گفتگو ميان زنان و مردان: يك سوء تفاهم بزرگ
چرا اغلب صحبت بين زنان و مردان براي آنها نامفهوم است؟ زبان شناسان در پي پاسخي براي اين پرسش هستند. آيا شكاف مفاهيم زباني بين زنان و مردان واقعا آنچنان عميق است كه به يك نوع ترجمه نياز دارد؟

بعضي از متخصصان معتقد هستند، مردان و زنان آن گونه كه خود سخن مي گويند فكر مي كنند، تا جايي كه جمله "تو اساسا نمي تواني مرا درك كني" نشانه يك بحران فرهنگي در بين دو جنس مخالف است. اين تضاد را مي توان به اختلاف بين دو فروشنده كه يكي اهل كلان شهري در اروپا و ديگري ساكن يك قبيله بدوي آفريقاست، تشبيه كرد.

يكي از استادان علم زبان شناسي دانشگاه جورج تاون با ضبط گفتگوهاي بين زنان و مردان در يك مدت زمان طولاني، به قالبهاي ثابت و درستي در اين باره دست يافته است. زنان داري يك شيوه "گفتگوي ارتباطي" هستند كه از راه آن، دعوا و اختلاف را به حداقل مي رسانند و تفاهم و صميمت ايجاد مي كنند. براي مثال چنين جملاتي:
"شايد ما بتوانيم ..."
"نظر تو در اين باره چيست؟"
"بگذار كه ما ... "
مي توان اشاره كرد. مردان به طور معمول از صحبت كردن به شكل فراگيرنده و غالب شونده استفاده مي كنند. آنها در محاورات با دنبال كردن يك سلسله مراتب، تبادل اطلاعات مي كنند. به اين ترتيب كه سؤالي مطرح و با جديت آن را پيگيري مي كنند.
مردان دوست دارند به دليل اطلاعات خود، مورد توجه و احترام ديگران قرار گيرند. مردان در واقع به شيوه "گفتگوي گزارشي" صحبت مي كنند.

بر خورد و تقابل دو روش فوق مي تواند نتيجه سوء تفاهم بين فرهنگ جنسيتي زوجها باشد. زبانشناسان به وجود تفاوتهاي مستدل در شيوه صحبت كردن زنان و مردان معتقدند. به طور مثال:
- وقتي خانمي مي گويد "آهان" يا "آره"، يعني "من در حال گوش دادن به حرف تو هستم، ادامه بده" اما اگر مردي همين حرفها را بزند يعني "من موافق هستم".
- مردان پرسشهايي مطرح مي كنند تا به واسطه آنها اطلاعاتي به دست آورند، اما زنها پرسشهايي را مطرح مي كنند كه گفتگو به پايان نرسد.
- زنان خود را مقيد به متقاعد نمودن همصحبت خود مي دانند، اما مردان دوست دارند خود را به تجاهل بزنند.
- زنان در حين صحبت، سعي در كم كردن پرخاش و برخورد دارند ولي مردان اين مسائل را روشي براي ادامه صحبت مي دانند.
- مردان موضوع صحبت را پي در پي عوض مي كنند، ولي زنان موضوع صحبت را پيگيري كرده و تنها بر اساس اهميت مطالب، تغييري در روند صحبت مي دهند.
- زنان بيشتر در جهت كسب و تبادل تجارب و همچنين درد دل كردن و حمايت روحي صحبت مي كنند، ولي مردان در جهت تفسير مسائل به صورت ارائه راه حل واقع بينانه در صحبتها شركت دارند.
- در گفتگوهاي جمعي، مردان مي خواهند بيشتر متكلم وحده باشند و غالبا صحبت ديگران را قطع مي كنند و نمي گذارند خانمها در صحبت شركت داشته باشند.

به عقيده بعضي روان شناسان، شكاف و تفاوت گفتاري بين زنان و مردان در همان زمان كودكي شكل مي گيرد. همان گونه كه در نوع متفاوت بازيهاي دختران و پسران نمايان مي شود. در اينكه كدام يك از عوامل اجتماعي يا مادرزادي و فطري در رفتارها دخيل هستند، اختلاف نظر وجود دارد. چنين به نظر مي رسد كه از دوران كودكستان، مسير تفكر و روش دو جنس تغيير مي كند. دختران گروههاي كوچك صميمي يا بازيهايي كه نقش مادر و فرزند را بازي مي كنند، ترجيح مي دهند. آنها در انتخاب و پوشيدن لباس به هم كمك كنند و صحبت كردن بخشي از بازي آنها را تشكيل مي دهد. آنها از راه تبادل افكار و عقايد به رفتارهايشان شكل مي دهند.
دختران در روابط بين خود در پي همدلي هستند، اما اگر شخصي از گروهشان خارج شود، احساسات شديد خود را حتي با غيبت كردن نشان مي دهند. در مقابل، پسران فوتبال، تفنگ بازي، مسابقه دو و فعاليتهاي بدني را بيشتر دوست دارند. ايجاد "گروه پسران" به تشكيل ساختار گفتاري آنها كمك مي كند كه آميزه اي از اعمال زور، فرياد، و پرخاش است.

اين تفاوتها بين دو جنس تا حدي گسترش مي يابد كه در ساختار زباني و گفتاري آنها حالت رمز گونه پيدا مي كند.
از ديدگاه زنان، زبان به دو بخش "مردانه " و "زنانه " تقسيم مي شود. "گنجينه واژگان" در بخش زنانه قرار مي گيرد و در مقابل، لغاتي مانند "آدم و حوا"، "مرد و زن"، "خير و شر" در بخش مردانه قرار مي گيرند.

توماس الكس، جامعه شناس، معتقد است كه تصور ما از زنانگي و مردانگي از روابط اجتماعي ما از گذشته تاثير مي پذيرد. اين تصورات باعث ايجاد عوارضي در رفتار و شيوه گفتار ما مي شوند و همچنين در انتظارات ما از يك گفتگو تاثير مي گذارند.
در قرن نوزدهم ميلادي مطالبي در كتابها آورده شده كه با روش گفتگوي زنان امروز يعني به صورت خود دار، و تفاهم برانگيز مطابقت دارد. در آن زمان، درجه بندي اجتماعي افراد از نظر راه و سعادت اجتماعي، نوع فعاليت زنان و مردان را دسته بندي مي كرد. مردان به تجارت و كسب درآمد علاقمند بودند ولي زنان تنها خواهان خانه داري و تربيت كودكان بودند و نقش كدبانو را ايفا مي كردند. در آن زمان، معتقد بودند كه يك دوشيزه و خانم جوان تنها وقتي بايد وارد صحبت شود كه در يك جمع آشنا حضور داشته و پنهان كردن احساساتش هم لزومي نداشت، ولي او اجازه نداشت به طور معمول يك بحث را آغاز كند از سوي ديگر، جاذبه يك خانم متشخص آن بود كه در گفتگو ها جلب توجه نكند.
در زمانهاي گذشته، شرح وظايف متفاوت زنان و مردان به شكاف "شيوه گفتاري" آنها مي انجاميد، ولي امروزه فعاليتهاي اجتماعي مشابه، رفتارهاي مشابهي نيز در پي دارد. به طور مثال، نتايج تحقيقات نشان مي دهد، زناني كه تازه در مسند رياست قرار مي گيرند، مشروعيت خود را به وسيله قدرت و نمايش تسلط خود به اثبات مي رسانند. تقريبا مثل مردان همتراز خود كه با ارتباط مستقيم به اين هدف دست مي يابند. مانند مردان صحبت ديگران را قطع مي كنند، بر روي حرف خود تاكيد مي ورزند و نسب به زيردستان حساسيت ندارند.

بر گرفته از سايت geo.de