روزي يك موش صحرايي از يك جغد پير درباره وزن دانه برف
سوال ميكند . جغد جواب ميدهد : " وزنش چيزي بيشتر
از هيچ چيز است ! "
جغد در ادامه مي گويد : " روزي به هنگام بارش برف روي
شاخه ايي از صنوبر نشسته بودم و در حال استراحت ،
دانه هاي برف را كه يك به يك روي شاخه مي نشستند ،
مي شمردم . به رقم دقيق 3 ميليون و 471 هزار و 952
كه رسيدم دانه برف ديگري روي شاخه نشست و ....
ترق ...شاخه درخت ناگهان شكست و من و برفهايي كه
روي شاخه بوديم در هوا معلق شديم و بر زمين افتاديم ..
آره عزيزم ، وزن يك دانه برف چيزي بيشتر از هيچ چيز است!"
نكته :
به يك سنگ تراش نگاه كنيد كه روي سنگ ضربه مي زند .
شايد صد بار ضربه ها روي سنگ فرود بيايد ،بدون اينكه
حاصلي داشته باشد ، اما در ضربه صد و يكمي سنگ به
دو نيم تبديل ميشود و من مي دانم كه اين آخرين ضربه
نيست كه سنگ را دو نيم ميكند ، بلكه اين امر نتيجه
تلاشي است كه از ابتدا صورت ميگيرد .
(ژاكوب اي ريس)