on the river
حس می کنم مثلا فرشته ای که آن بالا در عرش مشغول جایگذاری اسلایدها یا اپیزودهای مختلف زندگی من است خیلی حسو حال درست کار کردن ندارد!! گاهی اپیزود 4 جای اپیزود 2 اتفاق می افتد و بر عکس
مثلا اتفاقی که باید در 25 سالگی ام می افتاد در 10 سالگی ام افتاد و مرا ناامید کرد از همه...با چه زجری خارج شدم از آن همه رنج در 10 سالگی
و یا اتفاقی که باید در 70 سالگی ام بیافتد من در 24 سالگی تجربه کردم و چه دردی داشت اتفاقی اینچنین سخت...
و از دست دادنها و بدست آوردنهایی که نمی دانمشان ،عده ای را مقصر خودم بودم که با غرورم اجازه دادم بروند و از دستشان دادم و عده ای که رفتند بی آنکه مرا بدانند
با اینحال از تمام این خاطرات احساس خوبی دارم هریک پیش از موعد خود چه در 10 سالگی و چه در 24 سالگی و چه در 26 سالگی به من بسیار آموختند....
این روزها دیگر برای کسی نخواهم مرد ،به خودم بر می گردم برای تمام کسانم زندگی خواهم کرد،اینروزها برای همه آنها که دوستشان دارم زندگی خواهم کرد.
موسیقی که اینروزا خیلی گوشش می دم Boat on the river از گروه STYX هست فوق العاده اس اجرا در سال 1980، لینکشو میذارم اینجا و معنی هم در بخش نظرات
Take me back to my boat on the river
I need to go down, I need to come down
Take me back to my boat on the river
And I wont cry out any more
Time stands still as I gaze in her waters
She eases me down, touching me gently
With the waters that flow past my boat on the river
So I don't cry out anymore
Oh the river is wide
The river it touches my life like the waves on the sand
And all roads lead to tranquility base
Where the frown on my face disappears
Take me down to my boat on the river
And I wont cry out anymore
Oh the river is deep
The river it touches my life like the waves on the sand
And all roads lead to tranquility base
Where the frown on my face disappears
Take me down to my boat on the river
I need to go down, with you let me go down
Take me back to my boat on the river
And I wont cry out anymore
And I wont cry out anymore
And I wont cry out anymore
منبع موسوی