در گذشته, پیش از فراوانی و پیشرفت, زندگی یک شخص تقریباً ترکیبی از بقا خود و جامعه اش بود؛ برداشت غذا و نگهداری و تعمیر پناهگاهها. در یک اجتماع، خلوت کمی برای یک فرد وجود داشت و هر کس با شغلش شناخته می شد.
در دوران نوین, بسیاری از مردم فرصت کردند به زندگی شخصی خود, جدا از کارشان فکر کنند.
کار و تفریح از هم جدا هستند, فرد یا مشغول کارش است یا نیست, و مرز معینی بین این دو وجود دارد. کارمندان یا کارگران, در ساعاتی خاص موظف به کارند, و در زمان استراحت به ندرت به کا می پردازند. این ممکن است با تداوم تخصصی شدن کارها و افزایش روز افزون بازدهی, چه در کار و چه در خانه, در ارتباط باشد. یک عبارت متداول که این موضوع را بیان می کند, " سخت کار کن, زیاد بازی کن " می باشد. البته علی رغم مطالب فوق, امروزه گرایش فزاینده ای بسوی زندگی یکپارچه و کاهش تفاوتهای خشک بین کار و تفریح وجود دارد.

یک " زندگی" ممکن است بطور کلی " خوب" یا " بد" به نظر برسد, و از همین جنبه هم متمایز گردد. آن (یا قسمتی از آن ) ممکن است بصورت
زندگینامه, زندگینامه شخصی یا یک خاطره, بازتابی ادبی پیدا کند. برخی از زندگی های برجسته بصورت زندگی اولیاء و بزرگان منتشر می شود و دوران زندگی, از تولد تا مرگ, همیشه به صورت یک زندگی روزانه یکنواخت نمی باشد.