میان ماندن و رفتن
هیشه حادثه جاری است
سکوت تلخ بریدن
صدای سرد شکستن
و رابطه گاهی...
چون خطی صاف وبی انتهاست
و گاهی...
منحنی زیبایی است از تبسم لبهایت
حکایت غریبی است
میان ماندن و رفتن
و رابطه گاهی...
نرفتن و ماندن
و گاهی...
برای ماندن باید رفت ...
اما چون تو را دارم
پس خواهم ماند
و فعل رفتن را
به ماندن ترجمه خواهم كرد
تا همچنان ماندن
در هميشه ي تاريخ
پيروز باشد
+ نوشته شده در جمعه پنجم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 20:1 توسط حمید
|