امنيت راههاي ارتباطي را تامين و كاروانسراهاي متعدد براي تسهيل حمل و نقل ايجاد، و ميهن را داراي يك ارتش ملي كرد كه سربازان آن از ميان همه مردم انتخاب مي شدند ، نه افراد چند ايل. مورخان اروپايي وي را درمقايسه با سران ايران عهد باستان ؛ از نظر وطندوستي برابر با داريوش بزرگ و از لحاظ كشورداري و ايجاد امنيت و تاسيس يك نطام قضايي خوب مساوي با خسرو انوشيروان نوشته اند.

   دوران پادشاهي شاه عباس اول ( 1038 – 996 ه.ق. ) فصل تازه اي در تاريخ دولت صفوي گشود . شاه عباس كه از جانب پدر فرماندار خراسان بود و درشهر هرات حاكم نشين خراسان بسر مي برد پس از آن كه شنيد كه سران قزلباش پدر نابيناي او را آلت دست قرار داده و مادرش مهدعليا را كه مانع سوء استفاده هاي ايشان بود كشته اند با لشكر خراسان به قزوين رفت و برضد پدر كودتا كرد و شاه شد و دست قزلباش را به تدريج از كارها كوتاه كرد. او را بايد پادشاهي زيرك و سياستمدار و قدرت طلب خواند . او كه از نزديك و دور جريان حوادث را دنبال مي كرد به فراست دريافته بود كه عامل اصلي آشفتگيها قدرت طلبي امراي قزلباش است . پس قبل از هر كار بر آن شد تا به اعمال اين اميران پايان بخشد . نخست با كمك مرشد قلي خان كه در راس امور نظامي و اداري قرار گرفته بود سران گردنكش قزلباش را از ميان برداشت . سپس او را نيز به قتل رساند و با انتصاب سركردگان و حكام ولايتها و ايالتها از درجات پايين تر كه به صورت كامل از خود او اطاعت داشتند سلطنت مطلقه اي را برقرار نمود . وي براي مقابله با ازبكان و عثمانيان و عقب راندن آنان نخست با دولت عثماني مصالحه كرد. آن گاه را براي جنگ با ازبكان به خراسان برد و تا سال 1007 ه.ق. نواحي مختلف اين ايالت را تصرف آنان خارج كرد . سپس در تجديد نظر در سازمان سپاه و انحلال قزلباش سپاه قوللر و شاهسون را پديد آورد و همكاري متخصصاني كه برادران شرلي از انگلستان به ايران آورده بودند ارتش را به سلاح گرم مجهز كرد. وي از سال 1011 ه.ق. به بعد با يك رشته عمليات تهاجمي كه تا سال 1034 ه.ق. به طول انجاميد مناطقي از قفقاز و آناتولي و عراق و عرب را از تصرف عثمانيها خارج كرد و مرزهاي مملكت را به حدود دوران شاه اسماعيل بازگرداند . همچنين با مقابله سياسي و نظامي با پرتغاليان در خليج فارس قدرت دولت صفوي را بر جزاير و بنادر خليج فارس برقرار نمود .
     با استقرار مجدد امنيت و ثبات در داخل كشور و علاقه شاه عباس به تقويت بنيه نظامي و اقتصادي كشور فصل تازه اي در مناسبات ايران با كشورهاي اروپايي گشوده شد و يكي از نتايج آن رشد بازرگاني داخلي و خارجي به ويژه در زمينه توليد و فروش ابريشم وجلب منافع مالي فراوان بود . تمايل او به عمران و آباداني موجبات رشد معماري و برپايي بناهاي عام المنفعه ،‌راهها ،‌كاروانسراها ،‌پلها ، مساجد ، مدارس و نيز تعالي بخشهاي مختلف هنري را فراهم نمود كه شاخصترين پديده در عصر صفوي و حتي در تاريخ ايران محسوب مي شود .

    شاه عباس به دليل باز شدن پاي اروپائيان به آبهاي مشرق زمين ، نسبت به امنيت خليج فارس بسيار حساس بود. عيب او بمانند ساير سران صفويه تا اواخر قاجاريه كم توجهي به ادبيات بود.