دلیلش عدم حساسیت خانم‌ها به این مقوله است . چند تا مدل داریم: شورت پهلوی، شورت مامان‌دوز، شورت با جای خواب، شورت بی جای خواب، شورت گل گلی (با خانم‌ها مشترک نیست چون این یکی را فقط پدربزرگ‌ها استفاده می‌کنند)، شورت چهل‌تکه (جدیداً مد شده و خیلی هم تنوع رنگی دارد).
 
چرا ما شورت‌های یکسان نمی‌پوشیم؟
شورت اصولا خصوصی‌ترین، درونی‌ترین و پنهان‌ترین لباس انسان است. سوای کاربردهای انکارناپذیری که برای خانم‌ها در هنگام پوشیدن دامن و جهت جلوگیری از نتیجه‌گیری مردهای چشم‌چران دارد، کاربرد شورت خیلی هم زیاد نیست. البته در کشورهای اروپایی و امریکایی که ملت با شورت کنار دریا لم می‌دهند و لیموناد (البته کافرهای‌شان چیزهای دیگری هم می‌خورند) می‌نوشند، کاربردهای تزیینی هم پیدا می‌کند ولی مسلم است که آدم تا لباس‌های اصلی‌اش را درنیاورد شورتش معلوم نمی‌شود.
تا به حال از خودتان پرسیده‌اید که چرا آدم‌ها شورت‌های یکسانی نمی‌پوشند؟ و این همه تنوع رنگ و مدل در لباسی که شاید شبی یک بار دیده شود  برای چیست؟
 
جواب این سوال خیلی اهمیت دارد
انسان برای درونی‌ترین و شخصی‌ترین چیزهایش دست به انتخاب می‌زند. مدل‌های خاص، رنگ‌های خاص، اندازه‌های خاص، هر کدام بستگی به فرد و سلیقه او دارد. در هر کشوی لباسی هم که بگردید، دست کم سه تا شورت می‌توانید پیدا کنید. طرف اگر خیلی هم به لباس‌زیرهایش بی‌توجهی نشان دهد، حداقل سه تا شورت را دارد.
حالا ...
 
سوالات مهم
شورت که دیده نمی‌شود، چرا این قدر تنوع رنگ و مدل دارد؟
شورت که دیده نمی‌شود، چرا ما به آن اهمیت می‌دهیم؟
شورت که دیده نمی‌شود، چرا در خریدنش، معیارهای خاص خودمان را داریم؟
شورت که دیده نمی‌شود، چرا یک پاره‌پوره‌اش را نمی‌پوشیم؟
 
جواب‌های مهم
چون انسان برای انتخاب خصوصی‌ترین چیزهایش خودش تصمیم می‌گیرد و حرف دیگران برایش اهمیت ندارد. وقتی این «چیز خصوصی» اهمیت پیدا می‌کند، که در معرض دید عموم قرار می‌گیرد. جالب است که ما با این که می‌دانیم ممکن است شورت‌مان در طول روز دیده نشود (مگر چه اتفاقی بیافتد) باز هم چیزی می‌پوشیم که هم سالم و هم تمیز باشد. شورتی را می‌پوشیم که اذیت‌مان نکند. تنگ نباشد. گشاد نباشد. خودمان دست کم از مدل و رنگش خوش‌مان بیاید .
وقتی یک شورت پاره پوره می‌پوشیم، در طول روز همه‌اش به این فکر می‌کنیم که چه قدر معذب و ناراحتیم. انگار همه دارند می‌بینند.
 
نتیجه مهم 1
شورت آدم و شعور آدم (منظور همان طرز تفکر است) شباهت‌های زیادی با هم دارند. طرز تفکر و شعور هم پنهانی‌ترین بخش ماست که وقتی حرف می‌زنیم یا چیزی می‌نویسیم، پیدا می‌شود. فکر کنید چه قدر بد است وقتی آدم شلوار ذهنش را با کلمات پایین می‌کشد و شورت شعورش را نشان می‌دهد و همه می‌بینند که آن زیر چه خبر است.
 
نتیجه مهم 2
همان طور که ما در کوچه و خیابان راه نمی‌افتیم و شلوار ملت را پایین نمی‌کشیم که ببینیم شورت‌شان چه مدلی یا چه رنگی است، شعور و درک و ایمان و عقیده افراد را هم نباید مورد تجسس قرار داد. به ما چه مربوط است که طرف در زندگی خودش چه کار می‌کند؟ به ما چه که زیر شلوار زندگی‌اش، چه شورتی را پوشیده است؟ به ما چه که راه بیافتیم و در به در و خانه به خانه، شلوار مردم را پایین بکشیم و از خصوصی‌ترین چیزهای زندگی‌شان سر در بیاوریم؟
هر کس برای خودش اعتقاداتی دارد. مدلی را انتخاب می‌کند. چیزی را می‌پسندد. وقتی هم لباسش را درآورد، این ما نیستیم که به او بگوییم: «اوه ! این دیگر چه شورتی است که پوشیده‌ای؟» بلکه او خود باید به فکر این قضیه باشد. ما فقط نگاه می‌کنیم و در نهایت به قضاوت می‌نشینیم. نه این که بپریم شورت طرف را بیرون بکشیم و مدلی را که خودمان دوست داریم، به لنگش ببندیم.
اگر کسی را دیدید که لباس درست و حسابی پوشیده، اما شورتش پاره است و با بی‌خیالی، همان را در معرض نمایش گذاشته، شما به راحتی می‌توانید دریابید که لباس فاخر تنش پشیزی ارزش ندارد.
 
***
 
متاسفانه داریم همگی دچار این بلا می‌شویم. لباس‌های فاخر و شورت‌های کهنه و کثیف. چیزی که به آن «ظاهرسازی» می‌گویند.
 

مطلب انگلیسی

When Morgiana had left off speaking, Ali Baba was so sensible of the great service she had done him, that he said to her, "I will not die without rewarding you as you deserve: I owe my life to you, and for the first token of my acknowledgment, give you your liberty from this moment, till I can complete your recompense as I intend.

هنگامی که مارجیانا سخنانش را تمام کرده بود، علی بابا به حدی از کمک شایانی که مارجیانا در حق او کرده بود آگاه بود که به او گفت: قبل از آنکه به تو پاداشی که درخور تو است بدهم نخواهم مرد؛ من زندگی ام را به تو مدیونم و به عنوان اولین علامت در مورد سپاسگزاری ام (از تو) تا زمانی را که طبق تصمیمی که دارم بتوانم پاداش تو را تکمیل کنم آزادی ات را به تو هدیه میدهم (تا آن موقع کنیز من نیستی).

لغات:

token: something that represents a feeling, fact, event etc

نشانه، علامت (برای ابراز احساسات و غیره)

acknowledgment: the act of publicly thanking someone for something they have done

تشکر، سپاسگزاری

recompense: something that you give to someone as a reward for their help

دادن چیزی به کسی برای تشکر و سپاسگزاری

I am persuaded by you, that the forty robbers had laid snares for my destruction. God, by your means, has delivered me from them as yet, and I hope will continue to preserve me from their wicked designs, and by averting the danger which threatened me, will deliver the world from their persecution and their cursed race.

من توسط تو متقاعد شده ام که آن چهل دزد برای نابودی من نقشه هائی کشیده بودند و خداوند توسط تدابیر تو، من را تا کنون از دست آنها نجات داده است و من امیدوارم که همچنان مرا از نقشه های شومشان حفظ کند و با دفع کردن خطری که من را تهدید میکرد دنیا را از آزار و اذیت آنها و از تبار نفرین شده اشان آزاد کند.

لغات:

snares: something that is intended to trick someone and get them into a difficult situation

کلک، نیرنگ، تله، دام

means: a way of doing or achieving something

روش، متد

avert: to prevent something unpleasant from happening

مصون داشتن، حفظ کردن

persecution: the act of deliberately cause difficulties for someone by annoying them often

زجر، شکنجه، آزار و اذیت

cursed: suffering as a result of a punishment by God or a god

معلون، رجیم

All that we have to do is to bury the bodies of these pests of mankind immediately, and with all the secrecy imaginable, that nobody may suspect what is become of what Abdoollah and I will undertake."

تنها کاری که باید انجام دهیم این است که سریعا بدنهای اینها را که آفت نسل بشرند دفن کنیم (البته) با نهایت مخفی کاری ای که قابل تصور است تا کسی امکان پی بردن بر آنچه عبد الله و من به عهده خواهیم گرفت را نداشته باشد.

لغت:

pest: a small animal or insect that destroys crops or food supplies

آفت، بلا، مایه شر و فتنه

Ali Baba's garden was very long, and shaded at the farther end by a great number of large trees. Under these he and the slave dug a trench, long and wide enough to hold all the robbers, and as the earth was light, they were not long in doing it. Afterwards they lifted the bodies out of the jars, took away their weapons, carried them to the end of the garden, laid them in the trench, and leveled the ground again.

طول باغ علی بابا خیلی زیاد بود و در آخر باغ، چند درخت بلند سایه ای بر آن افکنده بود. در زیر آن درختان علی بابا و غلامش گودالی حفر کردند که به اندازۀ کافی دراز و پهن بود که بتوان تمام (اجساد) آن دزدان را در آن قرار داد. و زمانی که زمین (از نور آفتاب) روشن شده بود آنها دیگر مشغول این کار نبودند (کار کندن گودال تمام شده بود). بعد از این جسدها را از داخل کوزه ها بیرون آوردند، اسلحه ها را از آنها جدا کردند، جسدها را تا ته باغ حمل کردند، در داخل گودال گذاشتند و سر گودال را (بر ریختن خاک بر آن) هموار کردند.

لغت:

trench: a long narrow hole dug into the surface of the ground:

گودال (بلند و دراز)

When this was done, Ali Baba hid the jars and weapons; and as he had no occasion for the mules, he sent them at different times to be sold in the market by his slave.

وقتی این کار تمام شد، علی بابا کوزه ها و اسلحه ها را مخفی کرد و از آنجا که فرصتی در مورد الاغها نداشت آنها را در چند نوبت برای فروش به بازار فرستاد تا غلامش آنها را بفروشد.

While Ali Baba took these measures to prevent the public from knowing how he came by his riches in so short a time, the captain of the forty robbers returned to the forest with inconceivable mortification; and in his agitation, or rather confusion, at his ill success, so contrary to what he had promised himself, entered the cave, not being able, to come to any resolution how to revenge himself of Ali Baba.

هنگامی که علی بابا مشغول اتخاذ کردن اینگونه تدابیر بود تا نگذارد مردم بفهمند که او چگونه در زمانی به این کوتاهی، تا این قدر ثروتمند شده بود، (در این میان) سردستۀ آن چهل دزد، به وضعی خفت بار که باور نکردنی بود به جنگل برگشت و با عجله یا تا حدی پریشانی ای که در نتیجۀ موفقیت اندکش که کاملا با آنچه که به خودش قول داده بود مخالفت داشت، داخل غار شد و قادر نبود که در مورد انتقامی که میخواست از علی بابا بگیرد به نتیجه ای برسد.

لغت:

inconceivable: too strange or unusual to be thought real or possible

باور نکردنی

mortification: extremely offended, ashamed, or embarrassed

خفت بار، شرمندگی

agitation: when you are so anxious, nervous, or upset that you cannot think calmly

سراسیمگی، آشفتگی

contrary: contrary ideas, opinions, or actions are completely different and opposed to each other.

مخالف، عکس، ضد

resolution: when someone solves a problem, argument, or difficult situation

راه حل، نتیجه

ادامه مطلب نزدیک به ۳۰ صفحه است را مطالعه نمایید

ادامه نوشته

learning english



The body

1 2 3 4 5 6 7


The face

1 2 3 4 5 6 7

ادامه نوشته

A Second Language for Everyone

 

ESPERANTO

Worldwide, millions of people speak Esperanto. Thousands of books are in print in Esperanto, both translated and original works. There are over a hundred periodicals regularly published in Esperanto.

The International Language that works!

Every year, our world seems smaller. Ships carry a thousand items between countries. Jets carry passengers across oceans and around the world. Satellites bring us live television coverage from Europe and Asia. Every year, Americans in every walk of life communicate more and more with people of other countries.

One barrier remains...

As a result of this tremendous increase in contacts with the outside world, Americans are realizing that there is still a major barrier to international communication -- the language barrier!

Americans have long heard the cliche that "Wherever you go, people speak English." In fact, at most ten percent of the world speaks English! Often, in other countries, only people in the best hotels of the largest cities can use English, and even they are often not very fluent. Anyone who has visited a foreign country and struggled with the language barriers understands this. Americans are at last discovering what the rest of the world has long known: there is a real need for an international language.

Fortunately, there is such a language...

Its name is Esperanto. It was created by Dr. Ludwig L. Zamenhof, a Polish physician, who published it in 1887. Since then, Esperanto has been learned by millions. Of the many projects and proposals for an international language over the centuries, Esperanto is the only one that has stood the test of time and is being spoken today. It is in daily use by many thousands of people all over the world, and the number is growing constantly.

Many international meetings are held in Esperanto. Books and magazines are published by the thousands to meet the demands of an international public. Some of the largest international firms put on special advertising campaigns in Esperanto. Hotels, restaurants and tourist resorts compete for the patronage of the Esperanto-speaking traveler.

Esperanto's impressive success as the language of international communication is due to three basic advantages. It is easy to learn. It is politically neutral. And it has many practical uses.

Esperanto is easy

ادامه نوشته

وقت طلاست

راستی چرا

گاهی

 خیلی زود

دیر می شود؟

What Is Psychology?

Why people do the things they do is an age-old question. However, psychology — the science concerned with behavior, in both human and nonhuman animals — first appeared in the 1870s. Despite its youth, it is a broad discipline, essentially spanning subject matter from biology to sociology. Psychologists have doctoral degrees. They study the intersection of two critical relationships: one between brain function and behavior, and another between the environment and behavior. As scientists, psychologists follow scientific methods, using careful observation, experimentation and analysis. But psychologists also need to be creative in the way they apply scientific findings.

Psychologists frequently are innovators, evolving new approaches from established knowledge to meet the changing needs of people, organizations, and societies. They develop theories and test them through their research. As this research yields new information, these findings become part of the body of knowledge that practitioners call on in their work with clients and patients, as well as with organizations and communities. Psychology is a tremendously varied field. Psychologists conduct both basic and applied research, serve as consultants to communities and organizations, diagnose and treat people, and teach future psychologists and those who will pursue other disciplines. They test intelligence and personality. Many psychologists work as health care providers. They assess behavioral and mental function and well-being, study how human beings relate to each other and also to machines, and work to improve these relationships. And because the United States is undergoing sizable change in its population makeup, psychologists provide important knowledge and skills to help better understand diverse cultures.

Special conversents

[ Differences between men and women

A study completed in July 2007 by Matthias Mehl of the University of Arizona shows that contrary to popular belief, there is little difference in the number of words used by men and women in conversation.[1] The study showed that on average each of the sexes uses about 16,000 words per day.

 

ادامه نوشته

the best way...

There are many different ways to approach someone and none of them are right or wrong, just some work better in different situations than others. So here are ten different conversation starters you can use, find a few that suit your personality and go out and try them.

1. Tease them. Playfully teasing someone is a fantastic way to show that you are a confident person who knows how to have fun with people. Particularly in a bar or club, if you can joke around and tease someone it really makes you stand out from the rest of the people they have been having the same old 'Where are you from? What do you do?' conversation with. Recently I was waiting in line at an ATM and the woman in front of me was wearing a pair of cowboy boots. When she turned around I said, "Nice boots, have you got your horse parked near here somewhere?" She found it funny and I was able to get her number a few minutes later.

2. Direct. I'll never forget one night in a popular club in London when I was talking to two sisters from Australia. There was a particularly good looking guy that every girl in the place was checking out. While there were prettier girls there, one of the sisters snared the guy by striding over to him and saying, "I'm the hottest girl you're gonna see in here all night, what are you gonna do to impress me?" Confidence is attractive to both sexes.

3. Introduce yourself. As simple as it sounds, just introducing yourself with a "Hi, my name is (your name)" is a great and effective way to meet someone. If they respond with a smile then you're off and running.

4. Comment on surroundings. Wherever you are at there is always something going on around you that you can comment on to start a conversation. If you're in a bar, "That cocktail looks great, what is it?" If you're in a bookstore and notice them browsing anything you've read, "That book is great, I read it a couple of weeks ago." If you're at a gallery perusing an unusual piece of abstract art, "What a terrific painting, takes me back to my fingerpainting days in kindergarten."

5. Ask their advice. This is a good one to use for either sex, as all people love to feel that their opinion matters and they are being listened to. If you're in a bar or a restaurant you can ask them, "Where else is good to go around here tonight?" "What's good on the menu in here?" If you're out shopping at the mall, "Hey quick question, do these sunglasses (or whatever item you are trying on) make me look more or less sexy?" (Being cheeky and playful is good).

6. Compliment. If you approach and compliment a stranger then you are implicitly stating that you are interested in them. So if you're confident enough to walk up and say that you really appreciate their sense of style or that you just noticed how they really stand out in the crowd, you will go a long way towards making a strong first impression on that person.

7. Eye contact. Not every ice-breaker you use has to be verbal. Making eye contact with someone is a great way to gauge their level of interest before you go and talk to them. Make sure you don't stare at them though, nobody likes to be gawked at. Just hold their eye contact for a few seconds and smile when they look back at you. A word of warning though, don't just make eye contact with someone all night lest you want to appear creepy. After three mutual glances you have been given permission to approach them, so what are you waiting for?

8. Dancing. If you are in a loud nightclub it's often difficult to hear anyone talk, so dancing is a great alternative if you know how. It's no secret that women go weak at the knees for a guy who knows how to move his hips, so if you have any basic rhythm at all get out on the dance floor and strut your stuff. Dance for a few songs then suggest going to the bar for a drink where you can chat somewhere quieter.

9. Observation. Noticing something about the person that shows any similarity between the two of you is a great conversation starter. I was walking down the street one day when I noticed a beautiful young woman just ahead of me. I was thinking of what to say to approach her when I noticed she had a magazine in her backpack from the same college I used to go to. So by paying attention all I had to say was "Hey, you go to X college, right?" After pretending I was psychic and chatting for a couple of minutes it was only natural to suggest continuing talking over a coffee.

10. Come up with your own. Sometimes the best thing to say is the first thing that pops into your head. A lot of times we censor ourselves from saying what we really want to say because we are worried about how it will be received. The truth is a lot of the negative reactions we envisage only exist in our head; most of the time people are actually happy someone has the confidence to come up and talk to them. Even that cutie you can't take your eyes off is open to meeting someone new so let your imagination loose and come up with your own conversation starter.

زندگینامه امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

مقدمه:

امام علی ‌بن موسی‌الرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام می‌باشند.

ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌نماییم.

نام، لقب و کنیه امام:

نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان "رضا" به معنای "خشنودی" می‌باشد. امام محمد تقی (علیه السلام) امام نهم و فرزند ایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می‌فرمایند: "خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده‌اند و ایشان را برای امامت پسندیده‌اند و همینطور (به خاطر خلق و خوی نیکوی امام) هم دوستان و نزدیکان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بود‌ند."

یکی از القاب مشهور حضرت "عالم آل محمد" است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان می‌باشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد دلیل کوچکی بر این سخن است، که قسمتی از این مناظرات در بخش "جنبه علمی امام" آمده است. این توانایی و برتری امام، در تسلط بر علوم یکی از دلایل امامت ایشان می‌باشد و با تأمل در سخنان امام در این مناظرات، کاملاً این مطلب روشن می‌گردد که این علوم جز از یک منبع وابسته به الهام و وحی نمی‌تواند سرچشمه گرفته باشد.

پدر و مادر امام:

پدر بزرگوار ایشان امام موسی کاظم (علیه السلام) پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال 183 ﻫ.ق. به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند و مادر گرامیشان "نجمه" نام داشت.

تولد امام:

حضرت رضا (علیه السلام) در یازدهم ذیقعدﺓ الحرام سال 148 هجری در مدینه منوره دیده به جهان گشودند. از قول مادر ایشان نقل شده است که: "هنگامی‌که به حضرتش حامله شدم به هیچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمی‌کردم و وقتی به خواب می‌رفتم، صدای تسبیح و تمجید حق تعالی و ذکر "لااله‌الاالله" را از شکم خود می‌شنیدم، اما چون بیدار می‌شدم دیگر صدایی بگوش نمی‌رسید. هنگامی‌که وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمین نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و لبانش را تکان می‌داد؛ گویی چیزی می‌گفت."(2)

نظیر این واقعه، هنگام تولد دیگر ائمه و بعضی از پیامبران الهی نیز نقل شده است، از جمله حضرت عیسی که به اراده الهی در اوان تولد، در گهواره لب به سخن گشوده و با مردم سخن گفتند که شرح این ماجرا در قرآن کریم آمده است.(3)

زندگی امام در مدینه:

حضرت رضا (علیه السلام) تا قبل از هجرت به مرو در مدینه زادگاهشان، ساکن بودند و در آنجا در جوار مدفن پاک رسول خدا و اجداد طاهرینشان به هدایت مردم و تبیین معارف دینی و سیره نبوی می‌پرداختند. مردم مدینه نیز بسیار امام را دوست می‌داشتند و به ایشان همچون پدری مهربان می‌نگریستند. تا قبل از این سفر، با اینکه امام بیشتر سالهای عمرش را در مدینه گذرانده بود، اما در سراسر مملکت اسلامی پیروان بسیاری داشت که گوش به فرمان اوامر امام بودند.

امام در گفتگویی که با مأمون درباره ولایت عهدی داشتند، در این باره این گونه می‌فرمایند: "همانا ولایت عهدی هیچ امتیازی را بر من نیفزود. هنگامی که من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و اگر از کوچه‌های شهر مدینه عبور می‌کردم، عزیرتر از من کسی نبود. مردم پیوسته حاجاتشان را نزد من می‌آوردند و کسی نبود که بتوانم نیاز او را برآورده سازم مگر اینکه این کار را انجام می‌دادم و مردم به چشم عزیز و بزرگ خویش، به من مى‌نگریستند."

امامت حضرت رضا (علیه السلام):

امامت و وصایت حضرت رضا (علیه السلام) بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرینشان و رسول اکرم (صلی الله و علیه و اله) اعلام شده بود. به خصوص امام کاظم (علیه السلام) بارها در حضور مردم ایشان را به عنوان وصی و امام بعد از خویش معرفی کرده بودند که به نمونه‌ای از آنها اشاره می‌نماییم.

یکی از یاران امام موسی کاظم (علیه السلام) می‌گوید: «ما شصت نفر بودیم که موسی بن‌جعفر به جمع ما وارد شد و دست فرزندش علی در دست او بود. فرمود: "آیا می‌دانید من کیستم؟" گفتم: "تو آقا و بزرگ ما هستی." فرمود: "نام و لقب من را بگویید." گفتم: "شما موسی بن جعفر بن محمد هستید." فرمود: "این که با من است کیست؟" گفتم: "علی بن موسی بن جعفر." فرمود: "پس شهادت دهید او در زندگانی من وکیل من است و بعد از مرگ من وصی من می‌باشد."»(4) در حدیث مشهوری نیز که جابر از قول نبى ‌اکرم نقل می‌کند امام رضا (علیه السلام) به عنوان هشتمین امام و وصی پیامبر معرفی شده‌اند. امام صادق (علیه السلام) نیز مکرر به امام کاظم می‌فرمودند که "عالم‌ آل محمد از فرزندان تو است و او وصی بعد از تو می‌باشد."

اوضاع سیاسی:

مدت امامت امام هشتم در حدود بیست سال بود که می‌توان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد:

ده سال اول امامت آن حضرت، که همزمان بود با زمامداری هارون.

1- پنج سال بعد از‌ آن که مقارن با خلافت امین بود.

2- پنج سال آخر امامت آن بزرگوار که مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامی آن روز بود.

مدتی از روزگار زندگانی امام رضا (علیه السلام) همزمان با خلافت هارون الرشید بود. در این زمان است که مصیبت دردناک شهادت پدر بزرگوارشان و دیگر مصیبت‌های اسفبار برای علویان (سادات و نوادگان امیرالمؤمنین) واقع شده است. در آن زمان کوشش‌های فراوانی در تحریک هارون برای کشتن امام رضا (علیه السلام) می‌شد تا آنجا که در نهایت هارون تصمیم بر قتل امام گرفت؛ اما فرصت نیافت نقشه خود را عملی کند. بعد از وفات هارون فرزندش امین به خلافت رسید. در این زمان به علت مرگ هارون ضعف و تزلزل بر حکومت سایه افکنده بود و این تزلزل و غرق بودن امین در فساد و تباهی باعث شده بود که او و دستگاه حکومت، از توجه به سوی امام و پیگیری امر ایشان بازمانند. از این رو می‌توانیم این دوره را در زندگی امام دوران آرامش بنامیم.

اما سرانجام مأمون عباسی توانست برادر خود امین را شکست داده و او را به قتل برساند و لباس قدرت را به تن نماید و توانسته بود با سرکوب شورشیان فرمان خود را در اطراف و اکناف مملکت اسلامی جاری کند. وی حکومت ایالت عراق را به یکی از عمال خویش واگذار کرده بود و خود در مرو اقامت گزید و فضل ‌بن ‌سهل را که مردی بسیار سیاستمدار بود، وزیر و مشاور خویش قرار داد. اما خطری که حکومت او را تهدید می‌کرد علویان بودند که بعد از قرنی تحمل شکنجه و قتل و غارت، اکنون با استفاده از فرصت دو دستگی در خلافت، هر یک به عناوین مختلف در خفا و آشکار عَلم مخالفت با مأمون را برافراشته و خواهان براندازی حکومت عباسی بودند؛ به علاوه آنان در جلب توجه افکار عمومی مسلمین به سوی خود، و کسب حمایت آنها موفق گردیده بودند و دلیل آشکار بر این مدعا این است که هر جا علویان بر ضد حکومت عباسیان قیام و شورش می‌کردند، انبوه مردم از هر طبقه دعوت آنان را اجابت کرده و به یاری آنها بر می‌خواستند و این، بر اثر ستم‌ها و نارواییها و انواع شکنجه‌های دردناکی بود که مردم و بخصوص علویان از دستگاه حکومت عباسی دیده بودند. از این رو مأمون درصدد بر آمده بود تا موجبات برخورد با علویان را برطرف کند. بویژه که او تصمیم داشت تشنجات و بحران‌هایی را که موجب ضعف حکومت او شده بود از میان بردارد و برای استقرار پایه‌های قدرت خود، محیط را امن و آرام سازد. لذا با مشورت وزیر خود فضل بن سهل تصمیم گرفت تا دست به خدعه‌ای بزند. او تصمیم گرفت تا خلافت را به امام پیشنهاد دهد و خود از خلافت به نفع امام کناره‌گیری کند، زیرا حساب می‌کرد نتیجه از دو حال بیرون نیست، یا امام می‌پذیرد و یا نمی‌پذیرد و در هر دو حال برای خود او و خلافت عباسیان، پیروزی است. زیرا اگر بپذیرد ناگزیر، بنابر شرطی که مأمون قرار می‌داد ولایت عهدی آن حضرت را خواهد داشت و همین امر مشروعیت خلافت او را پس از امام نزد تمامی گروه‌ها و فرقه‌های مسلمانان تضمین می‌کرد. بدیهی است برای مأمون آسان بود در مقام ولایتعهدی بدون این که کسی آگاه شود، امام را از میان بردارد تا حکومت به صورت شرعی و قانونی به او بازگردد. در این صورت علویان با خشنودی به حکومت می‌نگریستند و شیعیان خلافت او را شرعی تلقی می‌کردند و او را به عنوان جانشین امام می‌پذیرفتند. از طرف دیگر چون مردم حکومت را مورد تایید امام می‌دانستند لذا قیامهایی که بر ضد حکومت می‌شد جاذبه و مشروعیت خود را از دست می‌داد.

او می‌اندیشید اگر امام خلافت را نپذیرد ایشان را به اجبار ولیعهد خود می‌کند که در اینصورت بازهم خلافت و حکومت او در میان مردم و شیعیان توجیه می‌گردد و دیگر اعتراضات و شورشهایی که به بهانه غصب خلافت و ستم، توسط عباسیان انجام می‌گرفت دلیل و توجیه خود را از دست می‌داد و با استقبال مردم و دوستداران امام مواجه نمی‌شد. از طرفی او می‌توانست امام را نزد خود ساکن کند و از نزدیک مراقب رفتار امام و پیروانش باشد و هر حرکتی از سوی امام و شیعیان ایشان را سرکوب کند. همچنین او گمان می‌کرد که از طرف دیگر شیعیان و پیروان امام، ایشان را به خاطر نپذیرفتن خلافت در معرض سئوال و انتقاد قرار خواهند داد و امام جایگاه خود را در میان دوستدارانش از دست می‌دهد.

سفر به سوی خراسان:

مأمون برای عملی کردن اهداف ذکر شده چند تن از مأموران مخصوص خود را به مدینه، خدمت حضرت رضا (علیه السلام) فرستاد تا حضرت را به اجبار به سوی خراسان روانه کنند. همچنین دستور داد حضرتش را از راهی که کمتر با شیعیان برخورد داشته باشد، بیاورند. مسیر اصلی در آن زمان راه کوفه، جبل، کرمانشاه و قم بوده است که نقاط شیعه‌نشین و مراکز قدرت شیعیان بود. مأمون احتمال می‌داد که ممکن است شیعیان با مشاهده امام در میان خود به شور و هیجان آیند و مانع حرکت ایشان شوند و بخواهند آن حضرت را در میان خود نگه دارند که در این صورت مشکلات حکومت چند برابر می‌شد. لذا امام را از مسیر بصره، اهواز و فارس به سوی مرو حرکت داد.ماموران او نیز پیوسته حضرت را زیر نظر داشتند و اعمال امام را به او گزارش می‌دادند.

حدیث سلسلة الذهب:

در طول سفر امام به مرو، هر کجا توقف می‌فرمودند، برکات زیادی شامل حال مردم آن منطقه می‌شد. از جمله هنگامیکه امام در مسیر حرکت خود وارد نیشابور شدند و در حالی که در محملی قرار داشتند از وسط شهر نیشابور عبور کردند. مردم زیادی که خبر ورود امام به نیشابور را شنیده بودند، همگی به استقبال حضرت آمدند. در این هنگام دو تن از علما و حافظان حدیث نبوی، به همراه گروه‌های بیشماری از طالبان علم و اهل حدیث و درایت، مهار مرکب را گرفته و عرضه داشتند: "ای امام بزرگ و ای فرزند امامان بزرگوار، تو را به حق پدران پاک و اجداد بزرگوارت سوگند می‌دهیم که رخسار فرخنده خویش را به ما نشان دهی و حدیثی از پدران و جد بزرگوارتان، پیامبر خدا، برای ما بیان فرمایی تا یادگاری نزد ما باشد." امام دستور توقف مرکب را دادند و دیدگان مردم به مشاهده طلعت مبارک امام روشن گردید. مردم از مشاهده جمال حضرت بسیار شاد شدند به طوری که بعضی از شدت شوق می‌گریستند و آنهایی که نزدیک ایشان بودند، بر مرکب امام بوسه می‌زدند. ولوله عظیمی در شهر طنین افکنده بود به طوری که بزرگان شهر با صدای بلند از مردم می‌خواستند که سکوت نمایند تا حدیثی از آن حضرت بشنوند. تا اینکه پس از مدتی مردم ساکت شدند و حضرت حدیث ذیل را کلمه به کلمه از قول پدر گرامیشان و از قول اجداد طاهرینشان به نقل از رسول خدا و به نقل از جبرائیل از سوی حضرت حق سبحانه و تعالی املاء فرمودند: "کلمه لااله‌الاالله حصار من است پس هر کس آن را بگوید داخل حصار من شده و کسی که داخل حصار من گردد ایمن از عذاب من خواهد بود." سپس امام فرمودند: "اما این شروطی دارد و من، خود، از جمله آن شروط هستم."

این حدیث بیانگر این است که از شروط اقرار به کلمه لااله‌الاالله که مقوم اصل توحید در دین می‌باشد، اقرار به امامت آن حضرت و اطاعت و پذیرش گفتار و رفتار امام می‌باشد که از جانب خداوند تعالی تعیین شده است. در حقیقت امام شرط رهایی از عذاب الهی را توحید و شرط توحید را قبول ولایت و امامت می‌دانند.

ولایت عهدی:

باری، چون حضرت رضا (علیه السلام) وارد مرو شدند، مأمون از ایشان استقبال شایانی کرد و در مجلسی که همه ارکان دولت حضور داشتند صحبت کرد و گفت: "همه بدانند من در آل عباس و آل علی (علیه السلام) هیچ کس را بهتر و صاحب حق‌تر به امر خلافت از علی بن موسی رضا (علیه السلام) ندیدم." پس از آن به حضرت رو کرد و گفت: "تصمیم گرفته‌ام که خود را از خلافت خلع کنم و آن را به شما واگذار نمایم." حضرت فرمودند: "اگر خلافت را خدا برای تو قرار داده جایز نیست که به دیگری ببخشی و اگر خلافت از آن تو نیست، تو چه اختیاری داری که به دیگری تفویض نمایی." مأمون بر خواسته خود پافشاری کرد و بر امام اصرار ورزید. اما امام فرمودند:‌ "هرگز قبول نخواهم کرد." وقتی مأمون مأیوس شد گفت: "پس ولایت عهدی را قبول کن تا بعد از من شما خلیفه و جانشین من باشید." این اصرار مأمون و انکار امام تا دو ماه طول کشید و حضرت قبول نمی‌فرمودند و می‌گفتند: "از پدرانم شنیدم، من قبل از تو از دنیا خواهم رفت و مرا با زهر شهید خواهند کرد و بر من ملائک زمین و آسمان خواهند گریست و در وادی غربت در کنار هارون ‌الرشید دفن خواهم شد." اما مأمون بر این امر پافشاری نمود تا آنجاکه مخفیانه و در مجلس خصوصی حضرت را تهدید به مرگ کرد. لذا حضرت فرمودند: "اینک که مجبورم، قبول می‌کنم به شرط آنکه کسی را نصب یا عزل نکنم و رسمی را تغییر ندهم و سنتی را نشکنم و از دور بر بساط خلافت نظر داشته باشم." مأمون با این شرط راضی شد. پس از آن حضرت، دست را به سوی آسمان بلند کردند و فرمودند: "خداوندا! تو می‌دانی که مرا به اکراه وادار نمودند و به اجبار این امر را اختیار کردم؛ پس مرا مؤاخذه نکن همان گونه که دو پیغمبر خود یوسف و دانیال را هنگام قبول ولایت پادشاهان زمان خود مؤاخذه نکردی. خداوندا، عهدی نیست جز عهد تو و ولایتی نیست مگر از جانب تو، پس به من توفیق ده که دین تو را برپا دارم و سنت پیامبر تو را زنده نگاه دارم. همانا که تو نیکو مولا و نیکو یاوری هستی."

جنبه علمی امام:

مأمون که پیوسته شور و اشتیاق مردم نسبت به امام و اعتبار بی‌همتای امام را در میان ایشان می‌دید می‌خواست تا این قداست و اعتبار را خدشه‌دار سازد و از جمله کارهایی که برای رسیدن به این هدف انجام داد تشکیل جلسات مناظره‌ای بین امام و دانشمندان علوم مختلف از سراسر دنیا بود، تا آنها با امام به بحث بپردازند، شاید بتوانند امام را از نظر علمی شکست داده و وجهه علمی امام را زیر سوال ببرند که شرح یکی از این مجالس را می‌آوریم:

"برای یکی از این مناظرات، مأمون فضل بن سهل را امر کرد که اساتید کلام و حکمت را از سراسر دنیا دعوت کند تا با امام به مناظره بنشینند. فضل نیز اسقف اعظم نصاری، بزرگ علمای یهود، روسای صابئین (پیروان حضرت یحیی)، بزرگ موبدان زرتشتیان و دیگر متکلمین وقت را دعوت کرد. مأمون هم آنها را به حضور پذیرفت و از آنها پذیرایی شایانی کرد و به آنان گفت: "دوست دارم که با پسر عموی من (مأمون از نوادگان عباس عموی پیامبر است که ناگزیر پسر عموی امام می‌باشد.) که از مدینه پیش من آمده مناظره کنید." صبح روز بعد مجلس آراسته‌ای تشکیل داد و مردی را به خدمت حضرت رضا (علیه السلام) فرستاد و حضرت را دعوت کرد. حضرت نیز دعوت او را پذیرفتند و به او فرمودند: "آیا می‌خواهی بدانی که مأمون کی از این کار خود پشیمان می‌شود." او گفت: "بلی فدایت شوم." امام فرمودند: "وقتی مأمون دلایل مرا بر رد اهل تورات از خود تورات و بر اهل انجیل از خود انجیل و از اهل زبور از زبورشان و بر صابئین بزبان ایشان و بر آتش‌پرستان بزبان فارسی و بر رومیان به زبان رومی‌شان بشنود و ببیند که سخنان تک ‌تک اینان را رد کردم و آنها سخن خود را رها کردند و سخن مرا پذیرفتند آنوقت مأمون می‌فهمد که توانایی کاری را که می‌خواهد انجام دهد ندارد و پشیمان می‌شود و لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم." سپس حضرت به مجلس مأمون تشریف ‌فرما شدند و با ورود حضرت، مأمون ایشان را برای جمع معرفی کرد و سپس گفت: "دوست دارم با ایشان مناظره کنید." حضرت رضا (علیه السلام) نیز با تمامی آنها از کتاب خودشان درباره دین و مذهبشان مباحثه نمودند. سپس امام فرمود: "اگر کسی در میان شما مخالف اسلام است بدون شرم و خجالت سئوال کند." عمران صایی که یکی از متکلمین بود از حضرت سؤالات بسیاری کرد و حضرت تمام سؤالات او را یک به یک پاسخ گفتند و او را قانع نمودند. او پس از شنیدن جواب سؤالات خود از امام، شهادتین را بر زبان جاری کرد و اسلام آورد و با برتری مسلم امام، جلسه به پایان رسید و مردم متفرق شدند. روز بعد حضرت، عمران صایی را به حضور طلبیدند و او را بسیار اکرام کردند و از آن به بعد عمران صایی خود یکی از مبلغین دین مبین اسلام گردید.

رجاء ابن ضحاک که از طرف مأمون مامور حرکت دادن امام از مدینه به سوی مرو بود، می‌گوید: «آن حضرت در هیچ شهری وارد نمی‌شد مگر اینکه مردم از هر سو به او روی می‌آوردند و مسائل دینی خود را از امام می‌پرسیدند. ایشان نیز به آنها پاسخ می‌گفت و احادیث بسیاری از پیامبر خدا و حضرت علی (علیه السلام) بیان می‌فرمود. هنگامی که از این سفر بازگشتم نزد مأمون رفتم. او از چگونگی رفتار امام در طول سفر پرسید و من نیز آنچه را در طول سفر از ایشان دیده بودم بازگو کردم. مأمون گفت: "آری، ای پسر ضحاک! ایشان بهترین، داناترین و عابدترین مردم روی زمین است."»

ادامه نوشته

Opening the Heart.

The pressing question becomes: "How do we recover our capacity to love and how do we develop our loving skills?"

ادامه نوشته

رادیو های ایران را راحت گوش کنید

حس درون

در بیمارستانی، دو بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش که کنار تنها پنجره اتاق بود بنشیند ولی بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد.

آنها ساعتها با هم صحبت می‏کردند؛ از همسر، خانواده، خانه، سربازی یا تعطیلاتشان با هم حرف می‏زدند و هر روز بعد از ظهر، بیماری که تختش کنار پنجره بود، می‏نشست و تمام چیزهائی که بیرون از پنجره می‏دید، برای هم اتاقیش توصیف می‏کرد.

ادامه نوشته

ادرس

يك ادرس براي با جنبه ها
ادامه نوشته

Heaven, A World Of Love

by Jonathan Edwards

Charity never faileth: but whether there be prophecies, they shall fail; whether there be tongues, they shall cease; whether there be knowledge, it shall vanish away. For we know in part, and we prophesy in part. But when that which is perfect is come, then that which is in part shall be done away. 1 Corinthians 13:8-10.

FROM the first of these verses, I have already drawn the doctrine, that that great fruit of the Spirit in which the Holy Ghost shall not only for a season, but everlastingly, be communicated to the church of Christ, is charity or divine love. And now I would consider the same verse in connection with the two that follow it, and upon the three verses would make two observations.

 

ادامه نوشته

لايه‌برداري پوست(پیلینگ)

مدتها است كه متخصصان پوست و مو، برای برطرف کردن عوارض ناخوشايند پيري پوست از لایه برداری (پیلینگ)استفاده مي‌كنند.

برخی از این مواد لايه‌بردار شامل:

اسيدهاي ميوه (آلفاهيدروكسي اسيد يا AHA)، تري كلرواستيك اسيد(TCA)، فنول، رزورسينول و ساليسك اسيد.

اين مواد لايه رويي پوست را از بین می برند و پوستي با ظاهر تازه‌تر و جوان‌تر جايگزين پوست قبلي می گردد.

ادامه نوشته

روش صحیح مراقبت از پوست

نوشته شده توسط admin در آوریل 19th, 2012
نور آفتاب و سیگار از عوامل مضری هستند كه به پوست صورت بسیار آسیب می رسانند . دكتر كارل تورن فیلت متخصص پوست و پروفسور دستیار در دانشگاه علم و سلامت ارگان  می گوید: التهاب های دایمی پوستی عامل جدی ایجاد خطوط ریز و چروكهای صورت هستند كه متاسفانه به آسانی نادیده گرفته می شوند . وقتی كه پوست ورم می كند شبكه های پروتئین و چربی ها خوشحال شده و خرابیهایی به بار می آورند كه برطرف كردنشان خیلی سخت است .

 برای نرم نگه داشتن پوست به نقل از دكتر كارل 4 راهكار زیر را امتحان کنید :

1 - 
مراقب برنامه تمرینی و ورزشی خود باشید 
به هنگام ورزش و تعریق ، پوست بدن در معرض آب شور قرار می گیرد كه باعث آسیب دیدن كاركردهای دفاعی پوست می شود و سلولهای پوست بیشتر در معرض اشعه ماوراء بنفش خورشید و آلودگیهای هوا قرار می گیرند . به همین دلیل بهتر است در خانه و فضاهای سربسته نرمش كنید و یا در صورت تمایل به ورزش در فضای باز، ساعات قبل از 10 صبح و 4 بعد از ظهر به بعد را برای ورزش در نظر بگیرید . زیرا در این ساعات میزان قرار گرفتن در معرض اشعه ماوراء بنفش تا 80 درصد كاهش می یابد .
2 - لوازم آرایشی مناسب را انتخاب کنید. 
پروپلین گلیكول موجود در مواد ضد عرق و بسیاری از پاك كننده ها و مرطوب كننده ها باعث ایجاد  حساسیت و ملتهب شدن پوست می شود. .
3 – مصرف نکردن غذاهای فرآوری شده  و آماده 
برنامه غذایی حاوی مقدار زیاد آرد سفید و شكر می تواند باعث ایجاد حساسیت به گلیكوژن در سلولهای پوست شود. این حساسیت باعث پیوند كلاژن شده و قابلیت ارتجاعی پوست را كاهش می دهد و بنابراین پوست بیشتر مستعد ترك خوردگی می شود .
4 - آرام باشید 
استرس های عاطفی باعث ترشح تركیبات ایمنی به نام هیستامین می شودكه این هورمون سبب ایجاد التهاب و گسیختن بافت سلولهای پوست می شود . برای آرام تر شدن  از تمرینهای ریلكسیشن استفاده کنید.

عوامل موثر در یادگیری زبان انگلیسی

مقدمه
یادگیری (learning discomfort ) یک فرایند است. در هر فرایند عوامل و متغیرهایی در حال تعاملند. نوع و شدت تعامل ، تغییرات گوناگونی را به دنبال می‌آورد. بررسی همه عوامل موثر در فرایند تدریس ، امکان پذیر نیست. چند تا از مهمترین این عوامل که تاثیر آشکاری در روند یادگیری دارند عبارتند از: آمادگی ، انگیزه و هدف ، تجارب گذشته ، موقعیت و محیط یادگیری ، روش تدریس رابطه جز و کل ، تمرین و تکرار:


 

ادامه نوشته

لینک های وبلاگ اموزش زبان انگلیسی

* http://news.yahoo.com

** http://www.learnenglish.de/grammarpage.htm

لینک هائی جهت تقویت شنیدن (Listening):

* http://www.englishlistening.com

* http://www.englishclub.com/listening

تست های آنلاین زبان انگلیسی و آزمون های تافل و GMAT:

* http://www.testmagic.com

* http://a4esl.org

ادامه نوشته

هفت نکته موثر در یادگیری زبان های خارجی - زبان انگلیسی

اول از همه خوبه بدونید که بین تمامی زبانهای دنیا ، آسانترین زبان برای یادگیری انگلیسی است، پس امیدوار باشید!! چون طبق آمار تقریبا ۴۴۳ میلیون نفر در دنیا انگلیسی صحبت می کنند. این تعداد برای دیگر زبانهای اروپا
ادامه نوشته

13 دليل يادگيري انگليسي را بخوانيد:


1- زبان انگليسي پرمخاطب‌ترين زبان استفاده‌ شده‌ي دنياست. در كل زمين حدود 400 ميليون نفر انگليسي‌ زبان وجود دارد و 500 ميليون نفر نيز انگليسي را به عنوان زبان دوم استفاده مي‌كنند. پس در كل حدود يك ميليارد نفر در دنيا زبان هم را متوجه مي‌شوند. آيا دوست نداريد شما هم به ‌‌آنها بپيونديد؟

2- حدود 80% اطلاعات كامپيوتر‌ها به انگليسي پردازش مي‌شوند. يادگيري فنون كامپيوتر براي افرادي كه به انگليسي تسلط دارند فوق‌العاده راحته.

3
ادامه نوشته

How To Learn English!

 

Here are some tips which may help you to master the English Language!

Speak without Fear

The biggest problem most people face in learning a new language is their own fear. They worry that they won’t say things correctly or that they will look stupid so they don’t talk at all. Don’t do this. The fastest way to learn anything is to do it – again and again until you get it right. Like anything, learning English requires practice. Don’t let a little fear stop you from getting what you want.

!

ادامه نوشته

من که نفهمیدم چه خبره؟!

11

 

 

شما چطور؟!

تولد

برای کسی که خودش میدونه

منتظرم

تولدت مبارک

كي گفته مرد ها كريه نمي كنند؟

پس چرا من امروز عصر گريه كردم؟

پس من مرد نيستم؟

؟؟؟؟؟؟

آنکه در قلب خودش همچو تویی را دارد

   آسمانها و    زمین را همه یکجا دارد


هر چه با سنگدلی از تو رسد زیباییست

  دُر،  درونِ  دلِ  سنگیِ  صدف، جا دارد

فقط از چشم خودت چشم مرا دور نکن

حرمت چشم تو چیزیست که دریا دارد

اشک من دیدی و شاید به خودت می گویی

 دیدن    گریه    یک   مرد    تماشا دارد!

اعتقاد!

اهالی یک روستا تصمیم گرفتند

 که برای نزول باران دعا کنند.

روزی که تمامی اهالی برای دعا در محل مقرر جمع شدند

 فقط یک پسر بچه با چتر آمده بود،

این یعنی اعتقاد

Being there for a friend

Friendships are probably some of the most important relationships you will have in your life. Many of your favourite memories are likely to include times you have spent with friends. Friends are possibly the people who keep you sane (although they can sometimes drive you mad as well!).

Friendships can be hard work sometimes, especially when your good friend is going through a tough time or is just feeling down. Not knowing what to do, or what to say can be hard, frustrating, and emotionally challenging. However, just by thinking about what you can do to make them feel better, shows that you are a good friend. So how can you be there for a friend in need?

.

ادامه نوشته

What is a good friend

This is how a number of young people responded when asked "What makes a good friend?"

  • someone who will support you no matter what
  • someone you can trust and who won't judge you
  • someone who won't put you down or deliberately hurt your feelings, but will show kindness and respect
  • someone who will love you not because they feel they have to because you're their friend, but because they choose to
  • someone whose company you enjoy and whose loyalty you can depend upon
  • someone who will be there no matter what your situation is
  • someone who is trustworthy and not afraid to tell you the truth, no matter how hard it is sometimes
  • someone who can laugh when you laugh
  • someone who will stick around when things get rough
  • someone who makes you smile
  • someone who can accept you for who you are, and just lend you an ear when you need to whine or complain
  • someone who will cry when you cry
  • someone who will give you room to change.

.

what is the difference between a true friend and an associate?  

Friendship is one of the most valuable assets one can have. The bible states at Proverbs 18:24 that "there exists a friend sticking closer than a brother". It also shares that "bad associations spoil useful habits" at 1 Corinthians 15:33. These points question what is the difference between a true friend and an associate? Should your mate be your friend first? Do you know how to make and keep a good friend? If you are young should your parents have a say in who you are friends with? Are you friends with someone for the right reasons? Are you friend worthy? Shares your thoughts with us. Also share with us some of your great friendship stories. Make sure you give details on how you met and how long you have been friends.

What is a Real Friend

Real friends have a special place in their hearts for each other and will defend and protect each other.

Real friends listen to each other and give good advice.

Real friends will keep promises they make to you.

Real friends will always tell you the truth.

Real friends will laugh "with" you and not "at you" when you make a fool of yourself.

Real friends will go out of their way to help each other and do nice things for each other and never expect anything in return.

Real friends forgive each other and never stay angry.

Real friends quickly forget whatever was wrong.

Real friends never say anything bad about each other.

Real friends encourage each other and help each other obtain their goals.

Real friends are never jealous of each other.

Real friends always praise each other for their accomplishments because real friends are happy to see others succeed.

Real friends will believe in you when you don’t believe in yourself or when no one else believes in you.

Real friends will cheer you on at your martial arts tournament even when they are in competition with you.

Real friends live by the Black Belt Attitude.

 

عاشق شدن دلیل نمی خواهد...

 

Once a Girl when having a conversation with her lover, asked

یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید

Why do you like me..? Why do you love me?

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

I can't tell the reason... but I really like you

دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم

You can't even tell me the reason... how can you say you like me?

ادامه نوشته

رابطه روز تولد و شخصیت شما

رابطه روز تولد و شخصیت شماروان شناسان شخصیتی براین عقیده اند که شماره تولد، شما را از آن چیزی که می خواهید باشید دور نمی کند، بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید

فرض می کنیم که شما متولد 8 مهر 1355 هستید.مهر ماه هفتم (7) سال است پس :

2 = 1+1 = 11 = 0+7+3+1 = 1370 = 1355+7+8
شماره تولد 2 است و اکنون می توانید آنچه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید .
تفسیر اعداد :

1- خالق و مبتکر :

ادامه نوشته

Who Is Your Ideal Mate

?

We all have a rough idea of what our perfect partner is like: beautiful, or smart, or rich, or educated, or tall, or petite, or pale, or dark, or handsome, or fit, with this car, or with that house or whatever else that strikes our fancy.

finding-love2.jpg
Photo: Emily Helen, The Best Kauai Wedding Photographer

The problem comes when we find ourselves in a relationship and we are constantly comparing our partners with this conjured-up ‘perfect’ person. When that happens, we stop appreciating our partner for all the beautiful qualities they do possess.

The truth is this perfect person does not exist. More importantly, we may not actually need all of these qualities in a partner to be extraordinarily happy.

What we need is to identify the most important qualities that we must have in order to feel satisfied and fulfilled (more on creating a must-have list below). By not having identified the must-have qualities in our chosen life partner, we end up settling, and since the person cannot give us the things we truly need, we start to resent them. This will snowball into larger issues.

For example, if height is something that is really important to you, and your partner does not meet that height requirement, regardless of how much they try, they will never grow taller or shrink shorter, and this will bug you and affect your union.

In life, we will get random results if we have not specified what we want. Identifying and understanding what it is that we need in a relationship, allows us to set clear intentions, and in doing so, moves us closer to realizing our intended desires.

How to Find True Love


 

finding-love.jpg
Photo: stock photo

While “How to Get Over a Breakup” was the number one requested article topic I’ve written on, it’s not surprising that a close second is the topic of How to Find True Love. Here’s an email from one reader:

I’ve realized that one of my main goals is to find a worthwhile and long term relationship. I noticed you have entries on how to keep a relationship and on how to end a relationship so would you consider writing an entry on what you perceive to be the best way to find a worthwhile relationship. How to avoid making the same mistakes, overcoming fears, keeping up motivation after failure etc.”
- Gary (Dublin, Ireland)

Regardless of our culture, our level of education or economic status, at the depth of all of us are the same desires- to love, to be loved, and to be happy.

Of course we could add other desires to this list, like money and wealth and fancy things, but when you drill into these things, the reason for wanting them is so that we can appear more desirable, and will hopefully be loved and accepted.


If love is something so fundamentally important to us, then why is it that we have so many issues and misunderstandings in the area of finding it? I think the answer is simple, that most of us have never been educated in this fundamental area of our development. Chances are, you didn’t grow up with parents who were relationship experts, and we certainly didn’t study relationships in our high school curriculums. For most of us, it’s been an adventure in trial and error and learning through pain and heart-break. But is there an easier way?

In light of Valentine’s Day approaching this week, I am going to touch on one of my favorite topics of all time: finding love.

how to love?

Love

Love is expressed as an action and experienced as a feeling. Yet, love has an essence that resists defining in any single way––it encompasses compassion, tolerance, endurance, support, faith, determination and more. Love reaches beyond romance and embraces us in all walks of life as we encounter one another and make choices about respecting and caring for each other.

The question of how you should love is really only a question that you can answer, from deep within your own heart and from your own thoughts on the matter. However, this article will give you some food for thought, by recommending some ideas on love for pondering anew.

Five skincare tips to beat the summer

Are heat boils, tanned and dull-looking skin giving you trouble this summer? Then this is what you need to do to keep them off.

Five skincare tips to beat the summer


#1. Exfoliate

Exfoliate, and do it more often in the summers. More than the rest of the year, during summers there is an acceleration of dead skin cell accumulation. If you don’t get rid of them, your skin will look dull and dry. No matter how much lotion or anything else you use, you won’t have glowing skin if you do not exfoliate. Choose a light scrub for your face and body. Or make one at home using some oatmeal and milk or gram flour and yoghurt.

ادامه نوشته

بنده خوب خدا کیه؟

خدا بنده ای رو که دوست داره

اونو محبوب میکنه بین مردم

اما من.......

قدر زر زرگر شناسد ؛ قدر گوهر ، گوهری !


مرد جوانی به نزد " ذوالنون مصری " آمد و شروع کرد به بدگویی از صوفیان .
ذوالنون انگشتری را از انگشتش بیرون آورد و به مرد داد و گفت : این انگشتر را به بازار دست فروشان ببر و ببین قیمت آن چقدر است ؟
مرد انگشتر را به بازار دست فروشان برد ولی هیچ کس حاضر نشد بیشتر از یک سکه نقره برای آن بپردازد .
مرد دوباره نزد ذوالنون آمد و جریان را برای او تعریف کرد .
ذوالنون در جواب به مرد گفت : حالا انگشتر را به بازار جواهر فروشان ببر و ببین آنجا قیمت آن چقدر است .
در بازار جواهر فروشان انگشتر را به قیمت هزار سکه طلا می خریدند !

مرد شگفت زده نزد ذوالنون بازگشت و او را از قیمت پیشنهادی بازار جواهر فروشان مطلع ساخت .
پس ذوالنون به او گفت : دانش و اطلاعات تو از صوفیان به اندازه اطلاعات فروشندگان بازار دست فروشان از این انگشتر جواهر است .

قدر زر زرگر شناسد ؛ قدر گوهر ، گوهری !

نتیجه اخلاقی : هرگز ناآگاهانه قضاوت نکنیم ، چرا که قدر زر زرگر شناسد ؛ قدر گوهر ، گوهری !

گفتگو ميان زنان و مردان: يك سوء تفاهم بزرگ


چرا اغلب صحبت بين زنان و مردان براي آنها نامفهوم است؟ زبان شناسان در پي پاسخي براي اين پرسش هستند. آيا شكاف مفاهيم زباني بين زنان و مردان واقعا آنچنان عميق است كه به يك نوع ترجمه نياز دارد؟
بعضي از متخصصان معتقد هستند، مردان و زنان آن گونه كه خود سخن مي گويند فكر مي كنند، تا جايي كه جمله "تو اساسا نمي تواني مرا درك كني" نشانه يك بحران فرهنگي در بين دو جنس مخالف است. اين تضاد را مي توان به اختلاف بين دو فروشنده كه يكي اهل كلان شهري در اروپا و ديگري ساكن يك قبيله بدوي آفريقاست، تشبيه كرد.
بر گرفته از سايت geo.de
ادامه نوشته

سوء ظن و بدبینی نسبت به دیگران

سؤال:
سوء ظن و بدبینی نسبت به دیگران را چگونه از خود دفع کرده و از بین ببریم؟ و وقتی رفتاری یا حرفی از کسی دیده یا شنیده شد، زود قضاوت نکنیم و منصفانه برخورد کنیم؟
جواب:
خداوند متعال مى­فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ»؛1 اى کسانى که ایمان آورده­اید از بسیارى از گمان­ها بپرهیزید چرا که بعضى از گمان­ها گناه است.
و در آیه­ای دیگر دلیل هلاکت را بدبینی و گمان نادرست بیان کرده و می فرماید: «وَظَنَنتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَکُنتُمْ قَوْمًا بُورًا»؛2 ظن و گمان بد بردید و هلاک شدید.
واضح و روشن است که سوء ظن و بدبینى مفاسد بسیار زیادى دارد. وقتى شخصى به کسى بد بین شد، به غیبت مبتلا شده، و به دیده منفى به او مى­نگرد، و در تعظیم و تکریمش تعلّل و کوتاهی مى­نماید، و خود را برتر و بهتر از او مى انگارد. در حالی که خطاب خداوند متعال به مؤمنین چنین است که مى­فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ»؛3 اى افراد مؤمن اگر شخص فاسقى خبرى نزد شما بیاورد درباره آن تحقیق کنید (تا حقیقت بر شما آشکار شود)، مبادا از روى نادانى و جهل به گروهى آسیب برسانید، و از آن­چه کرده‏اید پشیمان شوید.
برای همین است که باید از این­گونه القائات شیطانى دوری کرده و آن­ها را تکذیب کرد. توصیه این است که اگر به کسی بدبین شوید هرچه ذهنتان آمد نگوئید که گناه بر شما نوشته نشود. و این تمرین باعث می­شود که بیشتر بفهمید، کمتر بگوئید. بر خلاف برخی که بیشتر می­گویند و کمتر می­فهمند، همین باعث می­شود که با پرگویان گنهکار محشور شوند.

عشق کورکورانه یا منطقی؟

پسر بچه ای یک برگ کاغذ به مادرش داد.
مادر که در حال آشپزی بود ، دستهایش را با حوله تمیز کرد و نوشته را با صدای بلند خواند.
او نوشته بود :

صورتحساب !!!
کوتاه کردن چمن باغچه 5.000 تومان
مراقبت از برادر کوچکم 2.000 تومان
نمره ریاضی خوبی که گرفتم 3.000 تومان
بیرون بردن زباله 1000 تومان
جمع بدهی شما به من :12.000 تومان !

مادر نگاهی به چشمان منتظر پسرش کرد، چند لحظه خاطراتش را مرور کرد و سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب این را نوشت:

بابت 9 ماه بارداری که در وجودم رشد کردی هیچ
بابت تمام شبهائی که به پایت نشستم و برایت دعا کردم هیچ
بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی هیچ
بابت غذا ، نظافت تو ، اسباب بازی هایت هیچ
و اگر شما اینها را جمع بزنی خواهی دید که : هزینه عشق واقعی من به تو هیچ است

وقتی پسر آن چه را که مادرش نوشته بود خواند چشمانش پر از اشک شد ودر حالی که به چشمان مادرش نگاه می کرد.
گفت: مامان ... دوستت دارم

آنگاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت: قبلاً بطور کامل پرداخت شده !!!

نتیجه گیری اخلاقی :
قابل توجه اونهائی که فکر میکنند مرور زمان آنها را بزرگ کرده و حالا که هیکل درشت کردند خدا را هم بنده نیستند.
بعضی وقتها نیازه به این موارد فکر کنیم ...
کسانی که از خانواده دور هستند شاید بهتر درک کنند.

نتیجه گیری منطقی:
جایی که احساسات پا میذاره منطق کور میشه!!!
مادر متوجه نشد که پسرش داره سرش کلاه میذاره : جمع بدهی میشه 11.000 تومان نه 12.000 تومان

ابوموسی، قطعه ای از بهشت

 

اینجا ابوموسی است،جنوبی ترین نقطه خاک سرزمین مان در دل خلیج همیشه فارس، برای اثبات ایرانی بودنش جدا از اسناد تاریخی کافی است در این جزیره قدم بزنی، با مردمش هم کلام شوی و هوایش را استشمام کنی.
ادامه نوشته

توصیه های یک پروفسور چینی: در مورد سکته قلبی

توصیه های یک پروفسور چینی:
متحیر کننده است. توصیه های بسیار خوبی هستند . چند دقیقه صرف مطالعه آن بکنید هرگز تصور نمی کنید که ممکن است زندگی یک نفر بستگی به شما داشته باشد.
پدر من بر اثر سکته فلج شد و سپس مرد. کاش من چیزی در باره این نوع کمک های اولیه می دانستم . هنگامی که حمله صورت می گیرد مویرگها به تدریج در مغز پاره می شوند.
هنگامی که سکته اتفاق می افتد، آرامش خود را حفظ کنید. مهم نیست قربانی کجاست . او را حرکت ندهید چون مویرگهایش پاره خواهند شد. برای جلوگیری از سقوط قربانی ، کمکش کنید تا بنشیند
 
1- سوزن یا سنجاق را روی آتش استریل کنید بعد با آن سر هر 10 انگشت مریض را خراش دهید.
2- این طب سوزنی نیست فقط یک خراش یک میلی متری است روی سر انگشتان.
3- خراش بدهید تا خون خارج شود.
4- اگر خون خارج نشد، با انگشت خودتان سر انگشت مریض را فشار دهید.
5- وقتی از هر 10 انگشت خون خارج شد چند دقیقه صبر کنید تا بیمار هشیاری خود را باز یابد.
6- اگر دهان قربانی کج شد لاله گوشهایش را آنقدر بکشید تا سرخ شوند.
7- بعد هر لاله گوش را دو بار بخراشید تا از هر کدام دو قطره خون خارج شود.

سکوت دردناکترین پاسخ تو به بیرحمی های من است!

ادامه نوشته

برای ترنم ساعت 23 شب 7/2/91

دیروز

امروز

فردا

همه و همه

بهانه ای برای فریاد کشیدن بود

فریادی بر تو

نه بر سرت

که بر دل سنگینت

بهار را صدا بزن

آنهم بی بهانه تر از گذشته

تو
اخرین برگ

در سردترین وزش باد کشنده

تنهایی

بر درخت امیدم هستی

بمان

تا ثابت کنی

می توان ماند و زندگی کرد

 

 

 

سخنان آلبرت انیشتن

«اگر انسان‌ها در طول عمر خویش فعالیت مغزشان به اندازه یک میلیونیوم معده‌شان بود، اکنون کره زمین تعریف دیگری داشت.»

* «اگر واقعیات با نظریات هماهنگی ندارند، واقعیت‌ها را تغییر بده.»
* «تا زمانی که حتی یک کودک ناخرسند روی زمین وجود دارد، هیچ کشف و پیشرفت جدی برای بشر وجود نخواهد داشت.»
* «تخیل مهمتر از دانش است.علم محدود است اما تخیل دنیا را دربر می‌گیرد.»
* «سعی نکن انسان موفقی باشی، بلکه سعی کن انسان ارزشمندی باشی.»
* «سخت‌ترین کار در دنیا درک [فلسفهٔ] مالیات بر درآمد است.»
* «سه قدرت بر جهان حکومت می‌کند:۱-ترس ۲-حرص ۳-حماقت.»
* «علم زیباست وقتی هزینهٔ گذران زندگی از آن تامین نشود.»
ادامه نوشته

زیباترین ها

زیباترین شروع:بسم الله
زیباترین دین:اسلام
زیباترین خانه:کعبه
زیباترین استاد:امام صادق(ع)
زیباترین عمو:حضرت ابوالفضل(ع)
زیباترین غنچه:حضرت علی اصغر(ع)
زیباترین سرانجام:شهادت
زیباترین لباس:احرام
زیباترین ندا:فطرت
زیباترین دوست:کتاب
زیباترین روز:جمعه
زیباترین بیابان:عرفات
زیباترین میعاد:معاد
زیباترین کلام:لااله الاالله
زیباترین آواز:اذان
زیباترین شهید:امام حسین(ع)
زیباترین بنا:حضرت ابراهیم
زیباترین پرچم دار:حضرت عباس
زیباترین پیرمرد:حبیب ابن مظاهر
زیباترین آواره:سلمان
زیباترین شب:قدر
زیباترین خاک:تربت
زیباترین رحمت:باران
زیباترین کلمه:محبت
زیباترین لحظه:پیروزی
زیباترین سوره:حمد
زیباترین سلسله:انبیاء
زیباترین بانگ:تکبیر
زیباترین پارسا:حضرت علی(ع)
زیباترین زندانی:امام موسی بن جعفر
زیباترین صابر:حضرت ایوب
زیباترین مهاجر:هاجر
زیباترین عمل:عبادت
زیباترین چشمه:زمزم
زیباترین نیکی:نیکی به پدرومادر
زیباترین عهد:وفا
زیباترین ناله:نیایش
زیباترین جنگ:جنگ با نفس
زیباترین انسان:پیامبر (ص)
زیباترین ستون:دین
زیباترین مادر:حضرت فاطمه(س)
زیباترین منتقم:حضرت مهدی(عج)
زیباترین سخن گو:حضرت زینب
زیباترین قربانی:حضرت اسماعیل
زیباترین کوشش:فی سبیل الله
زیباترین سنگ:حجرالاسود
زیباترین آغوش:آغوش مادر
زیباترین سرمایه:زمان
زیباترین زمین:کربلا
زیباترین ابزار:قلم
زیباترین شعار:صلوات برمحمد وآل محمد(الله هم صل اله محمد و آل محمد)

شهادت حضرت فاطمه  الزهرا(س)بر تمامی دوستان و مردم جهان تسلیت باد

 

السلام عليک يا فاطمة الزهراء

السلام عليک يا سيدة نساء العالمين من الأولين و الآخرين

السلام عليک ايتها الصديقة الشهيدة

آنان که نامشان

به تبعیت از نام بهترین  ببیبی عالم

  دخت نبی اکرم فاطمه یا زهرا است

در قیامت به خود ببالند.

چشم و هم چشمي خوب و بد از نگاه قرآن


رقابت يكي از مهمترين انگيزه هاي حركتي در انسان است. ريشه رقابت مي تواند احساس كمبود، حسادت، غبطه، رهايي از نقص و دست يابي به كمالي باشد. بنابراين، رقابت ها مي تواند به دو شكل مثبت و منفي و از نظر ارزشي، خوب يا بد باشد. در اين راستا در آموزه هاي وحياني، تربيتي و اخلاقي و نيز روان شناسي اجتماعي و حتي اخلاق سياسي و اقتصادي، از رقابت سالم و ناسالم سخن به ميان آمده است.
در روان شناسي اجتماعي، از رقابت ناسالم به عنوان نابهنجاري سخن به ميان مي آيد و راه هايي براي درمان آن ارايه مي شود؛ زيرا اين نابهنجاري رفتاري، نشانه اي از عدم سلامت شخص از نظر رواني است و مي بايست درمان شود.
قرآن به مسئله چشم و هم چشمي به عنوان يك رقابت سالم و ناسالم توجه داشته و به تبيين مصاديق هر يك و راه هاي درمان اين بيماري رواني و نابهنجاري اجتماعي پرداخته است. نويسنده در اين مطلب بر آن است تا ديدگاه قرآن را در اين باره بيان كند.
ادامه نوشته

حرفای خوب رو باید شنید

گاهي اوقات ما وقتمان را براي يافتن مقصر و مسئول يک رخداد صرف مي کنيم،
چه در روابط، چه محل کار يا افرادي که مي شناسيم
 و فراموش مي کنيم کمي ملايمت و تعادل براي حمايت از روابط انساني بايد داشته باشيم.
 در نهايت، آيا نبايد بخشيدن کسي که دوستش داريم آسان ترين کار ممکن در دنيا باشد؟
داشته هايتان را گرامي بداريد.
 غم ها، دردها و رنجهايتان را با نبخشيدن دوچندان نکنيد.
اگر هرکسي مي توانست با اين نوع طرز فکر به زندگي بنگرد،
 مشکلات بسيار کمتري در دنيا وجود مي داشت.
حسادت ها، رشک ها و بي ميلي ها براي بخشيدن ديگران،
 و همچنين خودخواهي و ترس را از خود دور کنيد
و خواهيد ديد که مشکلات آنچنان هم که شما مي پنداريد حاد نيستند. --