ظلم از جایگاه حکومتی بخشودنی نیست

ظلم از جایگاه حکومتی بخشودنی نیست این پژوهشگر در توضیح اینکه وقتی فردی در جایگاه حکومتی قرار می گیرد، حتی بعضی امور که ممکن است در حیطه فردی، چندان نسبت به آن شدت وجود نداشته باشد، در آنجا شدت پیدا می کند، تصریح کرد: حساب ظلم به خود و ظلم به دیگران آن هم از جایگاه حکومت کاملا متفاوت است. بر فرض کسی ظلم فردی انجام می دهد یعنی به خودش ظلمی می کند. خدا این را با توبه می بخشد و شخص رها می شود، اما وقتی ظلم وارد جامعه می شود و در جایگاه حکومت و نسبت به مردم صورت می گیرد، دیگر واگذاشتنی نیست و فرد باید مجازات شود و نیز جبران مافات تا حد امکان صورت گیرد و اگر گریزی انجام شود و پیگیری نشود مجازات آن جهانی به طور قطع وجود دارد و کسی از آن گریز ندارد . امام علی (ع) در ضمن خطبه ای که مطابق نسخه دکتر صبحی صالح خطبه شماره ۱۷۶ نهج البلاغه است فرمود: «بدانید که ظلم بر سه گونه است: ظلمی که آمرزیده نمی شود، و ظلمی که واگذاشته نمی شود، و ظلمی که آمرزیده می شود و بازخواستی از آن نمی شود. و آن ظلمی که آمرزیده می شود، ظلم بنده بر خویش در برابر برخی از لغزش های ناچیز است. و آن ظلمی که واگذاشته نمی شود، ظلم برخی از بندگان بر برخی دیگر است. مجازات آن بسی سخت است و همچون زخم برداشتن از کارد یا ضربه های تازیانه نیست، بلکه مجازاتی سخت است که این زخم ها در برابر آن ناچیز است.» از آموزه های امیرمؤمنان (ع) می توان دریافت که این امر در حکومت به مراتب بسیار سخت گیرانه تر و شدید تر است. جبران ظلم ها در امور حکومتی بسیار دشوار بلکه ناممکن است او ادامه داد: در ظلم های اجتماعی و حکومتی راهی جز بازگشت و جبران وجود ندارد که البته در امور حکومتی، جبران کردن ظلم ها بسیار بسیار دشوار بلکه در موارد عمده ناممکن است. پیمان شکنی، خیانت، دروغگویی، خلف وعده، فریب دادن، اسراف، ریختن خون بی گناه، بردن آبروی افراد، شکستن کرامت انسان ها و زیر پا گذاشتن حقوق، همگی گناه کبیره هستند. گاهی فردی این کار را نسبت به خود انجام می­دهد و گاهی در جایگاه حکومتی انجام می گیرد که به طور قطع شدت آن بیشتر و مجازات آن سخت تر است. احتجاب مسوولان از مردم و شهوت تغییر از گناهان کبیره حکومتی است دلشاد تهرانی با بیان اینکه آثار، لوازم و نتایج گناه کبیره در سطح حکومت، آن را شدیدتر می کند وگرنه این موارد در هر دو جایگاه، گناه کبیره است، گفت: البته ممکن است در حکومت مواردی مثل احتجاب مسوولان از مردم مشاهده شود که در جایگاه غیر حکومت، چندان معنا نداشته باشد . احتجاب مسوولان از مردم یعنی مسوولان در دسترس مردم نباشند و مردم نتوانند رو در رو مشکلات خود را با آنها مطرح کنند، اصلاًدیده نشوند و در میان مردم رفت و آمد نکنند که در روایات پیامبر(ص) محرومیت از رحمت و بخش خدا بر آن بار شده است. مثلا در حدیثی آمده است که هر زمامداری که در درگاه خویش را بر روی ارباب نیاز و حاجت ببندد، خداوند رحمت خود را بر او در هنگام نیاز و حاجتش ببندد . در برخی روایات تعبیر شده که درهای آسمان بر او بسته شود یا میان او و بهشت دیوار ها کشیده شود . او ادامه داد: با چنین تعبیرهایی می توان گفت احتجاب مسئولان از مردم و بی خبری از دردها و مشکلات آنان از گناهان کبیره محسوب می شود . امام علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر او را از این امر سخت پیرهیز داده و فرموده است: «هرگز نباید روی نهان کردن تو از شهروندانت به درازا کشد، زیرا روی نهان کردن سرپرستان از شهروندان ، نمونه ای است از ایجاد تنگنا و کمی دانش از کارها. و روی نهان کردن از مردم باعث می شود که از آن چه در پس پرده مانده بی خبر بمانند، در نتیجه بزرگ در نزدشان کوچک می نماید و کوچک بزرگ وانمود می شود، و زیبا را زشت می پندارند و زشت را زیبا، و حق و باطل به هم آمیخته می گردد. » این استاد دانشگاه افزود: زمامداران نمی توانند در تمام اوقات در میان مردم و در ارتباط مستقیم با آنان باشند و طبیعی است که آنان گذشته از زندگی شخصی ، باید به کارهای حکومتی بپردازند، ولی نباید مجموعه کارها و مدیریت زمان آنان به گونه ای باشد که احتجاب پیش آید. نمونه دیگری که باید از آن اجتناب کرد شهوت تغییر است. او در توضیح معنای شهوت تغییر اظهار کرد: شهوت تغییر یعنی شما وارد یک اداره می شوید، می گویید همه باید عوض بشوند، چه آن کس که خوب است چه آن کس که بد است. چه کسی که شایسته است، چه کسی که ناشایسته است. همه کارکنان باید تغییر کنند چون این افراد متعلق به رژیم، دولت و مسوول گذشته بوده اند. بله! انسان ناشایست، ناتوان، ضعیف و بدکار به طور قطع باید عوض شود، اما اگر کسی شایسته باشد، چطور؟ او را هم باید با دیگری جایگزین کرد؟ حتی اگر یک فرد ناشایسته جای آن قرار بگیرد؟ به نظر می رسد این موارد هم گناه کبیره در حوزه حکومتی است. امام علی (ع) در این باره در عهد نامه مالک اشتر چنین فرموده است : «و سنت شایسته ای را که بزرگان این امت بدان رفتار نموده اند و مردمان بدان وسیلت به هم پیوسته اند و شهروندان بر پایه آن سر و سامان یافته اند مشکن و برهم مریز . و هرگز روشی را پدید میاور که چیزی از سنت های شایسته گذشته را زیان رساند، که در نتیجه پاداش نیک آن برای کسی بماند که آن ها را برنهاده است، و بار سنگین گناه آن بر دوش تو که آن را شکسته و زیر پا نهاده ای .» این استاد دانشگاه با بیان اینکه در نهج البلاغه به ویژه در بخش نامه ها موارد فراوانی وجود دارد که بیانگر مطالبی درباره این موضوع و نیز خطوط حاکم و خطوط قرمزی است که باید در حکومت رعایت شود ، گفت: دو عهدنامه در نهج البلاغه وجود دارد؛ یکی عهدنامه ی مالک اشتر یعنی نامه ۵۳ و دیگری عهدنامه ی محمد ابن ابی بکر یعنی نامه ۲۷. برای داشتن تصویری روشن از این بحث به نظر می رسد بهترین متن، عهدنامه مالک اشتر باشد. بقیه مطالب نهج البلاغه و دیگر آموزه های امیر مومنان(ع) نیز به آن کمک می کند. امیر مومنان(ع) در اوایل عهدنامه ی مالک اشتر، بیانی بسیار قابل توجه دارد که نشان می دهد گناهان، معصیت ها و خلاف ها در جایگاه قدرت و در حکومت چقدر با سایر موقعیت ها فرق دارد.

چیتگر

چیتگر..........

تو را من چشم در راهم.

تو را من چشم در راهم

شباهنگام

که می گیرند در شاخ تَلاجَن سایه ها رنگ سیاهی

وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم

تو را من چشم در راهم

شباهنگام

در آن دم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام

گرم یادآوری یا نه، من از یادت نمی کاهم

تو را من چشم در راهم.

 

"نیما یوشیج" (علی اسفندیاری)

زمستان ۱۳۳۶

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید

وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید

 

وقتی زمین ناز تو را در آسمان‌ها می کشید

وقتی عطش طعم تو را با اشک‌هایم می چشید

 

من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود وُ نه دلی

چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

 

یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود

آن‌دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

 

وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد

آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد

 

من بودم و چشمان تو، نه آتشی وُ نه گِلی

چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

 

من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر

چیزی در آنسوی یقین، شاید کمی هم کیش‌تر

 

آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود

دیگر فقط تصویر من در مردمک‌های تو بود.


"افشین یداللهی"

-----------------------------------------------


+ دانلود آهنگ "مدار صفر درجه" با صدای علیرضا قربانی


یکشنبه 27 دی‌ماه سال 1394 ساعت 07:40 ق.ظ

قصه

دیروز در خیابان

زنی که چشمانش

هیچ شباهتی به چشمان تو نداشت

لبخند زد به من

آهسته نزدیک شد

و با صدایی که

هیچ شباهتی به صدای تو نداشت

صمیمانه پرسید :

ما یک دیگر را کجا دیده ایم؟

در آن قصه ی ناتمام نبود؟

نمی دانم ؛ چرا آن زن

ناگهان تو را به یادم آورد

و گفتم: چرا !

در آن قصه بود...

چه کسی گفته زمان مثل طلاس  

اندکی باید تعجیل کرد زمان میگذرد  

و ما میگذریم از همه انچه بودیم 

 از همه انچه خواستیم واز همه انچه خواهیم شد، 

به قول فروغ فرخ زاد چه کسی گفته زمان مثل طلاس  

،زمان به مانند سربی است که داغی ان 

 هنوز روی پوستمان حس میکنیم

گذر زمان...

هرچه سرمان می آید از این زمان است 

و بدتر از همه گذر زمان 

...

من هنوز زنده ام...

من هنوز زنده ام

امید وارم شما هم

زنده باشید

و زندگی کنید...

زمان......

و زمان در حال گذر است...

مهر دنبال شهریور و ابان دنبال مهر . اذر دنبال ابان و پاییز دنبال تابستان و زمستان دنبال پاییز.....

اما داستان و خاطره چیتگر چه میشود؟؟؟!!!...

زمان در حال گذر است...

بلاک...

واژه پر کاربرد زندگی این روز ها

بلاکت کردم.....همین

هوای دلم خوب نیست...این روزا...

به قول فروغ فرخ زاد

اندکی باید تعجیل کرد زمان میگذرد 
 
 و ما میگذریم از همه انچه بودیم  
 
از همه انچه خواستیم و 
 
از همه انچه خواهیم شد، 
 
به قول فروغ فرخ زاد 
  
 چه کسی گفته زمان مثل طلاس  
 
،زمان به مانند سربی است که  
 
داغی ان هنوز روی  
 
پوستمان حس میکنیم 
 
 
از زبان  سکوت پونه....

اینده...

اینده... 

مبهم... 

و 

خدا هنوز هست...

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین ع

التماس دعا

تلگرام    

به دلیل اینکه این روز ها تلگرام جای همه چیز رو گرفته دوستانی که شماره بنده رو دارند دعوت میکنم اونجا با بنده در تماس باشند.

ده اشتباه که به مغز آسیب می رساند (علمی و دانستنی ها)

1. نخوردن صبحانه: كسانی كه صبحانه نمی‌خورند قند خونشان به سطح پائینتری افت می‌كند. این امر باعث تامین نامناسب مواد غذائی برای مغز و در نتیجه افت فعالیت مغزی می‌شود. 2. پرخوری: این امر باعث تصلب شرائین (سختی دیواره رگهای) مغز شده و منجر به كاهش قدرت ذهنی می‌شود. 3. دخانیات: این امر باعث كوچك شدن چند برابری مغز و منجر به آلزایمر می‌شود. 4. استفاده زیاد قند و شكر: استفاده زیاد قند و شكر جذب پروتئین و مواد غذائی را متوقف می‌كند و منجر به سوء تغذیه و احتمالا اختلال در رشد مغزی خواهد شد. 5. آلودگی هوا: مغز بزرگترین مصرف كننده اكسیژن در بدن ماست. دمیدن هوای آلوده باعث كاهش اكسیژن تامینی مغز شده و منجر به كاهش كارآیی مغز می‌شود. 6. كمبود خواب: خواب به مغزمان اجازه استراحت می‌دهد. دوره طولانی كاهش خواب منجر به شتاب گیری مرگ سلولهای مغزی خواهد شد. 7. پوشاندن سر به هنگام خواب: خوابیدن با سر پوشیده باعث افزایش تجمع دی اكسید كربن و كاهش تجمع اكسیژن شده و منجر به تأثیرات مخرب مغزی خواهد شد. 8.كار كشیدن از مغزتان در هنگام بیماری: كار سخت یا مطالعه در زمان بیماری ممكن است منجر به كاهش كارآئی مغز و در نتیجه صدمه مغزی شود. 9.کاهش افكار مثبت: فكر كردن بهترین راه برای تمرین دادن به مغزمان است. كاهش افكار مثبت مغزی ممكن است باعث كوچك شدن مغز شود. 10.كم حرفی: مكالمات انتزاعی منجر به رشد كارآئی مغز خواهد شد.

آشناترین...

من دوست دارم آشناترین باشم  

باید چکار کنم؟ 

...

ایمیل من...

اینم ایمیل منه

تا دوستانی که میل من رو کردند

مطلب بفرستند و جواب بگیرند

 

violet52@chmail.ir

برای برادرم دعا کنید...

سلام دوستان

وقتی مجدد اومدم وب دیدم مطالب سال 93 پاک شده

دلم نیومد  اغاز راه  نوشتن  رو دوباره  با مطلبی که در این پست میزارم شروع کنم

اما هفته گذشته مادرم اینا که خونه نبودند داداش کوچیکم خونه بود

هر کاری کردم بیاد خونه ما نیومد تا فرداش

هی زنگ بزن

هی اس بده

هی زنگ بزن

هی اس بده

هی زنگ بزن

هی اس بده

هی زنگ بزن

هی اس بده

صد بار هزار بار جواب نیومد که نیومد

خلاصه رفتیم خونشون

کولر باز بود و در از پشت قفل شده بود

با هر دردسری که شد

در رو باز کردیم

 

بعد دیدم داداشم سرشو گذاشته روی متکا و خوابیده اول گفتم خدا رو شکر که خونس و خوابیده

نزدیک که رفتم

گفتم لعنت  بر من که خواب بودم

داداش کوچیکم مهندس متالوژی بود

برای همیشه خوابیده بود

برادرم مرده بود...

طوری خوبیده بود که دیگه بیدار نشه

داداشم پاره تنم

ایست قلبی کرده بود توی سن 26 سالگی

 رفت که رفت

امروز 6 روزه که دیگه ندارمش

 

 

خدا همه ما رو رحمت کنه

براش دعا کنید...

استخاره كردن...

استخاره در لغت به معنی خواستن بهترين چيز و طلب كردن خير است و در اصطلاح نوعی دعا است در انجام امری كه خير و شر آن بر انسان پوشيده است. شيخ مفيد استخاره كردن را خير خواستن از خداوند می‌داند. استخاره در امور مباح يا برای ترك امر مستحبی، به جهت تعارضش با امر مستحب ديگر وارد است

به روايتي ازامام صادق (ع):

بهتر است كه قبل از استخاره سه بار سوره ي اخلاص (قل هو الله احد) را بخواند

سپس سه مرتبه صلوات بر محمد و ال محمد بفرستد و سپس نيت كرده و به آنچه كه مايل است استخاره كند، نيز پسنديده تر آنست كه رو به قبله ، با لباس و بدن پاك و وضو باشد

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ، ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﻧﯿﺴﺖ..

 

ﺍﮔﺮ می خوﺍﻫﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﺪ

 

ﺣﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮔﺮﻩ ﻧﺰﻥ

 

ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍﺣﺖ ...

 

ﺗﻮ ﮐﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﯽ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻫﻢ ﺣﺎﻟﺸﺎﻥ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ..

 

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺪﺍﻧﯽ چقدﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻬﻢ ﻭ ﻋﺰﯾﺰ ﻫﺴﺘﯽ؟

 

ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﺳﺮﺍﻏﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﮕﯿﺮﯼ !

 

ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻟﻮﺱ ﮐﻨﯽ، ﻧﻪ ﻫﺮﮔﺰ .

 

ﻓﻘﻂ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﯼ ﺳﺮﺍﻍ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺣﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ.

 

ﺩﺭ ﺍین صورت ﯾﺎ ﺩﻟﺘﻨﮕﺖ می شوند ﻭ ﯾﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ می کنند !

 

ﺍﮔﺮ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻭ ﻧﮕﺮﺍﻧﺖ ﺷﺪﻧﺪ ﻗﺪﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻥ

 

ﻭ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻗﯿﻤﺘﯽ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ

 

ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ، به

 

 رﺍﺣﺘﯽ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺸﺎﻥ ﮐﻦ ...

 

 ﺍﯾﻨﺎﻥ ﻫﻤﺎن هاﯾﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﺮﺱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺁﻣﻮﺧﺘﻨﺪ !

 

ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻭ ﻋﺪﻡ ﺗﻮﺟﻪ ﻭ ﺗﺎﺋﯿﺪ..

 

ﺁن ها ﺑﺎﺑﺖ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻫﺎﯼ ﺭﻭﺣﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻬﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻧﻘﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻃﻠﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ..

 

گویا ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺁن ها ﺑﺪﻫﮑﺎﺭﯼ..

 

ﻭ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﺱ ﺩﺭ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻫﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺭﺍﺿﯿﺸﺎﻥ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﯼ..

 

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ، ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﻧﯿﺴﺖ..

 

دکتر الهی قمشه ای

 

 منطق...

 روزی نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید:

 «شما برای چی می نویسید استاد؟ »

 برنارد شاو جواب داد:

 «برای یک لقمه نان»

 نویسنده جوان برآشفت که:

 «متاسفم! برخلاف شما من برای فرهنگ مینویسم! »

 وبرنارد شاو گفت: «عیبی نداره پسرم هر کدام از ما برای چیزی مینویسیم که نداریم! »

 برنارد شاو

و دیگر...

و...

دیگر...

هیچ ...

کس..

ما..

رو...

یاد نکرد؟!...

خدایا عاقبتمون رو بخیر کن

زندگی من...

دوران جوانی رو پشت سر گذاشتن  و روییدن موهای سفید  در سر و صورت

تجربه هایی گرانی رو به ارمغان اورده که ...

که ی آن  بماند  برای بعد... فعلا خدا ما رو زنده نگه داشته  تا زندگی رو دوباره تجربه کنیم...

نمیدونم چرا؟...

نمیدونم چرا

 اطلاعات و تموم یاداشت های سال 1393 پریده

وای چقدر بد...

از این که بگذریم

درنگ در متن زیر خالی از لطف نیست

.

.

.

نمیدونم چرا همیشه زمزمه می کنیم

 

 گرونيه!

وام دارم

مريضم

بدهكارم

خونه ندارم

مستاجرم

درسام تموم نشده

تخصص نگرفتم

دكترا ندارم

ماشين ندارم

غصه دارم عشقي ندارم

باغ ندارم

.

.

.

 

لباس انچناني ندارم

اف به اين زندگي؟!

اما

...

در همين نزديكي

بچه گربه اي هست

كه همه اينها رو نداره

در اين سرما و برف

كنار سطل زباله پراز برفي نشسته

 ميو ميو ميكنه

تا شكم گرسنه اش رو شايد با تكه ناني

سير كنه

نكنه غافل شيم  و تكه نوني

به دهن بچه گربه

نرسونيم؟!!

 

 

باران تلخ...

و شاید این روز ها بازم هم...

تنهاترین...

زمستان...

دلم

 

 تنگ

 

شده

 

...

 

ارامش یعنی؟



هر وقت قهر کردی مطمئن باشی که

 

تا اشتی کنی

 

 هیچکسی جات رو نمیگیره!


صداقت

ادم به  دل خودش

 

نمی تونه دروغ بگه...

راز زندگی...


فاصله ها هیچوقت دوست داشتن رو کمرنگ نمیکنه


بلکه دلتنگی رو بیشتر میکنه...

یعنی یادمان باشد زندگی آنقدر کوتاه است که

                       

                            یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید غنیمت شمرد.

                                     

                                                               فرصت زندگی کمه....

برف و ...

 گرونيه!

وام دارم

مريضم

بدهكارم

خونه ندارم

مستاجرم

درسام تموم نشده

تخصص نگرفتم

دكترا ندارم

ماشين ندارم

غصه دارم عشقي ندارم

باغ ندارم

.

.

.

 

لباس انچناني ندارم

اف به اين زندگي؟!

اما

...

در همين نزديكي

بچه گربه اي هست

كه همه اينها رو نداره

در اين سرما و برف

كنار سطل زباله پراز برفي نشسته

 ميو ميو ميكنه

تا شكم گرسنه اش رو شايد با تكه ناني

سير كنه

نكنه غافل شيم  و تكه نوني

به دهن بچه گربه

نرسونيم؟!!

 

و باز هم...

و باز هم دنیا

در حال گذر است

و ما اندر خم

 کوچه اولیم...

کریسمیس بر تمام دوستان ایرانی مسیحی مبارک


کریسمس میتونه خیلی چیزا باشه
یا میتونه چیز خاصی هم نباشه!
برای تو هر اسباب بازی جدیدی میتونه لذت آور باشه
و برای من کریسمس یعنی  روز عید

و روز عید یعنی روز بی گناه

و شاید این باشد روزی که   تموم مردم دنیا

 بی کینه در کنار هم زندگی کنند