حقيقت داره دلتنگي

دليل اينکه آرومم ،اميد لمس دست هاته

همين لبخند پنهاني ،کنار لحن گيراته

دليل اينکه تنهايي ، همين دست هاي تنهامه

همين دنياي تاريکم ، همين ترديد چشمامه

شبيه حس پژمردن ، دچار شک و بي رنگي

من و روحم ، تو تنهايي ، حقيقت داره دلتنگي

هنوزم مي شه عاشق شد ، هنوزم حال من خوبه

ببين دنيا پر از رنگه ، هنوزم عشق ...

تو درگيري ، نمي دوني ، چه رويايي به من دادي

اگه فکر مي کني سردم ، برو رد شو ، تو آزادي

نمي دوني چقدر سخته ، تو پشت نبض ديواري

نمي دونم تو اين روز ها ، چه احساسي به من داري

شبيه حس پژمردن ، دچار شک و بي رنگي

من و روحم ، تو تنهايي ، حقيقت داره دلتنگي

هنوزم مي شه عاشق شد ، هنوزم حال من خوبه

ببين دنيا پر از رنگه ، هنوزم عشق ...

نه اينکه سرد و مغرورم ، نه اينکه دور از احساسم

بذار دست دلم رو شه ، بذار رويا رو بشناسم

تموم شهر خوابيدن ، من از فکر تو بيدارم

يه روز مي فهمي از چشمام ، چه احساسي به تو دارم

شبيه حس پژمردن ، دچار شک و بي رنگي

من و روحم ، تو تنهايي ، حقيقت داره دلتنگي

هنوزم مي شه عاشق شد ، هنوزم حال من خوبه

ببين دنيا پر از رنگه ، هنوزم عشق ...